ارزیابی غیر رسمی اضطراب ها و لجبازی های کودک

در این مبحث ما برخی از رفتارهای شایع  کودکان را که عموما ممکن است عادی تلقی شده و یا به حساب شیطنت گذاشته شوند (ولی در واقع در صورت تکرار زیاد علامتی از اختلالات اضطرابی یا رفتاری هستند) معرفی می کنیم:

 

الف- لجبازی ها و رفتارهای مقابله ای:

در برخی از کودکان لجبازی‌ها و پرخاشگری‌ها آنقدر آشکار است که شناسایی این رفتارها در کودک چندان دشوار نیست اما در برخی کودکان دیگر با آنکه والدین معتقدند کودک آنها عادی است و مشکل لجبازی ندارد با بررسی جزء به جزء و دقیق موارد می‌توانیم جنبه های زیادی از لجبازی و پرخاشگری را در رفتار کودک مشاهده کنیم.

به عنوان مثال در اینجا به درگیری‌هایی می‌پردازیم که در زندگی روزمره بین مادران و کودکان پیش می آید و اغلب عادی تلقی می شوند اما واقعیت این است که اینها مواردی از لجبازی هستند که می‌توانند تنش های زیادی را در کودک ایجاد کنند:

-     غذا: تعدادی زیادی از مادران وکودکان در مورد غذا با هم مشکل دارند و مادران مجموعه ای از رفتارهای مختلف نظیر بازی‌کردن، خواهش‌کردن، التماس‌کردن، توجه‌کردن، تهدید‌کردن و دعوا‌کردن را برای غذا‌دادن به کودک به کار می‌بندند. این رفتارها و کشمکشها در کودک استرس ایجاد می‌کند و می تواند پایه ای برای شکل گیری یا تشدید رفتارهای مقابله ای در کودک باشد.

-     نظافت و بهداشت: برخی از کودکان هر روز با مادر خود سرشستن دست و صورت، مسواک زدن و ... بحث و جدل دارند. این هم مانند غذا خوردن منجر به ایجاد تنش و تشدید رفتارهای مقابله‌ای می‌گردد.

-         تلویزیون: برخی از والدین و کودکان سرکانال تلویزیون با هم مشکل دارند. مثلاً کودک می خواهد کارتون ببیند و پدر، فوتبال.

-     نظم و ترتیب و جمع آوری وسایل: اصرار برخی مادران به مرتب بودن اتاق کودک و وسایل او زیاد است و از آن جا که کودک نمی تواند خواسته مادر را برآورده کند باز هم بگو مگو و تنش پیش می‌آید.

-     بیرون رفتن: برخی کودکان دائماً می‌خواهند بیرون یا پیش دوستانشان بروند. این تمایل زیاد ممکن است است گاهی نشانه بی برنامه گی و کسالت‌آور‌بودن محیط خانه برای کودک باشد. به هر حال والدین زیادی با فرزندانشان سر بیرون رفتن مشکل دارند.

-     خرید: گاهی مشکل والدین با کودکان سر خرید کردن است. کودکان آن چه را در مغازه‌ها می‌بینند اعم از تنقلات یا اسباب بازی‌ها و ...؛ می‌خواهند و والدین در برابر این خواسته ها مقاومت می‌کنند.

-     لباس: گاهی برخی کودکان اصرار دارند خودشان لباس بپوشند و مادر حوصله و وقت کافی ندارد. همچنین گاهی آنها روی لباس خاصی پا فشاری می‌کنند که مناسب نیست و همین امر بین والدین و کودک درگیری ایجاد می‌کند.

این موضوع به خصوص در کودکانی که باید سر ساعت معینی حاضر باشند و مثلاً سوار سرویس شوند یا همراه والدین به مهد کودک بروند (والدین شاغل) تشدید می شوند. در این حالت حتی ممکن است کودک از ایجاد جنجال برای لباس پوشیدن به عنوان ابزاری برای جلب توجه و آزار والدین استفاده کند.

نمونه هایی بسیار زیادی از موارد بالا در هر خانه‌ای ممکن است وجود داشته باشد که هر کدام از این نمونه ها علاوه بر ایجاد تنش و استرس در کودک می‌تواند زمینه ایجاد یا تشدید لجبازی های دیگر شود. به همین دلیل باید در مورد این مسایل با والدین مشاوره داشت و سعی کرد که حتی الامکان این درگیری ها به حداقل ممکن برسد.

ب- پرخاشگری و نشانه های رایج آن:

نشانه های زیادی برای پرخاشگری وجود دارد اما مهمترین آنها عبارتند از:

-     جیغ زدن: برخی از کودکان به ویژه دختر بچه‌ها برای رسیدن به خواسته‌های خود جیغ می‌کشند و با این حربه به آن چه می‌خواهند دست پیدا می‌کنند.

-     گریه های شدید و پر سر و صدا: گاهی کودک ناراحتی یا نارضایتی خود را با گریه های شدیدی که بعضاً چندین دقیقه طول می کشد ابراز می‌کند.

-     پرت کردن و تخریب عمدی: یکی دیگر از نشانه‌های پرخاشگری در کودکان، پرت‌کردن اشیاء و اسباب بازی هاست که آگاهانه و به منظور تخریب صورت می‌گیرد.

-         مشاجره کلامی: برخی کودکان زیاد بحث می‌کنند و نظر مخالف می‌دهند یا دائماً از مادر سوال و جواب می‌کنند.

-         درگیری های فیزیکی: فحش دادن، زدن، چنگ انداختن، گاز گرفتن و ... .

-         سماجت بیش از حد: اصرار، فشار و سماجت بیش از حد برای رسیدن به خواسته ها.

-     مشکلات گوارشی: گاهی در کودکانی که مقاومت و خشم زیادی دارند (به شرط نداشتن مشکلات پزشکی و فیزیولوژیک) می توان علایم گوارشی فرضی نظیر دل درد، یبوست و ... را دید که دال بر تاثیر اضطراب بر روی سیستم گوارشی کودک است.

