سلامت روانی کودک، یعنی این که او چگونه فکر، احساس و رفتار می کند.

شما می دانید کودکتان در خانه چگونه رفتار می کند. اما آیا واقعاً از طرز رفتار او در مدرسه نیز آگاهی دارید. اکنون زمان خوبی برای فهمیدن این قضیه است که آیا کودک شما، برای یادگیری و آموختن، آمادگی لازم را دارد؟ سلامت روانی، عامل مهمی برای عملکرد خوب او در مدرسه است. سلامت روانی کودک، یعنی این که او چگونه فکر، احساس و رفتار می کند. سلامت روانی ناسالم ممکن است در هر کودکی دیده شود، حتی کودکان پیش دبستانی و دبستانی. مشکلات روانی، رایج تر از آن چیزی است که شما حتی فکرش را بکنید! از هر ۵ کودک، یک کودک دارای اختلال احساس، و مشکلات روانی رفتاری است که هر کدام از این عوامل می تواند به افت تحصیلی، خشونت و... منجر شود. کمک به این کودکان بسیار آسان است، اما دو سوم کودکانی که دارای این مشکلاتند، کمک هایی که نیازمند آن هستند، دریافت نمی کنند.
ضروری به نظر می رسد که والدین و معلمان، در مورد سلامت روانی کودکان با یکدیگر گفت وگو کنند.
معلمان، می توانند به شما کمک کنند که تصمیم بگیرید آیا کودکتان نیاز به کمک دارد یا خیر؟ در ادامه، تعدادی سؤال ذکر می شود که شما باید در مورد پاسخ آنها با معلمان کودک خود، به بحث و گفت وگو بپردازید.
۱ - آیا کودک من، اغلب اوقات عصبانی به نظر می رسد؟ زیاد گریه می کند؟ به مسایل، بیش از حد، واکنش نشان می دهد؟
۲ - آیا نظم مدرسه را به هم می ریزد؟ بچه های دیگر را در زمین بازی اذیت می کند؟ و یا قوانین را بارها و بارها، زیر پا می گذارد؟
۳ - آیا کودک من، اکثر اوقات، ناراحت و یا افسرده به نظر می رسد؟ و یا در مقابل آزمون ها، به طور غیرمعمول واکنش نشان می دهد؟
۴ - آیا او از این که چگونه به نظر می رسد، معذب است؟ و یا دائماً از سردرد، دل درد و مشکلات جسمی دیگر- بخصوص وقتی که باید امتحان بدهد یا در فعالیت های کلاسی شرکت کند- شکایت می کند؟
۵ - آیا کودک من قادر نیست بر روی صحبت های معلم خود تمرکز کند؟ تصمیم بگیرد؟ و یا به معلمش احترام بگذارد؟
۶ - آیا به چیزهایی که معمولاً لذت بخش است، مثلاً ورزش، موسیقی یا سایر فعالیت های کلاسی، علاقه ای نشان نمی دهد؟ و یا به طور ناگهانی از دوستانش فاصله می گیرد؟
اگر پاسخ شما و معلم کودکتان، به تمامی این سؤالات آری است و مشکل، جدی و مدام به نظر می رسد، ضروری است که بفهمید، آیا مشکلی در زمینه سلامت روانی، مسبب این رفتار ها است یا خیر؟
برای والدین آسان نیست که بپذیرند، کودکشان ممکن است، مشکلی داشته باشد.هر رفتاری می تواند به موفقیت کودکتان در کلاس درس کمک کند، اما مهم این است که شما به او کمک کنید.

در اینجا راهکارهایی برای عملکرد شما پیشنهاد می شود:
۱ - کتاب یا بر وشوری تهیه و اطلاعات بیشتری در مورد سلامت روانی کودک، کسب کنید.
۲ - با یک پزشک و روانشناس، مشورت کنید. آنها می توانند عوامل تأثیرگذار دیگر در یادگیری کودک را بررسی کنند. مثلاً مشکلاتی در بینایی یا شنوایی. در نهایت شما ممکن است تصمیم بگیرید که کودکتان و همین طور اعضای خانواده برای داشتن سلامت روانی کامل، از سوی فردی متخصص آموزش ببینند.
۳ - نقش فعال برای کمک به بهتر شدن کودکتان را خود برعهده بگیرد. هر کودکی، مانند هر والدینی، دارای توانایی هایی است. یاری کردن کودکتان، زمانی که در حال انجام تکالیف درسی خود است، به شما نیز فرصتی می دهد که زمانی را با او سپری و تجربیات خود را به او منتقل کنید. این امر می تواند پیوندی محکم بین شما و کودک برقرار کند. علاوه براین، شما در این زمان می توانید، به علایق او نیز پی ببرید.
۴ - با دقت جست وجو کنید تا سرویس دهنده های خوب و خدمات مناسبی را در این رابطه برای کودک خود، تدارک ببینید. صبور باشید. هر خدمتی که ارایه می شود، برای همه کودکان مناسب نیست. تعداد زیادی سازمان های ملی و یا گروه های خصوصی در زمینه سلامت روانی، در جامعه وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند.
۵ - کودکان به یکپارچگی بین خانه و مدرسه نیاز دارند. والدین و معلمان با همکاری در کنار یکدیگر، می توانند استعدادها و توانایی هایی چون، کنجکاوی، مراقبت از حیوانات، حس شوخ طبعی و... را در کودکان، تقویت کنند. این وظیفه، اگر انجام گیرد، بخش بزرگی از مراقبت کودکان را توسط والدین یا معلمان شامل می شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٤

 

 روش که می تواند در افزایش هوش و ذکاوت شما کمک کننده باشد را متذکر می شویم.

1- تغذیه با شیر مادر
مزایای شیر مادر بارها و بارها گفته شده از جمله پیشگیری از ایجاد عفونتها، افزایش قدرت سیتم ایمنی، و همچنین فراهم نمودن المانهای مهم تغذیه ای و...اما آنچه که بسیار حائز اهمی است تحقیقاتی است که توسط دانشمندان دانمارکی انجام پذیرفته است،دانشمندان اعلام نمودند که کودکانی که به مدت  حداقل 9 ماه از شیرمادر تغذیه نموده اند به طور واضحی باهوش تر از کودکانی هستند که به مدت یک ماه و یا کمتر از شیر مادر تغذیه شده اند.

2- بازی های فکری
بازی هایی مانند شطرنج و جدول، معما، ساخت و سازها، و ... سبب تمرین بیشتر مغز شده و در شکل دهی بهتر افکار بچه ها بسیار مهم و موثر هستند.

3- نواختن موسیقی
براساس آخرین تحقیقات انجام شده در دانشگاه تورنتو کانادا، مشخص گردید که کودکانی که در یادگیری نواختن نوعی ساز، درگیر بوده اند از IQ بیشتری نسبت به همسالان خود برخوردار شده اند.

4- ورزش و بازی
انجام ورزش و یا حتی بازی های بچه گانه که سبب شرکت آنها در فضای باز و یک کار گروهی می گردد در افزایش هوشمندی آنها بسیار موثر است در تحقیقاتی که توسط اپن ها غیر انجام شده است، مشخص گردید زنانی که مدیرعامل شرکتهای مهمی بودند 81% در ایام کودکی در بازیهای
تیمی شرکت فعالانه داشته اند.

5- بازیهای ویدئویی
شاید تعجب کنید اما دیده شده کودکانی که از این بازیها استفاده کرده اند قدرت خلاقیت و  تفکر و برنامه ریزی بهتر و مناسب تری داشته اند. اخیراً در انگلستان بعضی از معلم ها از این بازیها در کلاس درس برای آموزش بهتر دروس استفاده می نمایند.

6- مصرف کمتر غذاهای کم ارزش
مصرف میان وعده ای که از ارزش غذایی کم اما حجم بسیار برخوردارند سبب می گردد تا با پر کردن معده بچه ها مانع از مصرف غذاهای با ارزش و لازم و ضروری گردد لذا سعی کنید میوه و آجیل و... را بیشتر در برنامه غذایی آنها بگنجانید.
 
7- کنجکاویهای طبیعی
سعی کنید فرزندان خود را با محیط اطراف بیشتر آشنا کنید  و با بردن آنها به فضاهای طبیعی(کوه، صحرا، باغ وحش، آکواریوم و...)ایجاد انگیزش در زهن کنجکاو آنها نموده و به سوالات بی شمار آنها پاسخ مناسب بدهید.این امر در افزایش هوشمندی کودکتان بسیار موثر است.

8- مطالعه
یکی از ارزانترین و قابل دسترس ترین امکاناتی که می توان از آن برای افزایش هوش فرزندتان استفاده نمایید استفاده از کتاب و کتابخوانی است.سعی کنید از همان سنین پایین برای آنها کتاب های عکس دار بخوانید.مطالعه روشی است که قدرت شناخت کودک را بسیار تقویت نموده و در هر سنی به آنها کمک می نماید.

9- تقویت روابط اجتماعی
فرزند خود را تشویق کنید تا در جمع قادر به سخن گفتن و یا شعر خواندن گردد،همچنین در سنین بالاتر در شرکت دادن آنها در فعالیتهای اجتماعی،تیمی،و بازیهای گروهی سبب افزایش اعتماد به نفس و نیز هوشمندی آنها گردد.

10-خوردن صبحانه
تحقیقات همواره نشان داده است که خوردن صبحانه سبب بهبود حافظه،تمرکز و یادگیری می گردد. لذا کودکانی که از خوردن صبحانه امتناع می کنند خیلی زودتر خسته شده و از یادگیری نیز سرباز می زنند و این در دراز مدت می تواند در هوشیاری آنها تاثیر گذار باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٤

 

چگونه با سوالات جنسی فرزندان رو به روشویم؟

 

کودکان

_ درباره اعضای مختلف بدن و کارکرد هر یک، توضیحات ساده و قابل فهمی به کودک بدهید.