-     نگه داشتن ادرار: نگه داشتن ادرار تا آخرین لحظه هم (در صورتی که کودک مشکلات فیزیولوژیک نداشته باشد) شاید به عنوان علامتی از لجبازی و پرخاشگری به شمار آید.

ج- برخی نشانه های رایج اضطراب عمومی

گاهی کودک نشانه‌هایی از اضطراب عمومی را نشان می دهد که باید به دقت مورد ارزیابی قرار گیرد. از این جمله نشانه ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

-     بی‌قراری و عدم تمرکز: گاهی کودک ما کلافه است و واقعاً نمی داند که چه می‌خواهد. او نمی‌تواند روی یک فعالیت یا هدف خاصی برای مدت زیاد متمرکز شود و زود حوصله اش سر می رود. چنین کودکی تحرک زیادی دارد و زیاد وول می خورد. (درمانگران باید در چنین مواردی این نشانه را از ADHD1] تشخیص افتراقی دهند).

-     تحریک پذیری: کودک به اصطلاح رایج «بهانه گیر» می‌شود. زود به او بر می‌خورد. حساس می‌شود. با کوچکترین مساله‌ای ناراحت شده، گریه می‌کند یا عصبی می‌شود.

-     تکرُر ادرار: کودک زیاد به دستشویی می‌رود ولی هربار کم ادرار می‌کند. ممکن است گاهگاهی بی اختیاری ادرار داشته باشد یا به اصطلاح نم بدهد و گاهی هم فقط احساس ادرار دارد ولی وقتی به دستشویی می رود، ادرار نمی‌کند. این مساله در صورتی که مشکلات پزشکی با معاینات متخصصین و آزمایشهای مربوط رد شود؛ می تواند دال بروجود اضطراب عمومی در کودک باشد.

-     ناخن جویدن: اعمالی مانند ناخن جویدن، انگشت مکیدن، ور رفتن با زخم و ... از نشانه های اضطراب هستند البته این اعمال در دراز مدت به شکل عادت در می آیند و ممکن  است فقط از روی عادت انجام شوند.

-     مشکلات خواب: این‌که چقدر طول می‌کشد تا کودک به خواب برود، کیفیت خواب چگونه است (سبک است یا سنگین)، کودک در خواب حرف می‌زند یا نه؟ تحرک دارد (وول میخورد) یا نه، برای آب خوردن یا دستشویی رفتن چند بار بیدار می‌شود یا نه و ... نشان دهنده وجود یا عدم وجود مشکلات خواب در کودک است. گاهی مشاهده می‌شود که اگر رفتارهای پرخاشگرانه و لجبازی در طول روز زیاد باشد خواب کودک در آن شب خراب می‌شود. همچنین مشکلات خواب می‌تواند خلق وی را برای روز بعد تغییر دهد.

-     ریزه خواری و پرخوری : گاهی افراد مضطراب، چه بزرگسال چه کودک، هنگام اضطراب به خوردن پناه می‌آورند. ممکن است به صورت آب خوردن مکرر (مشکل دیابت باید به لحاظ پزشکی رد شود)، هله هوله (تنقلات) خوردن مکرر و... رفتار کند. تمایل بیش از حد و غیر طبیعی کودک به خوردن، می‌توانند نشانه ای از وجود اضطراب عمومی در او باشد.

د- ترس ها و نگرانی ها:

گاهی ترس‌های کودک کاملاً مشخص و آشکار هستند و آنها را مستقیماً ابراز می‌کند و یا از مواجهه با آنها اجتناب می نماید مثلاً در اتاق  تنها نمی‌ماند یا اعلام می‌کندکه از تاریکی، هیولا، ... می ترسد. در سایر موارد، بازی‌ها و تخیلات و داستانهای کودک می‌تواند نشانگر نگرانی‌ها و ترس‌های وی باشد. در این مواقع اصل بر این است که موضوع مورد علاقه یا توجه کودک، بیانگر مشغولیت‌های ذهنی او و روشی برای جبران نگرانی‌های وی می باشد.

به عنوان مثال کودکی را در نظر بگیرید که دائماً پلیس بازی می‌کند. این کودک احتمالاً از دزد یا حتی پلیس می ترسد و ضمناً برخی از ضعف‌های خود و مشکلات اعتماد به نفس خود را با الگوسازی از منابع قدرت، جبران می‌نماید.

در مثالی دیگر، کودکی را تصور کنید که از بین داستانهای  گوناگون به قصه‌ی شنگول و منگول علاقه نشان می‌دهد و مکرراً می‌خواهد این قصه را بشنود یا احیاناً فیلم آن را ببیند؛ در مورد چنین کودکی باید به اضطراب جدایی از مادر یا نگرانی کودک در مورد دوری از مادر شک کنید.

هنگامی که می‌خواهیم رفتارهای کودک را از نظر ترس‌ها و نگرانی‌ها مورد بررسی قرار دهیم پیدا کردن الگوی کلی رفتار کودک و همچنین الگلوی تربیتی حاکم بر خانواده بسیار مهم است. باید ببینیم آیا الگوی کلی رفتار کودک حکایت از یک کودک پر تحرک و شیطان دارد یا آرام و خجالتی یا بهانه‌گیر و غرغر و یا سازگار و راحت و ... و همچنین باید ببینیم آیا الگوی تربیتی حاکم بر خانواده، الگویی دائماً امر و نهی کننده است یا بی تفاوت یا کنترل کننده و ... در همین راستا باید برخوردهای والدین با یکدیگر، برخورد هر یک از والدین با کودک، برخورد خواهر و برادرها با وی و همچنین برنامه روزانه کودک (از نظر حاکم بودن الگوی عجله و شتاب در کارها به دلایل مختلف از جمله اشتغال والدین، ناهماهنگ بودن ساعات خواب و بیداری کودک با برنامه های دیگر والدین و ...) مورد توجه قرار گیرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

قبل از اینکه به معرفی اختلالات بپردازیم لازم است ابتدا با این دو مفهوم بیشتر آشنا شوید و آنها را مستقل از یک دیگر در نظر بگیرید :

زبان : منظور از زبان مجموعه ای از مفاهیم ( یا همان واژه ها ) و قوانین حاکم بر آن ( دستور زبان ) است .