_ کودک را در آغوش بگیرید و اجازه دهید علاقه و محبت شما را از این طریق درک کند.

_ به تدریج به فرزندتان تفاوت و خصوصی بودن بعضی از اندام های بدنش را یاد بدهید.

_ سعی کنید وقتی درباره ی این اعضا صحبت می کنید، احساس گناه یا شرمساری نداشته باشید.

_ کودک را تشویق کنید اگر سوالی در این مورد دارد، از شما یا افراد قابل اطمینان خانواده بپرسد.

 

 

نوجوانان

_ در باره بلوغ و تغییراتی که نوجوانان در این سن دچار آن می شوند، اطلاعات کافی به فرزندان بدهید و بگویید که این تغییرات، عادی و طبیعی ست.

 

_ در این دوره دختران حالات خود را زودتر بروز می دهند اما پسران دچار عصبیت ها و پرخاش گری های شدید می شوند. حمایت، ایجاد امنیت روانی و حضور دائم در کنار نوجوانان می تواند مانع بروز بسیاری از انحرافات، کج روی ها، بزهکاری ها و آسیب های اجتماعی شود.

 

_ به حریم خصوصی فرزندتان، در حالی که سعی می کنید رابطه ی نزدیک و صمیمانه ای با او داشته باشید، احترام بگذارید.

 

_ تذکر این نکته به نوجوان ضروری ست که تغییرات جسمانی بدن او، همراه با تغییرات عاطفی، شناختی و رفتاری خواهد بود و تمام این حالات، هیجانات و احساسات او، کاملاً طبیعی ست.

بیان شفاف و واضح دیدگاه ها و نگرش های خانواده درباره ی اهمیت دادن به موازین و مقررات زندگی مشترک، از اهمیت زیادی برخوردار است. فرزندان باید بدانند تا زمانی که توانایی تصمیم گیری برای آینده شان را ندارند و قادر به پذیرش مسوولیت های سنگین خانه و خانواده نیستند، از ازدواج های تا به هنگام و برقراری روابط نزدیک تر با افراد غیر هم جنس خود بپرهیزند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٤

 

بیش‌فعالی و کم‌توجهی یا ADHD (Attention Deficit Hyperactivity Disorder) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.

از هر 100 کودک 5 کودک، مبتلا به ADHA باشند. پسران سه برابر بیش از دختران در معرض ابتلا به این عارضه قرار دارند.

اغلب این اختلال قبل از 7 سالگی آغاز می‌شود و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگ‌تر نشده، متوجه مشکل او نگردند.

کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال رفتار، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند. اکثر کودکان بیش فعال دچار احساس افسردگی، اضطراب و عدم اعتماد به نفس می‌شوند.

 

علل بروز ADHD

پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD ، فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام واسطه‌های عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی، در کنترل رفتار کمک می‌کنند.

مصرف سیگار در دوران بارداری با ایجاد بیش فعالی در کودک مرتبط است.

علت‌های دیگر شامل: تولد پیش از موعد، نوزاد با وزن بسیار کم و آسیب‌های مغزی نوزاد حین تولد هستند.

تماشای بیش از حد تلویزیون در سنین کم موجب کم‌توجهی کودک می‌شود. کودکان زیر 2 سال نباید تلویزیون نگاه کنند و یا به بازی‌های کامپیوتری بپردازند و در کودکان بیش از 2 سال، باید زمان این فعالیت ها به 1 تا 2 ساعت محدود شود

علایم ADHD

اشکال در توجه

فعالیت بیش از اندازه (بیش‌فعالی)

انجام عمل قبل از فکر کردن به آن

 

انواع ADHD

1- نوع بی‌دقت و بدون توجه

در این نوع، فرد نمی‌تواند روی تکلیفی که به او می‌دهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. این دسته از افراد غالبا:

- توجه زیادی به جزئیات ندارند.

- بر کارهای مدرسه نمی‌توانند تمرکز داشته باشند.

- کارهای مدرسه و فعالیت‌های روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمی‌کنند و آن‌ها را به پایان نمی‌رسانند.

- نمی‌توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.

- اسباب بازی‌ها ، کتاب‌ها و وسایلشان را اغلب گم می‌کنند.

 

2- نوع تکانشی - بیش‌فعالی

این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند، آن را انجام می‌دهند (تکانشی). کودک همیشه در حال انجام کاری می‌باشد. ممکن است سطح بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش یابد.

مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:

- بی‌قراری و ناآرامی

- دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی

- پر سر و صدا بازی کردن

- بیش از حد صحبت کردن

- پاسخ‌دادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است

- عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود

- بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن

- وسط صحبت دیگران پریدن

 

3- نوع ترکیبی

در این نوع، کودکان نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را دارا می‌باشند. آن‌ها در توجه‌کردن، فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند.

 

تشخیص ADHD

بیش فعالی اغلب سابقه خانوادگی دارد. برای تشخیص این اختلال، معاینه بدنی باید انجام شود و شنوایی، بینایی و سایر توانایی‌های کودک بررسی شوند.

 

وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود، باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. برای تشخیص ADHD این نکات را مد نظر قرار دهید:

* کودک رفتارها و علائم گفته شده در بالا را، قبل از سن 7 سالگی نشان دهد.

* این رفتارها در مقایسه با کودکان همسن آنان شدیدتر باشد.

* علائم حداقل باید 6 ماه ادامه داشته باشند.

* این علائم بر روی حداقل دو زمینه زندگی کودک مانند: مدرسه، خانه، پرستار کودک، دوستان و... تاثیر منفی داشته باشد.

* علائم نباید در اثر فشار روانی و استرس ایجاد شده باشد. کودکانی که طلاق، بیماری، تغییر مدرسه یا تغییر ناگهانی محل زندگی را تجربه می‌کنند ممکن است بی توجه یا فراموشکار شوند.

 

درمان

درمان سریع برای ADHD وجود ندارد، اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران به نکات زیر توجه کنند:

- در مورد این اختلال، اطلاعات بیشتری کسب کنند.

- برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد نمایند.

- دارو درمانی: در صورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو نیاز دارد.

 

توصیه‌هایی به والدین

* با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد، نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.

* هم والدین و هم معلم مدرسه، باید نمونه‌ای از برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزند را داشته باشند.

* با معلم کودکتان در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آن‌ها را حمایت کنید.

* هر روز یک برنامه مشخص، از ساعت بیدار شدن از خواب تا ساعت به خواب رفتن کودک داشته باشید. برنامه را روی دیوار نصب کنید تا کودک سراسر روز بتواند آن را ببیند و بر اساس آن بازی کند و تکالیف مدرسه و کارهای روزمره را انجام دهد.

* به منظم شدن کودک خود کمک کنید. کیف مدرسه، لباس‌ها و اسباب بازی‌ها را هر روز در جای مشخص و ثابتی قرار دهید. در این صورت احتمال این که کودک وسایل مورد نیاز خود را گم کند، بسیار کم می‌شود.

* از حواس پرتی کودک جلوگیری کنید. تلویزیون، رادیو و کامپیوتر را خاموش کنید.

* تنها امکان انتخاب بین دو چیز را به او بدهید. در این صورت کودک هیجان زده و سردرگم نخواهد شد.

* از انضباط به صورت موثری بهره بگیرید. در برابر یک رفتار نامناسب به جای فریاد زدن یا تنبیه، یکی از امتیازات او را لغو کنید. در مورد کودکان کوچکتر می‌توان به سادگی آنان را تا موقعی که رفتار بهتری نشان دهند نادیده گرفت.

 

توصیه‌هایی به معلمان

* به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آن‌ها آموزش دهید.

* به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. به آن‌ها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته انجام دهند. در بین برنامه‌ها به آن‌ها استراحت دهید.

* با والدین و دانش آموزان، هر دو با هم، برای نوآوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی مناسب، به منظور نیل به نیازهای دانش آموزان، همکاری کنید.

* انتظارات بالا از دانش آموزان نداشته باشید، اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید.

* صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢٤

 

دیس پراکسی ( کنش پریشی )

یکی از رایج ترین اختلالات عملکردی که معمولا همراه با اختلالی نظیر اختلال در پردازش و یا یکپارچگی حسی ، اختلال هماهنگی در رشد ، مشکلات توجه و تمرکز ، اختلال نقص توجه - بیش فعالی ، مشکلات اضطرابی و ..  در کلینیک ها مشاهده می شود کنش پریشی است . اگر درمانگر در مورد دیسپراکسی یا کنش پریشی چیزی نداند ، تصور می کند کودک لجباز ، یا خجالتی ، یا مضطرب ، یا گیج ، یا عقب مانده ذهنی است . در صورتی که ممکن است کودک واقعا قصد همکاری داشته باشد اما نتواند ایده ی انجام کار را در ذهنش بطور برنامه ریزی شده و مرحله به مرحله حلاجی کند و نتواند آن ایده را به حرکت تبدیل کند و یا نتواند آن حرکت را به شایستگی انجام دهد . در حقیقت کودک مبتلا به دیسپراکسی یا در مرحله Ideation  ایده سازی ، یا در مرحله Ideomotor , Motor planning   ( برنامه ریزی حرکتی و تبدیل ایده به حرکت ) و یا در مرحله Execution  ( اجرا ) دچار ضعف است .

درمانگرانی که با دیس پراکسی مواجه می شوند ممکن است گیج شوند چون وقتی از کودک می خواهیم کاری را انجام دهد نمی تواند . اما وقتی آزاد گذاشته می شود و احساس می کند که تحت ارزیابی و مشاهده نیست ممکن است خیلی راحت بتواند اتوماتیک آن کار ها را انجام دهد . 