گفتار : یکی از نمودهای خارجی زبان است که به شکل اصوات و کلمات دیده می شود. گفتار خود از چهار عامل تشکیل شده است که عبارتند از جریان یا روانی ،تولید یا تلفظ ، تشدید و صدا یا صوت .

با توجه به دو مفهوم فوق می توان اختلالات گفتار وزبان را در دو گروه اصلی طبقه بندی نمود، که در ادامه مطلب شرح مختصری از هریک و زیر گروه های آنها ارایه شده است.

اختلالات زبان

ـ تاخیر در رشد گفتار و زبان : یکی از شایعترین اختلالات بوده و اکثریت مراجعان به مراکز توانبخشی را تشکیل می دهد ،در این اختلال کودک دیر تر از زمان عادی سخن گفتن را آغاز می کند و در بسیاری از موارد مشاهده می شود که درک کودک کمتر از سطح سنی وی است .

تاخیر در رشد گفتار و زبان دلایل مختلفی می تواند داشته باشد که برخی از آنها عبارتند از عوامل ارثی ، ضایعات و بیماریهای دوره بارداری و بعد از تولد، کم شنوایی یا ناشنوایی ، کم توانی ذهنی ،اختلالات نافذ رشد مانند اتیسم و …

- زبان پریشی ( آفازی ) : در این اختلال فرد توانایی درک یا بیان یا هر دو را بعلت آسیب های مغزی که بطور ویژه به مناطق زبانی مغز آسیب زده است، از دست میدهد. این ضایعات میتواند بعد از دوره زبان آموزی و یا در حین آن رخ دهد که بنابراین به ترتیب به آن آفازی اکتسابی یا رشدی می گویند.

اختلالات گفتار

اختلالات گفتار خود به گروه تقسیم می شوند که عبارتند از :

- اختلالات جریان : در این مورد سرعت و روانی گفتار تحت تاثیر قرار می گیرد و شایعترین اختلالی که عموم مردم با آن آشنا هستند لکنت زبان است . در لکنت زبان فرد ممکن است صداها یا بخشی از کلمات را تکرار کند ( ما ما ماشین ) یا بکشد (م-----ا شن ) و یا آنکه روی صدایی مکث نماید. در این گروه اختلالات دیگری نیز وجود دارد.
- اختلالات تلفظ: این گروه صداها را اشتباه یاجابجا تلفظ نموده یا آنکه آنها را حذف می کنند. مثلا کودک (سلام) را به شکل( تلام) یا (الام) ادا می کند و یا ( س) را نوک زبانی ادا می کند.
- اختلالات صدا :اختلالات این گروه که عموما ناشی از ضایعات حنجره است ، شامل مواردی مانند گرفتگی صدا ، خش داشتن صدا ، بی صدایی یا نازک بودن صدا در پسران بعد از بلوغ و ضعف صدا بعد ازفلج یک طرفه تارهای صوتی می شود.
-اختلالات تشدید : رایج ترین اختلال این گروه صدای خیشومی ( یا تو دماغی ) است .علت این مشکل می تواند شکاف کام،کوتاهی نرمکام یا مشکلات عملکردی اسفنکتر کامی-حلقی باشد.
توجه داشته باشید که در هر گروه اختلالات دیگری نیزوجود دارد وهمچنین احتمال ترکیب وهمراهی چند اختلال باهم در یک فرد زیاد است و صرفا جهت جلوگیری از تخصصی شدن مطالب از بیان آنها خودداری شده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

تاخیر در رشد گفتار را چه زمانی باید جدی گرفت ؟

تصوری که از دیر باز و البته به غلط میان مردم رایج بوده این است که می توان تا 2 یا 3 سالگی برای شروع گفتار صبر کرد ولی واقعیت این است که غیر از سن ، عوامل زیاد دیگری در رشد طبیعی گفتار مداخله می کنند و گاهی لازم است خیلی زودتر از دو سالگی اقدامات آموزشی و درمانی برای کمک به رشد گفتار کودک ،شروع گردد.
اگر نگران رشد گفتار کودک خود هستید و اندکی تاخیر مشاهده می کنید پرسش های زیر را پاسخ دهید، چنانچه پاسخ هریک از سئوالات زیر منفی باشد ، بهتر است برای کنترل گفتار کودک خود به یک گفتار درمانگر مراجعه کنید تا با ارزیابی تخصصی علت تاخیر بررسی شود و در صورت نیاز پیشگیری لازم انجام شود.
( توجه : برای اینکه بتوانید پاسخ های دقیقتری به پرسش های زیر بدهید ، بهتر است در هر مورد کودک خود را با چند کودک هم سن وی مقایسه کنید .)
------------------------------------
درک زبانی :آیا کودک شما مشابه همسالان خود گفتار و یا دستورات کلامی دیگران را می فهمد ؟ ( بلی – خیر)

هوش : آیا بنظر شما هوش کودک در حد طبیعی است ؟( بلی – خیر)

رشد حرکتی :آیا کودک مراحل رشد حرکتی را عادی طی کرده است ؟( بلی – خیر)
( یعنی سن نشستن ،چهار دست وپا رفتن و راه افتادن طبیعی بوده ؟ )

شنوایی : آیا شنوایی کودک عادی است ؟( بلی – خیر)

وضعیت مادر در دوره بارداری : آیا همه چیز در دوره بارداری خوب وعادی بوده ؟( بلی – خیر)
(یعنی مادر بیماری نداشته ، دارو مصرف نکرده ، ضربه به شکم وارد نشده ، شوک عصبی شدید یا استرس های طولانی مدت نداشته و.... )

تولد : آیا در زمان تولد همه چیز خوب و عادی بوده است ؟ (بلی – خیر ) (یعنی مشکلاتی از قبیل زردی ،خفگی و .... پیش نیامده است . )

سوابق پزشکی : آیا سوابق و تاریخچه پزشکی کودک کاملا طبیعی و بدون مشکل بوده است ؟( بلی – خیر)
( یعنی سابقه تشنج ، ضربه به سر ، بیماری های شدید و یا طولانی مدت ، بستری شدن و ... نداشته است . )

رفتار : آیا رفتارهای کودک متناسب با سن و جنسیت وی هست ؟( بلی – خیر)
( یعنی شیطنت و تحرک بسیار زیاد ،یا پرخاشگری و ناسازگاری ندارد و از سوی دیگرآرامش غیرعادی ویا گوشه گیری ندارد.)

بازی : آیا بازی های وی مشابه همسالانش است ؟( بلی – خیر)
( بازی های انفرادی مثل عروسک بازی وبازی گروهی را متناسب با سن خود بلد است ، آیا کارتون یا فیلم نگاه می کند و یا زود حواسش پرت می شود و عمدتا مشغول دویدن و حرکت است ؟ )

ارث : آیا تمام خانواده وفامیل از نظر شنوایی ، هوشی ، گفتار و .. کاملا سالم هستند ؟( بلی – خیر)

دوزبانگی : آیا در محیط کودک (والدین ،تلویزیون و.. ) ودر مکالمه با کودک فقط از یک زبان استفاده می شود ؟ ( بلی – خیر)

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 به طو ر کلی در این اختلال که با نام های سندروم هلر ، زوال عقل نوزادی ، سایکوز ازهم گسیختگی نیز نامیده می شود ، کودک حداقل بعد از 2 سال در زمینه ها ی مختلف رشد یا از قبیل رشد زبان ، مهارتها ی اجتماعی و مهارتها ی مختلف بازی و حتی در مهارتهای حرکتی و کنترل ادرار و مدفوع ، پسروی قابل ملاحظه ا ی خواهد داشت .

در واقع در تعامل اجتماعی و ارتباط آنها نقص کیفی وجود دارد و دارای الگوها ی رفتاری ، علایق و فعالیتها ی محدود ، تکراری و کلیشه ای هستند.

 

ملاک ها ی تشخیص :

الف : رشد بهنجار برای حداقل دو سال نخست زندگی که با ارتباط کلامی و غیر کلامی روابط اجتماعی ، بازی و رفتار انطباقی متناسب با سن فرد مشخص می شود .

 

ب: از دیدگاه بالینی مهارتهای کسب شده قبلی حداقل در دو مورد از موارد زیر قبل از ده سالگی بطور قابل ملاحظه ای از بین می روند

  • 1- زبان بیانی یا دریافتی

2-- مهارت های اجتماعی یا رفتار انطباقی

                                                  3- کنترل ادرار یا مدفوع

4- بازی

                                                  5- مهارتهای حرکتی

 

ج - نابهنجاریهای کارکردی  حداقل در موارد زیر

1- اختلال کیفی در تعامل اجتماعی ( مانند اختلال در رفتار غیر کلامی ، ناتوانی در ایجاد روابط با همسالان - فقدان تقابل اجتماعی یا هیجانی )

 

2- اختلال کیفی در ارتباطات ( مانند تاخیر یا فقدان زبان گفتاری ، ناتوانی در شروع گفتگو و تداوم آن ، کاربرد کلیشه ای و تکراری زبان ، فقدان بازی های متنوع وانمودی

 

3- الگوها ی رفتاری ، علایق و فعالیت ها ی محدود ، تکراری و کلیشه ای شامل حرکات و اطوار قالبی

 

د- این اختلال با یک اختلال اختصاصی فراگیر رشد از نوع دیگر با اسکیزوفرنی بهتر توجیه نمی شود .

   - اختلالات همراه :

هوشبهر این گروه معمولا در حد عقب ماندگی ذهنی شدید می باشد . همراهی نابهنجاری هایی در EEG( نوار مغزی ) و تشنج در آنها شایع می باشد . ضمنا علائم یا نشانه ها ی مختلف نورولوژیکی نامشخص  نیز ممکن است مشاهده شود .

 

3- سیر : از نظر تعریف تنها زمانی تشخیص از هم گسیختگی کودکی داده می شود که علایم حداقل بعد از 2 سال رشد طبیعی ظاهر شده باشد . شروع علائم قبل از 10 سالگی باشد .  ( DSM   IV) 

  شیوع : این اختلال بسیار نادر است و نسبت به اختلال اتیسم شیوع کمتری دراد همچنین فراوانی آن در پسرها بیشتر است . فراوانی این اختلال را حدود یک درصد هزار تخمین زده اند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 

در این دسته از اختلالات همچون اتیستیک نابهنجاریهایی در تعاملات اجتماعی ( از جمله برقراری ارتباط ، تداوم یک رابطه اجتماعی و ... ) و حتی رفتارها و حرکات تکراری و کلیشه ای و چسبندگی های غیر منطقی (البته به میزان کمتر )  دیده می شود .

 

*نکته : اگر گروه اختلالات نافذ رشد را بر طیفی فرضی در نظر بگیریم ، اختلال  اسپرگر در بالاترین سطح وسندروم رت در پایین ترین سطح قرار خواهند گرفت و این موضوع نباید از نظر دور ماند که گاه تشخیص و تمیز بین اختلال اسپرگر و اتیسم خفیف دشوار است .

 

ملاک های تشخیص

  A تخریب کیفی در تعامل اجتماعی ، که حد اقل با 2 علامت زیر مشخص می شود :

 1- تخریب قابل ملاحظه در استفاده از رفتار های غیر کلامی متعدد مثل ، نگاه چهره به چهره حالات چهره ،ژست های بدنی اشارات متعادل کننده ی تعامل اجتماعی

 2- ناتوانی درایجاد  روابط مناسب با همسالان

3- فقدان تلاش خودانگیخته برای مشارکت دادن دیگران در شادی ، علایق و موفقیت های فرد

4- فقدان تعامل اجتماعی یا عاطفی متقابل

 B . الگوهای رفتاری ، علایق و فعالیتهای محدود شده ، تکراری و کلیشه ای که حداقل با یکی از علائم زیرتظاهر می کند :

1- اشتغال فکری  زیاد با یک یا بیش از یکی از الگوها ی کلیشه ای و محدود شده علایق که هم از نظر شدت و هم از نظر محتوی نابهنجار است

2- پیوستگی غیر قابل انعطاف به آداب یا تشریفات خاص غیر کارکردی .