مشکل این کودکان این است که نمی توانند کاری که از ایشان خواسته می شود ( مخصوصا اگر حرکتی چند مرحله ای و نا آشنا باشد ) را در ذهنشان به مراحل ریز تر تشکیل دهنده و متوالی تجزیه کنند و نمی دانند باید از کجا شروع کنند . این کودکان به شدت به توصیه های کلامی و همچنین دیدن همان کار ( یادگیری از طریق سر نخ های بینایی ) وابسته می شوند و مدام نیاز دارند که والدین شان به ایشان بگوید الان این کار را بکن ، خب الان اون کار را بکن و ...

این مساله باعث افت عملکرد در همه ی حوزه های کاری ایشان می شود . مثلا این ها نمی دانند باید چگونه بازی کنند و نیاز مند یه بزرگسال هستند تا از ایشان بخواهد چگونه بازی کنند . همچین سر انجام تکالیف حتما باید کسی بالای سرشان بنشیند و به ایشان راهنمایی ارائه دهد . در مورد تمامی فعالیت های روزمره زندگی ، استفاده از ابزار ، خودمراقبتی ها و ... نیز در مقایسه با سن شان بسیار بسیار وابسته تر هستند .

مشکل دیس پراکسی را می شود با انجام تمریناتی در رویکردها و قالب های ادراکی حرکتی ، Motor learning ، آموزش و مشاوره والدین ، رویکرد SCOPE  ، رویکرد CO_OP    به حداقل ممک تخفیف داد و حتی کامل درمان کرد . اما تا قبل از آن زمان ما با کودکی مواجه هستیم که واقعا اعتماد به نفس پایینی دارد و از جهت انجام فعالیت به راهنمایی ها و تائید درمانگر و والدین معتاد شده است.. 

نچه تفاوت بین راندمان جلسه ی کار با کودک مبتلا به کنش پریشی را عیان می کند ، دانستن تمرین ها نیست ، بلکه بیش و پیش از آن ، شیوه ی کار گرفتن از این کودکان است که می بایست با دقت به آن توجه داشت .

توصیه 1 )  این کودکان  دچار مشکلات شدید در زمینه اعتماد به نفس هستند . سعی کنید تا جای ممکن موقع صحبت کردن با ایشان لبخند بزنید ، به لحن صدایتان دقت کنید که با وجود آمرانه بودن و قاطعانه بودن ، تهدید آمیز و خشن نباشد . باور کنید بارها اتفاق افتاده است که وقتی بطور اتفاقی صدای خودم را ضبط کرده ام ، از این همه پرخاش و صدای بلند در کلام خودم حیرت زده گشته ام !   ما آدمها در نقش درمانگر ممکن است وقتی می خواهیم کاری را تاکید کنیم ، با صدای بلند داد بزنیم تا طرف به خودش بیایداما وقتی صدای ضبط شده ی خودمان را بشنویم احساس کنیم که به شدت توهین آمیز و خشن حرف زده ایم .

توصیه 2 ) به علت همین مساله ی اعتماد به نفس ، حتما پیشنهاد می کنم که ابتدا به عنوان Warm Up  به مدت 10 دقیقه ، کارهایی که کودکان مطمئنا از پس آن بر می آید و خودش هم می داند که می تواند آنها را انجام دهد از او بخواهید و مدام در واکنش به این که توانست آن کارها را انجام دهد ،  چهره تان را متعجب نشان دهید و مدام اظهار تعجب و خوشحالی کنید .

توصیه 3 ) تا جای ممکن مراحل متعدد یک Task چند مرحله ای را بلند بلند برای کودک حلاجی نکنید . این کار باعث گیج تر شدن او می شود . مراحل را برای خودتان ( توی دل خودتان ! ) حلاجی کنید تا دریابید کدام قسمت آن موجب کنش پریشی کودک می شود و تمرین را به گونه ای ارائه دهید که سختی آن مرحله Just Right Challenging  باشد .  اما مدام برای کودک توضیح ندهید که اول این کار ، بعد این کار ، بعد این کار ....

توصیه 4 ) پس از 5 دقیقه کار سخت ، قبل از این که خود کودک خسته شود و حوصله اش از انجام این کارهای تمرکزی و نیازمند دقت سر برود ، خودتان پیشنهاد استراحت بدهید و به کارهای مورد علاقه کودک بپردازید . دقت داشته باشید که تک تک تمرینات به ظاهر ساده ی در نظر گرفته شده برای کنش پریشی ، برای ما که این مشکل را نداریم کاملا ساده است ، اما برای کودکی که سعی میکند آنها را درست انجام دهد واقعا سخت و طاقات فرسا است . سعی کنید قبل از این که کودک با لجبازی و طول دادن و یا بازی در آوردن یا حتی غرغر و گریه کردن و خود را به خواب زدن و ... خستگی خود را اعلام کند ، شما پیشنهاد استراحت بدهید .

توصیه 5 )  وقتی کودکی از انجام دادن کاری احساس ناامیدی می کند و خود را در برابر انجام آن ناتوان می یابد ،  مدام نگویید تو می تونی ، کاری نداره ، ... بهتره سکوت کنیم ، فعالیت را اندکی ساده تر کنیم ، حمایت فیزیکی مان را اندکی بیشتر کنیم ، و وقتی توانست آن را انجام دهد و مکرر تکرار کردیم  ، برای بار چندم از کودک در حین انجام آن کار فیلم بگیرید ( با رعایت اخلاقیات مرتبط با تصویربرداری ) و بگذارید خود کودک با چشمان خودش ببیند که توانسته است و از پس آن کار بر آمده است .  دیدن خود در حین انجام کاری که سخت می پنداشتش بسیار متقاعد کننده تر و اثر گذار تر از این جمله ی بی خودی است که بگوییم تو می تونی .. تو می تونی .. کاری نداره

توصیه 6 ) گاهی وقت ها درمانگران تصور می کنند علت عدم انجام کاری توسط کودک کنش پریش ، کمبود انگیزه درونی برای تلاش کردن است . به این ترتیب درمانگران کم حوصله که درک درستی از کنش پریشی ندارند ، طاقت و صبر از کف داده و رو به سوی تهدید هایی می آورند : مثلا می گویند : یا این کارو می کنی یا می رم به مامانت می گم ! ، یا می گم مامانت بره بیرون ، یا تا وقتی این کارو نکنی نمی ذارم مامانت بیاد تو اتاق ، یا تا وقتی این کارو نکنی از استراحت خبری نیست و ... باور بفرمایید مگر در موارد خیلی خیلی استثنایی ، اثرات مخرب این گونه انگیزه دادن ها ، بر فوائد آن می چربد و رابطه ی درمانی و تصویر کودک از خود و جلسه ی درمانی را به قهقرا می کشد .

توصیه 7 ) گاهی وقت ها کودکان برای انجام کارهای چند مرحله ای ،  ترجیح می دهند از کارهای ساده که تعداد مراحل کمتری دارد استفاده کنند. درمانگر می تواند ابتدا کارهای کم مرحله ( مثلا 2 مرحله ای ) پیشنهاد بدهد و سپس از روش زنجیره سازی استفاده کرده و پس از هر 5 یا 10 بار تکرار ، وقتی آن مراحل ملکه ی ذهن کودک شد ، یک مرحله به ابتدا یا انتهای زنجیره ی مراحل پیشتر آموخته شده اضافه کند . این کار کمک فراوانی به کاهش کنش پریشی و افزایش سرعت یادگیری کودک می کند .

توصیه 8 )  یکی از کارهای جالب برای کاهش کنش پریشی کودکان این است که آن کاری که کودک به راحتی می تواند انجام دهد را اول و آخر مراحل گذاشته و مرحله ی وسطی ، همان مرحله ی سخت باشد . دیده شده است که کودکی که دچار مشکل کنش پریشی است ، با تمرکز کردن بر مرحله هایی که براحتی از پس آن بر می آید ، با سهولت بیشتر و تنیدگی کمتری می تواند از پس مرحله ی سخت بر آید . مثلا کودکی را تصور کنید که از جفت پا پریدن از روی یک ارتفاع 5 سانتی متری هراس دارد و به علت کنش پریشی ، نمی تواند جفت پا بپرد بلکه یک پا یک پا پایین می آید ،  اما این کودک به راحتی می تواند توپ را پرتاب کند . از کودک می خواهیم که ابتدا تا 3 بشمارد ، سپس بلافاصله پس از این که پرید ، توپی را که در دست دارد پرتاب کند .  تاکید اصلی مان را هم بر پرتاب محکم توپ می کنیم ، نتیجه در بسیاری از مواقع خارق العاده است ، کودک بدون این که خیلی به پرش خودش فکر کرده باشد ، ممکن است جفت پا پریده باشد . سپس این پرش جفت پا را تشویق می کنیم و همین کار را آن قدر از او می خواهیم که پرش جفت پا را در ذهنش کنش سازی کرده باشد .

توصیه 9 ) کودکان مبتلا به کنش پریشی در بسیاری از مواقع ، با شمارش 1 ، 2 ، 3   راحت تر می توانند حرکت مورد اراده شان را آغاز کنند . اما نباید با این گونه شمارش به کودک استرس بدهیم .

توصیه 10 ) تکرار ، تکرار ، تکرار رمز غلبه بر کنش پریشی است . دو یا سه کار مختلف را برای یک جلسه در نظر بگیرید و به عنوان مثال یکی از کارها را 20 بار پشت سر هم از کودک بخواهید . اگر کودک خسته شد ، پس از استراحت کار دیگر را 20 بار بخواهید ، مجددا به کار قبلی بازگشته و دوباره 10 بار بخواید ، استراحت کنید و کار سوم را 20 بار بخواهید ، مجددا کار دوم را 10 بار بخواهید و بلافاصله کار اولی را 5 بار بخواهید و پس از استراحت کار سوم را 10 بار بخواهید و ... همین طور پیش بروید.   در تئوری های Motor Learning   این گونه تمرینات را Mass Exercise  می گویند . یعنی انجام انبوه یک مانور حرکتی و یا تمرین برای بهبود کنش سازی .

توصیه 11 ) وقتی که کودک موفق به انجام یک کار 2 یا 3 مرحله ای شد ، از خود کودک بخواهید که با آرامش ، مراحل کاری که انجام داده است را توصیف کند . این تمرین خیلی به کودک کمک می کند تا مراحل انجام کار را ذهنی سازی کند .

توصیه 12 ) از سرنخ دادن های کلامی- شنیداری تا حد ممکن اجتناب کنید و از سرنخ دادن های دیداری و یا فیزیکی استفاده کنید . چنانچه کاردرمانگران گرامی می دانند ما سه نوع Cue   داریم . یکی Verbal Cue  در این نوع سرنخ دادن کلامی – شنیداری ، ما به صورت کلامی به کودک می گوییم که فلان کار را چگونه انجام دهد . این مساله معمولا در مورد کودکان مبتلا به کنش پریشی منجر به گیچ شدن بیش از پیش ایشان می شود. اما سرنخ های دیداری یعنی این که مثلا خود درمانگر حرکتی را که می خواهد کودک انجام دهد را یک یا چند بار انجام  می دهد تا کودک ببیند و سپس انجام دهد .  در حالت های شدید مشکل کنش پریشی حتی می توان از سرنخ های فیزیکی هم به طور محدود استفاده کرد یعنی کودک را به نحو فیزیکی هدایت و حمایت می کنیم تا کار خواسته شده را انجام دهد . مثلا این که برای پریدن کودک دست او را گرفته و اندکی به پایین می آوریم تا در یابد باید زانوش را خم کند و می توانیم با یک دست هم زانو یا پشت زانو را لمس کنیم تا نشان دهیم این گونه خم شدنش مورد انتظار ماست ، سپس با یک حرکت سریع ( پس از شمارش ) دست را بالا تر می آوریم تا کودک دریابد که باید ناگهان زانویش را صاف کند و این حرکت تبدیل به پرش شود .  خلاصه این که می توانید از Physical cue  و Visual Cue   برای هدایت کودک مبتلا به کنش پریشی استفاده کنید .

حال که توصیه هایمان را انجام دادیم ،  چند تمرین را بصورت تیتروار پیشنهاد می دهم .

1    تمرین اول ) تمرینات پرش از روی استپ به پایین ، به جلو ، به طرفین ، یک پا یک پا ، جفت پا ، ترکیبی   ( به این نحو که از ساده به سخت ، ابتدا درمانگر حرکت یا مجموعه حرکات مورد نظر را انجام می دهد و کودک می بیند و بلافاصله کودک تکرار می کند . اگر درست بود درمانگر تائید و تشویق می کند و اگر کودک اشتباه انجام داد ، درمانگر مجددا همان حرکت را تکرار می کند تا کودک با دقت بیشتری نگاه کند و آن را تکرار کند – حتما لازم است که این تمرینات از ساده به سخت انجام شودو درمانگر در هنگام اجرای هر کدام مکث داشته باشد و به آرامی حرکات را انجام دهد تا کودک با سهولت بیشتری بتواند در خاطر بسپارد )

      تمرین دوم )      تمرین جستجو کردن در اتاق به دنبال 3 یا 4عروسکی که در گوشه ها و زوایا و قسمت های مختلف اتاق پنهان کرده اید . کودک باید بتواند بدون پرسش از شما و یا تائید گرفتن و مکث کردن ، فقط به جستجو بپردازد و ایده سازی کند که کجا ها را بگردد و کجاها احتمال قایم شدن عروسک ها می رود .

      تمرین سوم )      تقلید حرکات درمانگر روبروی آینه . به این نحو که درمانگر پشت کودک قرار می گیرد و کودک باید بتواند با دیدن درمانگر در آینه ، عین کاری که درمانگر انجام می دهد رابلافاصله انجام دهد .

     تمرین چهارم ) رفتن به کلاس های ایروبیک ، یوگا ، ژیمناستیک که مربی کارهایی را انجام می دهد و کودکان روبرویی عین همان کارها را باید انجام دهند نیز بسیار مفید است .

5)    تمرین پنجم )   کلاس موسیقی کودکان – ارف -  بسیار بسیار نافع  است . درمانگر می تواند حالت ساده اش را در کلینیک انجام دهد . به این نحو که دو عدد چوب نسبتا بلند که رنگ های مختلف دارند برداشته و روبروی کودک بنشیند . به کودک هم دو عدد چوب با همان رنگ ها بدهد و  به نحوی آن ها را به کودک بدهد که چوبهای همرنگ روبروی هم باشد ( یعنی دقیقا آینه وار روبروی هم بنشینند )  ( مثلا چوب قرمز در دست راست درمانگر و چوب زرد در دست چپ درمانگر و چوب قرمز در دست چپ کودکی که روبروی درمانگر نشسته است و چوب زرد در دست راست او )  سپس درمانگر برای مرحله ی اول ، هر دو چوب را با هم به زمین می زند . کودک هم عین همین کار را می کند . سپس درمانگر اندکی تمرین را سخت تر می کند و اول با چوب قرمز و سپس با چوب زرد به زمین می زند . کودک می بینید و دقیقا  عین آن را می زند .  مراحل به تدریج آنقدر سخت می شود که در پس از نیم ساعت ممکن است به این حالت برسد : زرد – زرد – قرمز – زرد – قرمز و زرد دوتایی -   و کودک باید عین همین ریتم را ببیند و بزند .

6     تمرین ششم)  تمرینات حافظه شنیداری کاری Auditory working memory   نیز بسیار سودمند هستند . داخل گوش کودک یک کار ساده ی تک مرحله ای را بگویید تا برود و انجام دهد و برگردد . اگر کودک درست انجام داد رفته رفته تمرین را سخت ترمی کنید و دو ، سپس سه ، سپس چهار کار را پشت سر هم به او می گویید و او باید با دقت گوش کند و به خاطر بسپارد و انجام دهد و وقتی تمام شد برگردد  . غالب کودکان دچار مشکلات کنش پریشی به علت اعتماد به نفس کم ، در حال انجام این تمرین ، مدام با چشمانشان از درمانگر و یا مادر خود تائید می گیرند . درمانگر و مادر باید هیجان خود را کنترل کنند و فقط در انتهای مراحل کار به کودک بگویند درست بود یا غلط و در خلال مراحل باید چهره شان بی تفاوت باشد و یا به چشمان کودک نگاه نکنند و نگاه خود را بدزدند .

7    تمرین هفتم ) یک سری لگو و مهره با رنگ های مختلف را جلوی کودک قرار می دهیم و ظروفی نیز با همان رنگ ها روبروی کودک قرار می دهیم . از کودک می خواهیم که ابتدا یک قرمز داخل ظرف قرمز بیندازد ، سپس یک زرد داخل ظرف زرد و سپس یک آبی داخل ظرف آبی ، سپس مجددا همین کار را تکرار کند و مجددا قرمز ، زرد ، آبی .. و این کار را آنقدر انجام دهد تا همه ی مهره ها تمام شود . برای مراحل سخت تر بعدی ، می تواند تعداد کارها و یا مهره ها و یا حالت ها را بیشتر کرد .

8    تمرین هشتم ) تمرینات رمز گردانی ادراکی Perceptual Coding    بسیار سودمند هستند . این تمرینات شامل دو دسته تمرین جداگانه است . یکی Encoding  یا رمز گردانی  و دیگری Decoding  یا رمز گشایی .  در این دو دسته تمرین ، ابتدا ما یک حرکت یا یک صدا یا یک کار را بطور قرار دادی مرتبط می کنیم با یک رنگ ، با یک رمز ، با یک کد و ...  مثلا می گویید هر وقت من قرمز را نشان دادم تا بپر ( در این کد بندی ، قرمز کد پرش است . به این ترتیب اگر کودک با دیدن رنگ قرمز بپرد دارد رمز گشایی Decoding  می کند  و اگر درمانگر بپرد و کودک رنگ قرمز را نشان دهد کودک در حال رمز گردانی ی Encoding  است. )   حال دقت کنید :  ما به کودک گفته ایم قرمز یعنی بپر ، زرد یعنی بخند ، سبز یعنی بشین ، آبی یعنی داد بزن .   بعد این رنگ ها را پشت سر هم به کودک نشان می دهیم و کودک با دیدن هر رنگ تلاش می کند رمز گشایی درست انجام دهد و به موقع بپرد بشیند و بخندد و داد بزند .   در مرحله ی بعدی ممکن است درمانگر بخواهد که کودک با دیدن کارهای متناوب درمانگر ، کد رنگی آن ها را روی زمین بگذارد . مثلا درمانگر می پرد ، می نشیند ، می پرد ، می خندد ،  و کودک رنگ های قرمز ، سبز ، قرمز . زرد را به ترتیب روی زمین می گذارد و با این کار ، حرکات درمانگر را رمز گردانی کرده است . دقت داشته باشید که قرار نیست همیشه کد ها رنگ باید یا اصلا همیشه کد ها قرار نیستVisual  و دیداری باشند . شاید قرار بگذاریم که کد ها شنیداری باشند . مثلا تا درمانگر گفت : آ    کودک بدود ، تا گفت  او    کودک خرگوشی بپرد و ....   من تلاشم را کردم که معنی رمز گردانی و رمز گشایی را با دقت و مثال بگویم ، اگر واضح نبود می توانید در گوگل سرچ کنید Perceptual Encoding , Decoding   Exercises  ..   !