3- اطوار گرایی حرکتی کلیشه ای وتکراری ( مثل پیچ و تاب دادن دست ، انگشت ، یا دادن حرکات پیچیده به بدن )

4- اندیشناکی دائم با قسمتها یی از اشیا ء

 C . اختلال از نظر بالینی موجب تخریب قابل ملاحظه در کارکرد اجتماعی ، شغلی دیگر حوزه های مهم کارکردی می شود .

D . ا زنظر بالینی در رشد زبان تاخیر کلی قابل ملاحظه ای وجود ندارد ( به این معنی که لغات یک سیلابی تا 2 سالگی استفاده می شوند جملات ارتباطی تا 3 سالگی ظاهر می شود .)

 

E . از نظر بالینی در رشد شناختی یا رشد مهارتهای خودیاری متناسب با سن کودک ، رفتار انطباقی ( غیر از تعامل اجتماعی ) و کنجکاویهای کودکانه درباره محیط تاخیر قابل ملاحظه ای وجود ندارد .

 

F . ملاک ها با دیگر اختلال خاص نافذ مربوط به رشد یا اسکیزوفرنی مطابقت نداردند .

   علائم و اختلالات همراه :

در بیشتر موارد افراد مبتلابه آسپرگر مراحل رشدی از جمله رشد زبان و علی الخصوص رشد حرکتی را به طور طبیعی طی می نمایند ولی در مواردی نادر دیده شده است که آنان مراحل مختلف رشدی چون نشستن ، راه رفتن ، ایستادن و... رانسبت به همسالان خود دیرتر آموخته اند و گاهی نیز ناهماهنگی حرکتی در آنان گزارش شده است .

 سیر :

چنین بر می آید که تشخیص آسپرگر از اتیسم دیرتر صورت پذیرد و یا به عبارتی شروع آسپرگر از اتیسم دیرتر است .

 شیوع : اطلاعات مربوط به شیوع آسپرگر محدود است ، اما به نظر می رسد که اختلال در جنس مذکر شایع تر باشد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 

این کودکان از قبل از تولد تا 5 یا 6 ماهگی یک دوره رشد عادی (از لحاظ ذهنی ،جسمی ،حرکتی و...)را طی می نمایند ولیکن پس از 7 ماهگی سیر طبیعی  رشد خود را از دست داده به این ترتیب که مثلا رشد سر نسبت به اعضا ی دیگر کندتر می شود ، حرکات غیر ارادی  و غیر کنترل کننده در اعضای بدن مخصوصا در دستها دیده می شود و گا ه تا قبل از 8 سالگی تشنج های نه چندان قوی در آنها رخ می دهد

 

. علاوه برآن آسیب شدید و جدی در رشد زبان، نقص مهارت های شناختی ٔو عدم توجه به محیط اطراف به چشم می خورد از دیگر علائم جسمی می توان منحرف شدن ستون فقرات ، تغییر حالت ماهیچه ها و اختلال در تنفس در زمان بیداری را نام برد .

ملاک های تشخیصی سندرم رت به اختصار به شرح زیر است :

 

ملاک ها ی تشخیص :

A - تمام موارد زیر :

1- رشد جنینی و مادر زادی کاملا طبیعی

2- رشد روانی حرکتی کاملا طبیعی در 5 ماهه اول پس از تولد

3- انداره طبیعی دورسر در هنگام تولد

 

B - شروع کلی موارد زیر پس از دوره رشد طبیعی :

1- کاهش شدید رشد سر بین سنین  5 و48 ماهگی

2- زوال مهارتهای دستی هدفمند ی که قبلا کسب شده است در سن بین 5 و 30 ماهگی به همراه بروز متوالی حرکات کلیشه ای دیگر

3- زوال درگیری اجتماعی در ابتدای به وجود آمدن آنها

4-ظهور حرکات بدنی و راه رفتن نا هماهنگ

5- آسیب شدید در رشد زبان بیانی و در یافتی به همراه عقب ماندگی شدید روانی حرکتی

 

علایم و اختلالات همراه : نوعا اختلال رت همراه با عقب ماندگی ذهنی شدید یا عمیق است و احتمال نا بهنجاریهای EEG  و اختلال صرع در افراد مبتلا به اختلال رت افزایش می یابد .

 سیر:

 در این اختلال معمولا حداقل زمان بروز علائم 7 ماهگی و حداکثر آن 4 سالگی می باشد . و دوره اختلال همیشگی است  و فقدان مهارتها ی اجتماعی عموما مستمر و پیشرونده است  در اکثر موارد بهبودی کاملا محدود است .

 

شیوع : این اختلال فقط در دخترها بروز می کند وفراوانی آن ر ا حدودا یک نفر از دوازده تا پانزده هزار نفر دانسته اند و DSMIV نیز رقم دقیقی ارائه نداده و فقط فراوانی آنرا بسیار کمتر از فراوانی اتیسم تخمین زده است .

 

سبب شناسی : در بعضی ا زبیماران مبتلا به این اختلال بالابودن آمونیاک خون مشاهده شده است . وبدلیل وجود این اختلال در دخترها احتمالا می توان گفت : در سندروم رت اساس ژنتیک وجود دارد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 

 AUTISMدر لغت به معنای در خود فرو رفته است ،علامت اساسی اختلال اتیسم محدودیت در تعاملات و ارتباطات اجتماعی و فعالیت ها وعلایق محدود  شده است ؛ در واقع ایشان تمایلی برای برقراری ارتباط ندارند اکثرا از همان سنین پایین علاقه ای به برقراری ارتباط با دیگران   نشان نمی دهند ،به محیط اطراف به ظاهر بی توجه هستند و چنانچه در سنین بالا این نیاز را در خود احساس نمایند شیوه برقراری ارتباط را نمی دانند و یا در حفظ و هدایت ارتباط به مشکل برخواهند خورد .

 از دیگر ویژ گی های شایع افراد اتیستیک مخدوش بودن رابطه عاطفی با دیگران حتی با پدر و مادر می باشد به عبارتی در درک صحیح احساسات  دیگران و تبادل عاطفی مشکل دارند، رشد کلامی در ایشان  ممکن است کاملا تخریب شده و یا به عبارتی مهارتهای بیانی در ایشان ایجاد نشود ویا اینکه با تاخیر صورت گیرد . گاهی عدم توانایی در آغاز کردن و یا ادامه دادن محاوره دیده می شوند ،اگر حرف بزنند ،ممکن است گفتار ایشان به شکل کلیشه ای ، تکرارطوطی وار و فقط در حد رفع نیاز باشد. در بیشتر موارد ضمایر را جابجا به کار برده مثلا در زمان تشنگی ( آب می خواهی- به جای -آب می خواهم- بکار می رود ).کودکانی که تکرار طوطی وار دارند ،ممکن است کلام گوینده را عینا تکرار کنند مثلا در برابر سئوال ( حال شما خوب است؟ به جای جواب بله ، عیناجمله را تکرار می کند ).

 ضمنا در افراد اتیستیک علاوه برگفتار تکراری رفتارهای کلیشه ای و تکراری نیز دیده می شود مانند حرکات یکنواخت دستها ، سر و ...و گاه اشتغال به شی ء خاصی نظیرچرخاندن چرخ ماشین  به جای بازی با آن ، در آنها دیده می شود . علاوه برآن، ممکن است چسبندگی شدید به یک وضعیت نیز در آنها وجود داشته باشد . به طور مثال اگر به دکوراسیون خاصی در منزل عادت داشته باشند با تغییر و جابجایی وسایل به شدت مخالفت می نمایند.

 یکی دیگر از ویژ گی های کودکان مبتلا به اتیسم ویژگی های حسی خاص آنها می باشد در واقع مشکلات حسی ایشان را به سه دسته حس تند و کند و حس آمیخته می توان تقسیم نمود . به طور مثال کودک اتیستیکی  که حس شنوایی تند دارد صداهای بلند او را می آزارند و ممکن است چنان عکس العمل ازخود نشان دهند که تصور شود از آن صدا ترسیده است و این وضعیت  نسبت به تمامی حواس دیده می شود .

 *نکته : ممکن است کودکی در یک یا چند حس تند و یا همزمان در یک یا چند حس دیگر کند باشد مثلا لامسه کند و شنوایی تند

* نکته: گروهی از کودکان اتیستیک در زمینه های خاصی چون ریاضیات ( محاسبات  جمع یا ضرب و ... اعداد به طور ذهنی ) و یا حتی موسیقی و نقاشی و ... استعداد خاصی دارند .

*نکته : برخی از کودکان اتیستیک از نظر بهره هوشی مشکلی ندارند ولی بهرحال با توجه به سایر محدویت هایی که در ایشان مشاهده می شود توان بهره گیر ی از این هوش را ندارند و لازم است با آموزش های خاص به مسیر مناسب هدایت شوند.

 

ملاک تشخیص

A رشد نابهنجاریا تخریب شده قبل از 3 سالگی حداقل در یکی از زمینه های زیر آشکار است :

  1. زبان دریافتی و بیانی به گونه ای که در روابط اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد .
  2. رشد نابهنجار وابستگی اجتماعی انتخابی یا تعامل اجتماعی متقابل .
  3. بازی نمادین یا کارکردی

B کلا 6 علامت از موارد 1و2و3 باید وجود داشته باشد که اغلب در از زمینه های زیر آشکار است.

  1.  
    1. ناتوانی در استفاده کافی از تماس چشمی ، حالت چهره ، حالت اندام و ژست ، برای تنظیم تعامل اجتماعی
    2. ناتوانی در برقراری روابط یا همتا ها ( به گونه ای متناسب با سن عقلی و علی رغم فرصت کافی ) که شامل مشارکت متقابل در علایق و هیجانات و فعالیت ها است .
    3. فقدان تعامل اجتماعی - هیجانی به گونه ای که با پاسخ نامشخص یا منحرف نسبت به هیجانات افراد دیگر ابراز می شود . فقدان تعدیل رفتار مطابق زمینه اجتماعی یا ضعف همبستگی رفتارهای اجتماعی هیجانی و ارتباطی .
    4. فقدان تلاش خود انگیخته برای مشارکت در لذات ، علایق یا پیشرفت با دیگران ( مثل فقدان تمایل به نشان دادن ؛ آوردن یا اشاره کردن به اشیا ء مورد علاقه خود در حضور دیگران یا طرح علایق شخصی )

2) نابهنجاری کیفی در گفتار و زبان در یکی از زمینه های زیر آشکار است .