9      تمرین نهم )      از کودک بخواهید با دقت به کارهایی که درمانگر پشت سر هم انجام می دهد نگاه کند و آنها را توصیف کند . مثلا درمانگر دست به شکمش می زند ، سپس خمیازه می کشد و سپس چراغ را خاموش می کند . حالا کودک که به دقت این سه تا کار را دیده باید تک تک کار ها را بگوید . ممکن است درمانگر در ادامه از کودک بخواهد به جای این که آن ها را توصیف کند ، عین همان سه تاکاری که دیده را تکرار کند . این تمرین هم برای حافظه دیداری کاری و هم برای مهارتهای توصیفی و هم برای کاهش مشکل کنش پریشی سودمند است .

1      تمرین دهم )  بازی با ماشین کنترلی !  بله تعجب نکنید . به کودک یک دسته ی کنترلی بدهید و ماشین او را وسط اتاق بگذارید و از او بخواهید با استفاده از دسته ی کنترلی ، آن را به درستی فرمان بدهد تا به کنار پای کودک و یا هر آدرسی که تعیین می کنید برود. رفته رفته تمرین را سخت کنید و موانعی را در اتاق بچینید که کودک مجبور شود کنش سازی پیچیده تری برای کار با دسته ی کنترلی از خود نشان بدهد. به همین ترتیب اگر دقت کنید ، تمرینات و بازی های رایانه ای نیز گاهی وقت ها فرصتی است برای ارتقاء  کنش سازی در کودکان ، مشروط به این که این بازی ها در حد اعتیاد گونه انجام نشود و مهارتهای حرکتی درشت Gross  را تحت تاثیر خود قرار نداده باشد .

کنش سازی یا Praxia   یا آنچه درفارسی شده ی انگلیسی اش از آن به پراکسی نام می برند ، در حقیقت توانایی برنامه ریزی ذهنی و حلاجی حرکتی یک ( یا معمولا ) چند مرحله ای است که فرد طی آن ، می بایست ابتدا برای انجام کاری بخصوص ، ایده ای در ذهن خود پرورانده باشد ( Ideation  )  ، سپس برای انجام تک تک مراحل آن برنامه ریزی حرکتی در ذهنش تدوین نموده باشد ( Motor Planning  )  و نهایتا مجموعه اقداماتی و حرکات هماهنگی را برای اجرای آن حرکت اراده شده و برنامه ریزی شده انجام دهد ( Execution  )  .

چنانچه در برخی متون اشاره می شود ، کودکانی که از انواع اختلالات در یکپارچگی حسی رنج می برند ( SID , SMD , SPD  ) غالبا از مشکلات وسیعی در زمینه ی کنش سازی نیز در رنج هستند .  از طرف دیگر ما با اختلال دیگری مثل DCD یا اختلال در هماهنگی رشدی نیز مواجه هستیم که همپوشانی و شباهت های غیر قابل انکاری با کنش پریشی یا Dyspraxia  دارد . همچنین شاهد این هستیم که کودکانی که دچار انواع اختلالات رشدی ( نظیر تاخیر رشدی و یا اختلالات نافذ در رشد – نظیر اوتیسم و آسپرگر و .. )  هستند ، علامتهای بارزی از کنش پریشی را نیز نشان می دهند و همین مساله در کنار مشکلات دیگرشان ، سبب می شود یادگیری شان دچار مشکل شود . به تبع می بینیم که کودکانی که دارای تشخیص اختلال یادگیری هستند نیز در زمینه ی کنش سازی بسیار ضعیف هستند که این مساله خود تائید کننده آنچه پیشتر اشاره کردم است . در مورد برخی مشکلات دیگر نظیر اختلال نقص توجه و بیش فعالی نیز می توانیم به این مساله اشاره کنیم که عمده ی کودکانی که از مشکلات تکانشگری رنج می برند و همچنین عمده ی کودکان مبتلا به نقص توجه که با مسائل اختلال یکپارچگی حسی درگیر هستند نیز علامتهایی از اختلال کنش سازی را نشان می دهند . به این مساله می توانیم برخی از کودکانی که دچار مشکلات ناروانی گفتار و بیان  Stuttering  / Cluttering  ، ناتوانی و ضعف در مهارتهایی نظیر آگاهی واج شناختی Phonological awareness، آپراکسیای کلامی Verbal Apraxia ، مشکلات عمده در زمینه ی کاربردشناسی زبان Pragmatics  ،  ضعف در مهارتهای توصیفی Descriptive Skills و ... هستند را نیز اضافه نماییم .

از تبعات مشکلات کنش پریشی یا Dyspraxia  می توانیم به این موارد بیشتر اشاره کنیم :

1)      کمی اعتماد به نفس و همچنین اعتماد به نفس تخریب پذیر و آسیب پذیر : چرا که این کودکان به تجربه دیده اند در مقایسه با همسالان خود ، مقداری کندتر هستند ، در تصمیم گیری ها مردد هستند ، معمولا نتیجه کارها و حرکاتشان در مقایسه با سایرین چندان چشمگیر و مطلوب نیست و ...

2)      مشکل در مهارتهای ابراز وجود و بیان خود و در نتیجه بروز برخی اختلالات رفتاری برونگرایانه ( نظیر پرخاشگری و ... )  یا درونگرایانه ( اضطراب و ترس و افسردگی ) : از آنجا که هر کودکی و هر انسانی ، به قول استاد بزرگوارم جناب پروفسور عشایری ، " گدای محبت " است ،  ( به قول دکتر اریک برن معروف نوازش برای زنده ماندن انسان ها نقش حیاتی ایفا می کند )  بسیار بدیهی است که وقتی کودکی در مقایسه با همسالان ، نتواند به واسطه ی کفایت عملکردی و قابلیت ها و مهارتهای عملی و یا کلامی اش توجه سایرین را به خود جلب کند ، تصمیم می گیرد این جلب توجه را از مسیری دیگر که چندان متعارف و پسندیده نیست جلب نماید مثل : پرخاشگری و خشونت ، باج دادن ، انزوا و لوس بازی و اظهار ترس و یا دردهای با منشا نا معلوم و ...

3)      وابستگی به والدین و مربی و یا سایر همسالان : این کودکان برای انجام کارهای معمولا ایده ای ندارند و مراحل را باید دانه به دانه برایشان توضیح داد تا بتوانند انجام دهند و مدام نیازمند فیدبک و فیدفوروارد از طرف سایرین هستند . معمولا ترجیح می دهند پیرو باشند در نتیجه حتی در کلاس و محیط بازی با همسالان نیز ، اعتماد به نفس پیشرو بودن ندارند و به همسالان خود وابسته می شوند و ممکن است برای نگه داشتن ایشان در کنار خود ، به آنها باج بدهند و همین مساله می تواند زمینه ساز مورد آزار و abuse  قرار گرفتن ایشان توسط بزرگسالان و یا مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته شدن توسط همسالان را در ایشان تسهیل کند .

4)      بروز مشکل و وابستگی در تمامی حوزه های عملکرد ، علی الخصوص در  فعالیت های روزمره زندگی ( ADL , IADL  ) ،  بازی ، تحصیل :  تک تک این حوزه ها در وضعیت های پیشرفته ، نیاز به این دارد که فرد به صورت خودکار ، بداند در هر وضعیت و شرایطی باید چه تصمیم بگیرد و چه قسمتی از کار را باید پیگیری و اجرا کند .

5)      مشکلات عمده در ادغام اجتماعی Social participation   - دفاع از حق خود ، جرات ورزی و ...

 

مثالهایی برای دیس پراکسی در زندگی معمول کودکان می زنم ، معمولا شکایت های خانواده های دارای این فرزندان ، به زبان خودمانی خودشان اینگونه است :

1)       نمی دونیم چرا کنده ... وقتی ازش یه کاری می خواهیم انجام بده یا توی جمع ازش کاری می خواهیم انگار خشکش می زه ، اما همچین که حواسمون بهش نیست خیلی هم فرز و سریع کارها را انجام می ده .

2)      به نظرم می آد که بچه مان کارنکرده و ناپخته است و اندامش ورزیده و ماهر نیست . یه رگه هایی از دست و پا چلفتگی توش می بینم که منو خیلی نگران می کنه

3)      نمی تونه از حق خودش در برابر همسالان دفاع کنه و همش از ما انتظار داره که بیاییم و به دادش برسیم ...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱۳

 

عواملی که در دوران بارداری بر روی جنین اثر دارد عبارتند از :

۱- بیماریهای مادر … سفلیس ،‌بیماری سرخجه ، توکسوپلاسنموریس

۲- سن مادر و حالات روانی او :
تحقیقات نشان می دهد که در کروموزوم خانمها از  سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می شود که ممکن است باعث زائیدن کودکان عقب  مانده ذهنی شود بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین ۲۰  تا ۲۸ سالگی گزارش شده قبل از این دوران بعلت عدم رشد کافی اعضای تناسلی  احتمال زایمانهای مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک  عقب مانده بیشتر می شود .
ضمنا” اثر ناراحتیهای روانی مادر غیر قابل انکار است . چون اکثر بیماریهای  روانی باعث بی اشتهایی ، اختلالات خواب و تغییرات بیوشیمی و هورمونی می شود  مسلما” این تغییرات در جنین در حال رشد بی تاثیر نخواهد بود .

۳- اثر اشعه ایکس :
تاثیر اشعه ایکس در جنین قطعی است و اکثرا” باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد  جنین ، کمبود وزن ،‌عدم رشد مغز ، میکروسفالی ، هیدروسفالی ، نارسائیهای  هوشی و بالاخره نقایص بدنی می شود . اگر اشعه ایکس به مدت طولانی و  درمانهای اولیه بارداری به بدن و مخصوصا” به شکم و ناحیه لگن مادر تابیده  شود خطر آن به مراتب بیشتر است اثر اشعه ایکس در اواخر دوران بارداری یا  نزدیک زایمان با روشهای صحیح آن به مدت خیلی کوتاه یک یا دوبار خالی از خطر  گزارش شده است .