  • a. تاخیر یا فقدان کامل رشد زبان کلامی که با اقدام به جبران از طریق کاربرد ادا و ا طوار حالات چهره به عنوان جانشین برقراری رابطه همراه نیست

b . ناتوانی نسبی در شروع یا حفظ تبادل مکالمه ای در سطح مهارت زبانی که وجود دارد  در آن پاسخ دهی متقابل برای برقراری رابطه با دیگران وجود دارد .

c . کاربرد کلیشه ای یا تکراری زبان یا استفاده ویژه از کلمات و عبارات .

d . فقدان بازی های خود انگیزی وانمودی یا ( اگر بچه کوچکتراست ) بازی تقلیدی اجتماعی

3)  الگوها ی محدود ، تکراری وکلیشه ای رفتار ، علایق و فعالیت ها حداقل در یکی از زمینه های زیر

a . اشتغال ذهنی قالب توسط یک یا چند الگوی کلیشه ای و محدود علایق که در محتوی و کانون نابهنجار هستند ، هر چند نه از نظر محتوی و کانون

b. چسبیدن به اعمال یا تشریفات جبری ظاهرا غیر کارکردی و خاص

c . ادا و اطوار کلیشه ای و تکراری دست ها و انگوشتان به صورت چسباندن و بال زدن ویا حرکات پیچیده کل بدن

d . اشتغال ذهنی با بخشی از اشیاء یا اجزا ی غیر کارکردی ابزار بازی ( نظیربوی آن کیفیت سطح یا مبدا و ارتعاش حاصل از آنها )

C: : شکل بالینی انتساب به سایر نوع اختلالات فرا گیررشد نیست . اختلال رشدی خاص زبان دریافتی با مسائل اجتماعی - اقتصادی - اختلال وابستگی واکنشی یا اختلال وا بستگی مهار نشده ، عقب ماندگی ذهنی با اختلال ها ی وابسته هیجانی و رفتاری ، اکسیزوفرنی با شروع بسیار زود راس سندروم رت .

  علایم و اختلالات همراه

در بیش از 75 درصد موارد افراد مبتلا به اختلال اتیسم دارای هوش بهری در حد عقب ماندگی ذهنی می باشند و در بسیاری از موارد عقب ماندگی ذهنی شدید در آنان دیده می شود . علاوه بر پایین بودن سطح هوشی اختلالات دیگری چون ؛ بی توجهی ، بیش فعالی ، تکانشوری ،پرخاشگری را می توان درآنها مشاهده نمود البته در بسیاری ازموارد خود زنی ،  عدم احساس خطر از موقعیت ها ی خطر  آفرین عدم برقراری رابطه عاطفی با والدین و ... نیز به چشم می خورد . ولی این به آن معنی نیست که حتما یک فرد اتیستیک باید یک یا چند مورد از اختلالات همراه را داشته باشد .

سیر : طبق تعریف ، شروع اختلال اتیستیک قبل از سه سالگی است . در بعضی موارد والدین گزارش کرده اند که از هنگام تولد یا به فاصله کوتاهی پس از آن به علت فقدان علاقه کودک به تعامل اجتماعی نگران کودکشان بوده اند در هر شرایط شناسایی اختلال در نوزادی کار بسیار دشوارتری از شناسایی بعد از دو سالگی می باشد .

 

شیوع : میزان شیوع این اختلال بین دو تا پنج مورد ودر هر 10000 نفر گزارش شده است . DSMIV 1377 و فراوانی این اختلال درپسرها 3تا 5 بار بیشتر از دخترها دیده شده ولی در دخترها بیمار ی شدید تر و احتمال وجود سابقه اختلال شناختی بیشتر است .

* در سال های اخیرآمارها شیوع بیشتر این بیماری را نشان می دهد.

 سبب شناسی : در مورد عوامل سبب ساز این اختلال مطالعات بسیاری انجام شده و نظریات مختلف عوامل متعددی را سبب بروز آن می دانند از آن جمله می توان به عوامل ژنتیکی ، عوارض دارویی ، اختلال متابولیسمی یا آلودگی به مواد شیمیایی محیطی دوران بارداری ، سندروم هایی مانند سندروم .ایکس شکننده ، توبروس سلروسیس ، سندروم روبلا و فنیل کتو نوریای درمان نشده اشاره کرد با این حال هنوز علت قطعی بیماری اتیسم مشخص نشده ونیاز به مطالعات وتحقیقات بیشتر دارد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلالات نافذ رشد

 در این دسته گروهی از اختلالات قرار گرفته اند که با نفوذ در روند  رشد کودک آن را از سیر طبیعی خود خارج نموده و مانع از رشد بهنجار می گردند . به طور کلی می توان گفت علاوه بر آسیب های جدی که در حیطه های مختلف  رشدی دیده می شود ، تخریب تعاملات اجتماعی  از ویژگی های بارز این گروه است . در واقع کودکان این گروه افرادی در خود فرو رفته هستند که تمایلی به برقرار کردن ارتباط با اطرافیان ندارند و حتی در صورت شروع رابطه از طرف فرد دیگر ، تن به برقرای ارتباط نمی دهند و توان شروع  ویا ادامه یک رابطه اجتماعی یا عاطفی را ندارند .

  به طور کلی اختلالات موجود در این گروه را به شرح زیر طبقه بندی می گردند:

 1- اختلال اتیستیک

2- سندرم  رت

3- اختلال ازهم گسیختگی کودکی

4- اختلال آسپرگر

5-اختلالات نافذ رشد به گونه ای دیگر که   مشخص نشده است .

 در واقع این دسته از اختلالات با آسیب شدید و نافذ در چندین حوزه رشد از جمله مهارتهای تعامل اجتماعی ، مهارتهای ارتباطی ( زبانی )  ، رفتار و فعالیت های کلیشه ای مشخص می شوند . این اختلالات معمولا در اولین سالهای زندگی آشکار می شوند و ممکن است با درجاتی از عقب ماندگی ذهنی همراه شوند .  ویژگیهای این گروه را برای سهولت درک می توان به دو دسته تقسیم نمود . دسته ای که بین همه مشترک می باشند ، لیکن با توجه به نوع اختلال ممکن است شدت یا ضعف داشته باشند و دسته ای که منحصر به یک گروه خاص می باشند مثلا سندروم رت که تنها در جنس مونث دیده می شود و کوچکی جمجمه دارند و یا عدم تاخیر در رشد گفتار که در آسپرگرمشاهده می گردد.