۴- اعتیادات الکل :
اعتیاد والدین بخصوص مادر به مشروبات الکلی موجب مسمومیت و بدین وسیله باعث  نقص عقلی ، ضعف عمومی و ناهنجاریهای حسی و حرکتی می شود . مطالعات نشان  داده که مستی در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم یا اوول ممکن است باعث  ناهنجاری جسمانی و عقلانی شود . امروزه به الکلیسم مادر اهمیت بیشتری می  دهند ، زیرا الکل خود مادر ، در بدن جنین جریان یافته و باعث اختلالات  بیوشیمیایی می شود .

۵- دخانیات :
تحقیقات نشان داده است که نیکوتین ماده ای سمی که بر روی ارگانیزم مادر و  در نتیجه جنین اثر نامطلوب دارد . حرکات قلب جنین پس از کشیدن سیگار توسط  مادر بعلت کم شدن اکسیژن خود جنین شدت یافته و باعث فشار روی قلب می شود .  اگر کشیدن سیگار مرتبا” تکرار شود باعث بزرگی قلب جنین و اختلال در اعصاب  تنظیم کننده جریان قلب می شود . این نکته مسلم است که غالبا” خانمهای  سیگاری تقریبا” همیشه بچه های خود را زودتر از موعد بدنیا می آورند و عقب  ماندگی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا می آیند بیشتر است و هر چه  کودک نارس تر باشد نارسایی هوشی شدیدتر خواهد شد . استفاده از دخانیات در  دوران بارداری باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می شود . حتی مادرانی  که بعد از تولد کودکشان سیگار می کشند استنشاق دود سیگار استعداد ابتلا به  سینه پهلود ، برونشیت و آسم را در کودکانشان بیشتر می کند .

۶- داروهای شیمیایی :
مصرف هر داروی بیجا بخصوص در زمان بارداری و مخصوصا” در سه چهار ماهه اول  خالی از خطر نیست بخصوص اگر این داروها در مدت زمان طولانی و به مقدار زیاد  مصرف شود . داروهای خواب آور و مسکن به مقدار زیاد بعلت ایجاد وقفه تنفسی و  اختلال در جریان خون جنین و اختلالات عضوی شدید ایجاد می کنند و اکثرا”  کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند . استعمال داروهای آرام بخش و ضد  افسردگی و ضد صرع به مقدار زیاد و طولانی مدت خطرناک گزارش شده که البته  همانقدر که به این خطرات اشاره شده به قطع ناگهانی و یا بدون مشورت پزشک  اینگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نیز تاکید بسیار شده است . در  کل مصرف دارو و یا عدم مصرف آن در زمان حاملگی حتما” با نظر پزشک متخصص  باید صورت گیرد .

7- عامل ارهاش Rh
:
به غیر از گروههای خونی AB ،   B، A و O گروههای خونی دیگری وجود دارند .  یکی از گروههای خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است . از سالیان دراز متوجه  شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زایمانهای دوم و سوم  دچار ناراحتی یرقان شده و بعلت همولیز گلبولهای قرمز خون و کم خونی شدید  فوت می کنند .
انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده  است که اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشد در بارداری اول  تعدادی از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون  مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور که در  زایمانهای بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماریهایی بوجود می آورد .  معمولا” کودک مبتلا پس از بدنیا آمدن ضعیف است و اکثرا” قبل از موعد به  دنیا می آید . جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی و اکثرا” پف آلو و  زرد رنگ است که باید بلافاصله خونش تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق  شود .


عوامل مربوط هنگام تولد
بسیاری از اختلالات حسی و حرکتی و هوشی کودکان حاصل شرایط نامطلوب زایمان و یا بر اثر اشتباهات پزشکی به هنگام تولد می باشد .

اگر چه امروزه اکثر زایمانها طبیعی و یا بدون ضایعات و صدمات صورت می گیرد  اما تعدادی از زایمانها به صورت خطرناک انجام شده و در مواردی ضایعات و  صدمات شدیدی به همراه دارد .

ضایعات مغزی از متداولترین ضایعات زمان زایمان است و مهم ترین علل عقب  ماندگی ذهنی محسوب می شود . بیهوشی طولانی ، خونریزی شدید داخلی ، دشواری  استنشاق ، استفاده از وسایل جراحی ، مشکلات تنفسی نوزاد ،‌ تولد زود رس و  مشکلات دیگر باعث مختل ساختن سیستم مرکز عصبی ، عقب ماندگی ذهنی و یا نقیصه  ها و ضایعات دیگر می گردد .

بدیهی است زایمانهای مشکل و بکار بردن وسایل مکانیکی در زایمانها تاثیرات  نامطلوبی بر مغز جنین خواهد داشت . طرز قرار گرفتن جنین ، پیچش بند ناف به  دور گردن ،‌اختلالات و نارسایی جفت در رساندن خود ممکن است باعث کم خونی  مغز و خرابی سلولهای آن شود .

در زایمانهای قبل از موعود نارسایی رشد هوشی بیشتر دیده می شود زیرا هنوز  سلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک بدلیل حساس بودن امکان ابتلا  به بیماریهای عفونی را دارد .

از بیماریهای مهم که احتمالا” بر اثر ضربه های زایمانی اتفاق می افتد فلج  مغزی است این بیماران اکثرا” مبتلا به حملات صرع هستند و اختلال تکلمی ،  یادگیری ، بینایید و حتی حرکات غیر ارادی و تکراری بدون هدف در این کودکان  شایع است .


عواملی که بعد از تولد اهمیت بیشتری دارند:
عوامل فراوانی موجب نارسایی و عقب ماندگی ذهنی کودک بعد از تولد میگردد ،  ابتلا کودک به بعضی از بیماریها خصوصا” در ماههای اول زندگی در رشد هوشی یا  عقب ماندگی اهمیت فراوانی دارد . خوشبختانه اکثر بیماریهای عفونی رایج را  با استفاده از واکسیناسیون می توان پیشگیری کرد .

از جمله عوامل مهم بعد از تولد که در بروز عقب ماندگی ذهنی موثرند به شرح زیر می باشد :

انواع مننژیت :
این بیماریها به خصوص در هفته ها و ماههای اول تولد اثری نامطلوب بر روی  کودک دارند و اگر با تب شدید همراه باشد و منجر به حالت اغماء  شود احتمال  تاثیر بر رشد هوشی کودک و در نتیجه عقب ماندگی ذهنی نیز بیشتر میشود .  مننژیت از جمله بیماریهایی است که اگر در دوران خرد سالی به زودی و به موقع  تشخیص داده نشود و درمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و بروز  عقب ماندگی ذهنی می گردد .

مسمومیت ها :
در برخی از موارد مسمومیت های غذایی و دارویی در کودک و به ویژه در دوران  شیر خوارگی و خرد سالی باعث ضایعاتی در سیستم عصبی و مغزی و بالنتیجه عقب  ماندگی ذهنی می گردد .

ضربه های وارده بر مغز کودک :
در بعضی از موارد به علت اختلالات غدد داخلی به ویژه غده های هیپوفیز و  تیرویید نارسایی هایی در سوخت و ساز بدن کودک فراهم می شود که از جمله مانع  رشد طبیعی دستگاه مغز و اعصاب کودک میگردد و این نقص در غدد و متابولیسم  بدن تولید ناهنجاری می نماید که موجب اختلالات گوناگون در فعالیت ذهنی و  حسی و حرکتی میشود.

کمبود غذا و سوء تغذیه :
کمبود مواد غذایی موجب کمبود رشد جسمانی و روانی و در نتیجه ناتوانی جسمی و  عصبی می شود که ممکن است نارسایی رشد هوشی تولید نماید . سوء تغذیه در  دراز مدت اثرات قطعی بر روی بهره هوشی کودک به همراه خواهد داشت .

خستگی های جسمی و روانی :
در بسیاری از موارد فرسودگی های شدید موجب ضعف و مسمومیت تدریجی بدن شده و  به دستگاه مغز و اعصاب کودک اثری نامطلوب می گذارد و کودک را از رشد طبیعی  تن و روان باز می دارد .
خستگی های ذهنی و روانی که به علت تعارض و کشمکش های شدید طولانی و عاطفی و  اضطراب و هیجانات منفی عارض میگردد موجب فرسودگی و اختلالات و کندی ذهن  میگردد .

عقب ماندگی بعلت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی :
شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوش سهمی بسزا دارد . منتها  اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست . عدم امکان ارائه تسهیلات  و برنامه های آموزشی و پرورشی که معمولا” بر اثر فقر فرهنگی و محیطی و  اقتصادی و اجتماعی میباشد از جمله عواملی است که در عقب ماندگی ذهنی کودک  موثر است . در این حالت عقب ماندگی کودک را عقب ماندگی فرهنگی خواهیم خواند  .


عوامل قطعی موثر در رشد هوش
۱- فقر انگیزه های محیطی
بدیهی است برای آنکه قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات  طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب تر باشد قوای  ذهنی کودک رشید کمتری خواهد داشت . تقریبا” همه بررسیها نشان داده اند که  رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد ، یعنی کودکان محیطهای  نامساعد با کودکان همسال خود در محیطهای مساعد  از لحاظ هوشی در درجات  پایین تری قرار دارند .

۲- کمبودهای عاطفی :
کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده  اند اکثرا” به اختلالات شخصیتی ، ناسازگاریهای اجتماعی و نارسائیهای هوش  مبتلا شده اند . این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده  اند یا احیانا” روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می  شود . آثار سوء اختلافات خانوادگی گاهی یا اکثرا” بیشتر از خانواده های از  هم گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین احساس حقارت و حس نا  امنی شدیدی در کودک تولید می کند .

۳- مسائل بهداشتی و پزشکی :
همانطور که بیماریهای مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت  فراوان است عقب ماندگیهای ذهنی نیز بعلت محدودیتهای بهداشتی و پزشکی در این  خانواده ها زیاد به چشم می خورد . از نظر آماری رابطه فقر و عقب ماندگی و  همچنین عقب ماندگی و نواحی پر جمعیت ثابت شده است .
 
 
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳٠

 

عواملی که در دوران بارداری بر روی جنین اثر دارد عبارتند از :

۱- بیماریهای مادر … سفلیس ،‌بیماری سرخجه ، توکسوپلاسنموریس

۲- سن مادر و حالات روانی او :
تحقیقات نشان می دهد که در کروموزوم خانمها از  سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می شود که ممکن است باعث زائیدن کودکان عقب  مانده ذهنی شود بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین ۲۰  تا ۲۸ سالگی گزارش شده قبل از این دوران بعلت عدم رشد کافی اعضای تناسلی  احتمال زایمانهای مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک  عقب مانده بیشتر می شود .
ضمنا” اثر ناراحتیهای روانی مادر غیر قابل انکار است . چون اکثر بیماریهای  روانی باعث بی اشتهایی ، اختلالات خواب و تغییرات بیوشیمی و هورمونی می شود  مسلما” این تغییرات در جنین در حال رشد بی تاثیر نخواهد بود .

۳- اثر اشعه ایکس :
تاثیر اشعه ایکس در جنین قطعی است و اکثرا” باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد  جنین ، کمبود وزن ،‌عدم رشد مغز ، میکروسفالی ، هیدروسفالی ، نارسائیهای  هوشی و بالاخره نقایص بدنی می شود . اگر اشعه ایکس به مدت طولانی و  درمانهای اولیه بارداری به بدن و مخصوصا” به شکم و ناحیه لگن مادر تابیده  شود خطر آن به مراتب بیشتر است اثر اشعه ایکس در اواخر دوران بارداری یا  نزدیک زایمان با روشهای صحیح آن به مدت خیلی کوتاه یک یا دوبار خالی از خطر  گزارش شده است .

۴- اعتیادات الکل :
اعتیاد والدین بخصوص مادر به مشروبات الکلی موجب مسمومیت و بدین وسیله باعث  نقص عقلی ، ضعف عمومی و ناهنجاریهای حسی و حرکتی می شود . مطالعات نشان  داده که مستی در زمان لقاح بعلت آلوده بودن اسپرم یا اوول ممکن است باعث  ناهنجاری جسمانی و عقلانی شود . امروزه به الکلیسم مادر اهمیت بیشتری می  دهند ، زیرا الکل خود مادر ، در بدن جنین جریان یافته و باعث اختلالات  بیوشیمیایی می شود .

۵- دخانیات :
تحقیقات نشان داده است که نیکوتین ماده ای سمی که بر روی ارگانیزم مادر و  در نتیجه جنین اثر نامطلوب دارد . حرکات قلب جنین پس از کشیدن سیگار توسط  مادر بعلت کم شدن اکسیژن خود جنین شدت یافته و باعث فشار روی قلب می شود .  اگر کشیدن سیگار مرتبا” تکرار شود باعث بزرگی قلب جنین و اختلال در اعصاب  تنظیم کننده جریان قلب می شود . این نکته مسلم است که غالبا” خانمهای  سیگاری تقریبا” همیشه بچه های خود را زودتر از موعد بدنیا می آورند و عقب  ماندگی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا می آیند بیشتر است و هر چه  کودک نارس تر باشد نارسایی هوشی شدیدتر خواهد شد . استفاده از دخانیات در  دوران بارداری باعث کم شدن وزن نوزاد و حتی سقط جنین می شود . حتی مادرانی  که بعد از تولد کودکشان سیگار می کشند استنشاق دود سیگار استعداد ابتلا به  سینه پهلود ، برونشیت و آسم را در کودکانشان بیشتر می کند .

۶- داروهای شیمیایی :
مصرف هر داروی بیجا بخصوص در زمان بارداری و مخصوصا” در سه چهار ماهه اول  خالی از خطر نیست بخصوص اگر این داروها در مدت زمان طولانی و به مقدار زیاد  مصرف شود . داروهای خواب آور و مسکن به مقدار زیاد بعلت ایجاد وقفه تنفسی و  اختلال در جریان خون جنین و اختلالات عضوی شدید ایجاد می کنند و اکثرا”  کودکان ناقص الخلقه به دنیا می آیند . استعمال داروهای آرام بخش و ضد  افسردگی و ضد صرع به مقدار زیاد و طولانی مدت خطرناک گزارش شده که البته  همانقدر که به این خطرات اشاره شده به قطع ناگهانی و یا بدون مشورت پزشک  اینگونه داروها به علت بوجود آمدن عوارض بعد نیز تاکید بسیار شده است . در  کل مصرف دارو و یا عدم مصرف آن در زمان حاملگی حتما” با نظر پزشک متخصص  باید صورت گیرد .

7- عامل ارهاش Rh
:
به غیر از گروههای خونی AB ،   B، A و O گروههای خونی دیگری وجود دارند .  یکی از گروههای خونی وجود عامل ارهاش یا عدم آن است . از سالیان دراز متوجه  شده بودند که گاهی اوقات نوزاد بعضی از مادران در زایمانهای دوم و سوم  دچار ناراحتی یرقان شده و بعلت همولیز گلبولهای قرمز خون و کم خونی شدید  فوت می کنند .
انتقال عامل ارهاش یا عدم انتقال آن یک مسئله ارثی است و تجربه ثابت کرده  است که اگر پدر ارهاش مثبت و مادر ارهاش منفی داشته باشد در بارداری اول  تعدادی از عامل ارهاش جنین که از پدرش گرفته داخل خون مادر می شود و در خون  مادر ماده ضد ارهاش را بعنوان آنتی کور می سازد و همین آنتی کور که در  زایمانهای بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماریهایی بوجود می آورد .  معمولا” کودک مبتلا پس از بدنیا آمدن ضعیف است و اکثرا” قبل از موعد به  دنیا می آید . جفت بزرگتر و جثه نوزاد کوچکتر از طبیعی و اکثرا” پف آلو و  زرد رنگ است که باید بلافاصله خونش تعویض و خون همگروه ارهاش منفی تزریق  شود .


عوامل مربوط هنگام تولد
بسیاری از اختلالات حسی و حرکتی و هوشی کودکان حاصل شرایط نامطلوب زایمان و یا بر اثر اشتباهات پزشکی به هنگام تولد می باشد .

اگر چه امروزه اکثر زایمانها طبیعی و یا بدون ضایعات و صدمات صورت می گیرد  اما تعدادی از زایمانها به صورت خطرناک انجام شده و در مواردی ضایعات و  صدمات شدیدی به همراه دارد .

ضایعات مغزی از متداولترین ضایعات زمان زایمان است و مهم ترین علل عقب  ماندگی ذهنی محسوب می شود . بیهوشی طولانی ، خونریزی شدید داخلی ، دشواری  استنشاق ، استفاده از وسایل جراحی ، مشکلات تنفسی نوزاد ،‌ تولد زود رس و  مشکلات دیگر باعث مختل ساختن سیستم مرکز عصبی ، عقب ماندگی ذهنی و یا نقیصه  ها و ضایعات دیگر می گردد .

بدیهی است زایمانهای مشکل و بکار بردن وسایل مکانیکی در زایمانها تاثیرات  نامطلوبی بر مغز جنین خواهد داشت . طرز قرار گرفتن جنین ، پیچش بند ناف به  دور گردن ،‌اختلالات و نارسایی جفت در رساندن خود ممکن است باعث کم خونی  مغز و خرابی سلولهای آن شود .

در زایمانهای قبل از موعود نارسایی رشد هوشی بیشتر دیده می شود زیرا هنوز  سلسله اعصاب مرکزی کودک رشد کافی ندارد و کودک بدلیل حساس بودن امکان ابتلا  به بیماریهای عفونی را دارد .

از بیماریهای مهم که احتمالا” بر اثر ضربه های زایمانی اتفاق می افتد فلج  مغزی است این بیماران اکثرا” مبتلا به حملات صرع هستند و اختلال تکلمی ،  یادگیری ، بینایید و حتی حرکات غیر ارادی و تکراری بدون هدف در این کودکان  شایع است .


عواملی که بعد از تولد اهمیت بیشتری دارند:
عوامل فراوانی موجب نارسایی و عقب ماندگی ذهنی کودک بعد از تولد میگردد ،  ابتلا کودک به بعضی از بیماریها خصوصا” در ماههای اول زندگی در رشد هوشی یا  عقب ماندگی اهمیت فراوانی دارد . خوشبختانه اکثر بیماریهای عفونی رایج را  با استفاده از واکسیناسیون می توان پیشگیری کرد .

از جمله عوامل مهم بعد از تولد که در بروز عقب ماندگی ذهنی موثرند به شرح زیر می باشد :

انواع مننژیت :
این بیماریها به خصوص در هفته ها و ماههای اول تولد اثری نامطلوب بر روی  کودک دارند و اگر با تب شدید همراه باشد و منجر به حالت اغماء  شود احتمال  تاثیر بر رشد هوشی کودک و در نتیجه عقب ماندگی ذهنی نیز بیشتر میشود .  مننژیت از جمله بیماریهایی است که اگر در دوران خرد سالی به زودی و به موقع  تشخیص داده نشود و درمان نگردد موجب اختلالات مغز و سلسله اعصاب و بروز  عقب ماندگی ذهنی می گردد .

مسمومیت ها :
در برخی از موارد مسمومیت های غذایی و دارویی در کودک و به ویژه در دوران  شیر خوارگی و خرد سالی باعث ضایعاتی در سیستم عصبی و مغزی و بالنتیجه عقب  ماندگی ذهنی می گردد .

ضربه های وارده بر مغز کودک :
در بعضی از موارد به علت اختلالات غدد داخلی به ویژه غده های هیپوفیز و  تیرویید نارسایی هایی در سوخت و ساز بدن کودک فراهم می شود که از جمله مانع  رشد طبیعی دستگاه مغز و اعصاب کودک میگردد و این نقص در غدد و متابولیسم  بدن تولید ناهنجاری می نماید که موجب اختلالات گوناگون در فعالیت ذهنی و  حسی و حرکتی میشود.

کمبود غذا و سوء تغذیه :
کمبود مواد غذایی موجب کمبود رشد جسمانی و روانی و در نتیجه ناتوانی جسمی و  عصبی می شود که ممکن است نارسایی رشد هوشی تولید نماید . سوء تغذیه در  دراز مدت اثرات قطعی بر روی بهره هوشی کودک به همراه خواهد داشت .

خستگی های جسمی و روانی :
در بسیاری از موارد فرسودگی های شدید موجب ضعف و مسمومیت تدریجی بدن شده و  به دستگاه مغز و اعصاب کودک اثری نامطلوب می گذارد و کودک را از رشد طبیعی  تن و روان باز می دارد .
خستگی های ذهنی و روانی که به علت تعارض و کشمکش های شدید طولانی و عاطفی و  اضطراب و هیجانات منفی عارض میگردد موجب فرسودگی و اختلالات و کندی ذهن  میگردد .

عقب ماندگی بعلت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی :
شکی نیست که عوامل محیطی در ایجاد نارسایی رشد هوش سهمی بسزا دارد . منتها  اهمیتی که برای این عوامل قائل هستند یکسان نیست . عدم امکان ارائه تسهیلات  و برنامه های آموزشی و پرورشی که معمولا” بر اثر فقر فرهنگی و محیطی و  اقتصادی و اجتماعی میباشد از جمله عواملی است که در عقب ماندگی ذهنی کودک  موثر است . در این حالت عقب ماندگی کودک را عقب ماندگی فرهنگی خواهیم خواند  .


عوامل قطعی موثر در رشد هوش
۱- فقر انگیزه های محیطی
بدیهی است برای آنکه قوای ذهنی کودک به نحو احسن رشد کند احتیاج به محرکات  طبیعی دارد و هر قدر شرایط محیطی از نظر ایجاد محرک نامناسب تر باشد قوای  ذهنی کودک رشید کمتری خواهد داشت . تقریبا” همه بررسیها نشان داده اند که  رشد قوای ذهنی با شرایط محیطی ارتباط مستقیم دارد ، یعنی کودکان محیطهای  نامساعد با کودکان همسال خود در محیطهای مساعد  از لحاظ هوشی در درجات  پایین تری قرار دارند .

۲- کمبودهای عاطفی :
کودکانی که از نظر پیوندهای عاطفی با مادر یا اطرافیان دچار فقر شدید بوده  اند اکثرا” به اختلالات شخصیتی ، ناسازگاریهای اجتماعی و نارسائیهای هوش  مبتلا شده اند . این اختلالات در خانواده هایی که به عللی از هم پاشیده شده  اند یا احیانا” روابط عاطفی والدین با کودک نامساعد بوده است زیاد دیده می  شود . آثار سوء اختلافات خانوادگی گاهی یا اکثرا” بیشتر از خانواده های از  هم گسسته است زیرا نزاع و مشاجره یا عدم توافق والدین احساس حقارت و حس نا  امنی شدیدی در کودک تولید می کند .

۳- مسائل بهداشتی و پزشکی :
همانطور که بیماریهای مختلف ، حوادث و تصادفات در خانواده های بی بضاعت  فراوان است عقب ماندگیهای ذهنی نیز بعلت محدودیتهای بهداشتی و پزشکی در این  خانواده ها زیاد به چشم می خورد . از نظر آماری رابطه فقر و عقب ماندگی و  همچنین عقب ماندگی و نواحی پر جمعیت ثابت شده است .
 
 
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳٠

 

شیوع بیشتر اختلال بیش فعالی  در پسر بچه‌ها

اختلال بیش فعالی را در پسر بچه‌ها شایع است و توصیه میشود تا  کودکان بیش فعال مصرف غذاهای شیرین از قبیل شکلات و کافئین و غذاهای تند را  به دلیل محرک بودن کاهش دهند.

اختلال بیش فعالی از سنین 3  الی 4 سالگی شروع و در سنین دبستان شناخته می‌شود و این اختلال 3  تا 7 درصد کودکان را مبتلا می‌کند.


کودکان بیش فعال معمولا از میزان هوش و
IQ خوبی برخوردارند ولی به دلیل مشکلات رفتاری و اختلال در تمرکز‌، عملکرد تحصیلی خوبی ندارند. 

نقش عوامل ژنتیک در بروز اختلال ژنتیک موثر است از نظر  بیولوژیک تغییرات عصبی و شیمیایی سلول های مغزی در بروز این بیماری نیز  تاثیر دارند.


کودکان بیش فعال معمولا قادر نیستند به راحتی در مکانی آرام بنشینند، مرتب  روی صندلی‌شان تکان می‌خورند، در جاهای غیرمناسب می‌دوند، پر حرف هستند و  نمی‌توانند فعالیت کم سر و صدا انجام دهند و دائم سر کلاس تقاضای خروج  دارند.


کودکان بیش فعال معمولا حواس پرت هستند؛ این  کودکان به دلیل کم بودن دامنه توجه‌شان معمولا سر کلاس درس نسبت به حرف  معلم بی توجه‌ بوده و در انجام تکالیف مدرسه دقت لازم را ندارند، به جزئیات  مسائل کمتر اهمیت می‌دهند، مرتب وسایل شان را گم می‌کنند و در مجموع  فراموشکارند.

بروز رفتارهای تکانشی یا انفجاری از دیگر علائم اختلال بیش  فعالی
است و کودکان بیش فعال هنگام پاسخ دادن به سوال طرف  مقابل بدون صبر و حوصله جواب می‌دهند، هنگام بازی در نوبت و انتظار قرار  نمی‌گیرند، حرف دیگران را قطع کرده و در کار دیگران دخالت می‌کنند.

معمولا این کودکان رفتارهای پر خطر و حادثه جو دارند، از بلندی  می‌پرند، به وسایل خطرناک دست می‌زنند و سرکلاس درس، نظم را به هم  می‌ریزنند.


اختلال بیش فعالی در سن شیر خوارگی قابل تشخیص است چون  کودکان بیش فعال معمولا در دوران شیر خوارگی به محرک‌ها حساس‌اند،‌ در  مقابل نور و حرارت به شدت ناراحت می شوند‌، خواب کمتری دارند، پر تحرک‌  بوده و از نظر هیجانی بی ثبات‌ هستند.

کودکان بیش فعال به دلیل حرکات زیادی که دارند در  معرض تنبیه، ‌تحقیر و سرزنش پدر و مادر‌، اطرافیان و معلم‌ها قرار  می‌گیرند و در نهایت کودک احساس سرخوردگی و بی کفایتی می‌کند.

کاهش اعتماد به نفس، ‌اضطراب، پرخاشگری و افت تحصیلی از دیگر عوارض  اختلال بیش فعالی
است؛ به همین دلیل این کودکان به دلیل سرزنش‌های مکرر  والدین و معلمان و مقایسه با کودک هم سن‌ خود احساس ناکامی می کنند.

از آنجا که به  منظور درمان این اختلال، والدین و معلمان کودک باید مداخلاتی را انجام  دهند، لذا اطرافیان کودک بایستی از برچسب زدن القابی همچون بی تربیت،  پرخاشگر بودن و سر به هوا بودن به کودک پرهیز کنند.


در اختیار قرار دادن وسایل و امکانات ورزشی به کودک را برای تخلیه انرژی  زیاد، پذیرش جنب وجوش زیاد کودک و پرهیز از سختگیری‌های بیش از حد را از  جمله اقداماتی ذکر کرد که والدین باید مورد توجه قرار دهند.


سیر بیماری در سنین بلوغ کاهش می‌یابد و در اختلال بیش فعالی از دارو به منظور کاهش تحرک‌ و  حواس پرتی می‌توان استفاده کرد.


مصرف بعضی داروها توسط پزشک، تمرکز کودک را  افزایش و باعث بهبود عملکرد تحصیلی کودک خواهد شد. همچنین علائم اختلال را  کنترل می‌کند، بنابراین والدین نباید نگران عوارض این داروها باشند، چرا که  عدم درمان سبب افزایش اختلالات در کودک می‌شود.
...بیهوشی های مکرر و افزایش ابتلا به نقص توجه ناشی از بیش فعالی


دکتر دیوید وارنر متخصص بیهوشی اطفال در مایوکلینیک و  دستیاران وی دریافته‌اند کودکانی که دو نوبت یا بیشتر قبل از رسیدن به سه  سالگی در معرض بیهوشی قرار می‌گیرند دو برابر بیشتر از سایر همسالان خود در  معرض ابتلا به نقص توجه ناشی از بیش فعالی هستند.

این مطالعه روی گروهی از  کودکان متولد سالهای بین 1976 تا 1982 میلادی در روچستر انجام گرفته است.
 
 
این مطالعه تایید می‌کند که یک نوبت بیهوشی در تشدید احتمال  بروز این اختلال در کودکان تاثیری ندارد اما دو نوبت یا بیشتر بیهوشی و  جراحی این احتمال را تشدید می‌کند. در این آزمایشات سایر فاکتورها مثل سن، جنسیت، ‌وزن در زمان تولد و شرایط بهداشتی و سلامت کودکان در نظر گرفته شده است.

این  متخصصان می‌گویند: ما در واقع یک مطالعه‌ مشاهده‌ای انجام داده‌ایم. طیف  وسیعی از عوامل دیگر ممکن است در افزایش احتمال بروز نقص توجه ناشی از بیش  فعالی در کنار فاکتور بیهوشی‌های مکرر، تاثیر داشته باشند.

این یافته در  نشریه دستاوردهای مایوکلینیک ارائه شده است.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۳٠
← صفحه بعد