نشانه های مشترک گروه :

 

نقص در تعامل اجتماعی

نقص در مهارت های ارتباطی (زبان )

علایق محدود شده و فعالیت های کلیشه ای

   کودکان مبتلا به اختلالات نافذ رشد از نظر شدت  علایم و میزان آسیب وارده  روی یک طیف قرار می گیرند ؛ در گروهی از ایشان  تعداد زیادی از علایم  مشاهده می شود (برای مثال به محیط اطراف توجه نداشته ، تماس چشمی ندارد ،  ارتباط برقرار نمی کند ، توان کلامی ندارد و حرکات کلیشه ای و ... در کودک مشاهد می شود) و در برخی کودکان علایم کمتری بروز می کند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلالات یادگیری

 

در تعریف از اختلال یادگیری بر خلاف تصوری که در میان مردم رایج است وآن را به دانش آموزان عقب مانده ذهنی نسبت می دهند می توان چنین گفت : کودکانی در این گروه قرار می گیرند که تفاوت فاحشی بین هوش بالقوه آنان و عملکرد شان در زمینه یادگیری وجود دارد .  که البته این تفاوت ناشی از عقب ماندگی ذهنی ،  فقر فرهنگی و آموزشی ، تاخیر رشدی  و نابهنجاری های رفتاری و ... نمی باشد . در واقع اختلال یادگیری یکی از اختلالاتی است که برای اولین بار ممکن است در کودکی یا نوجوانی تشخیص داده شود و یا حد اقل شروع آن در کودکی است . مشکل اصلی این کودکان ضعف شدید تحصیلی در زمینه های خواندن ، نوشتن ، ریاضیات یا بیان نوشتاری است . این کودکان از نظر توانایی های خواندن ( شناخت حروف ، ترکیب حروف ، روان خوانی و درک مطلب ) و یا توانایی های نوشتن ( دست خط ، کپی کردن ، دیکته نویسی ) مشکل جدی دارند . همچنین ممکن است در زمینه مهارت های ریاضی ( شناخت شکل نوشتاری اعداد ، ارزش اعداد ، درک یا انجام عملیات ریاضی و ... ) و یا در بیان مطالب و مقصود خود از طریق نوشتار ( جمله نویسی ، انشاء و یا پاسخ دهی کتبی سایر دروس ) دچار مشکل شوند . نکته قابل توجه آنکه در یک فرد مبتلا گاه یک و یا حتی ترکیبی از چند اختلال از این طبقه وجود داشته دارد . در حال حاضر این گروه  به عنوان یک طبقه مستقل مطرح شده و به زیر گروه هایی به شرح زیر تقسیم می شوند :

1-اختلال خواندن

 2- اختلال ریاضی

 3- بیان نوشتاری

 4- نوع نا مشخص .

ملاک های تشخیص : برای تشخیص اختلال یادگیری ابتدا به کادر زیر که  بر اساس چهارمین راهنمای  تشخیصی و آماری اختلالا های روانی در سال  2000  ارایه شده نگاه کنید و در ادامه شرح مختصری از علایم به زبان ساده تر  آورده شده است .

 

ملاک های تشخیص اختلال یادگیری

الف : مهارت های مربوط به خواندن ، ریاضی و  بیان نوشتاری فرد که به کمک آزمون های استاندارد شده فردی تعیین شده است با در نظر گرفتن سن تقویمی ، هوش اندازه گیری شده و تحصیلات متناسب با سن فرد به میزان قابل ملاحظه ای پایین تر از حد انتظار است .

 

ب: اختلال در ملاک الف در تحصیل یا فعالیت های روزمره زندگی که مستلزم مهارت های خواندن ، نوشتن و ریاضیات است بطور چشمگیری تاثیر می گذارد .

 ج : اگر یک نقیصه حسی وجود داشته باشد ، مشکلات در مهارت های یادگیری معمولا بر مشکلات همراه نقیصه اضافه می شود .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلال خواندن

 عدم توانایی خواندن در فرد علی رغم برخورداری از سلامت ببینایی ، شنوایی ، هوشی ، حسی و ... را اختلال خواندن می نامیم . اختلال خواندن به معنی وجود نقص جدی در مهارتهای خواندن ( شناخت و بیان حروف ، کلمه ، ترکیب حروف ، بخش کردن کلمه ، خواندن متن و درک مطالب خوانده شده ) می باشد ، به طوری که تحصیل و زندگی روزمره فرد که نیازمند مهارت های خواندن می باشند ،با مشکل مواجه گردد. این اختلال با نامهای دیلکسی ،الکسی ،عقب ماندگی خواندن ونارساخوانی نیز نامیده می شود .

 کودکان ممکن است در یک یا چند مهارت مربوط به خواندن مشکل داشته باشند مانند : حذف کلمات ، اضافه کردن کلمات ، جایگزینی کلمات ، بازگویی اصلاحی ، تکرار کلمات خواندن کلمات همراه با کشیدن صدا ها ، تجزیه کلمات به حروف و ترکیب مجدد آن ، خواندن آیینه وار کلمات و سرعت پایین در خواندن .

ملاک‌های تشخیص اختلال خواندن

A- پیشرفت خواندن – صحیح خواندن یا درک مطلب – براساس اجرای انفرادی آزمونهای استاندارد شده با توجه به سن تقویمی، هوش اندازه‌گیری شده و میزان آموزش فرد ،  به طور قابل ملاحظه‌ای پایینتر از سطح مورد انتظار است.

B- اختلال موجود به طور قابل ملاحظه‌ای در پیشرفت تحصیلی یا فعالیتهای روزانه‌ای که مستلزم مهارت خواندن است تداخل می‌کند.

C- در صورت وجود نقص حسی، مشکلات خواندن بیش از آن است که معمولاً همراه آن نقص مشاهده می‌شود.

تذکر کدگذاری: اگر یک حالت طبی عمومی (مثلاً نورولوژیکی) یا نقص حسی وجود داشته باشد، آن را روی محور سه کدگذاری

علایم اختلال خواندن:

این کودکان ممکن است در یک یا چند مهارت مربوط به خواندن مشکل داشته باشند،در اینجا با ارائه نمونه هایی به معرفی مشکلات این کودکان برای درک بهتر دانشجویان می پردازیم :

-         ناتوانی در باز شناسی حروف : شکل نوشتاری حروف را یاد نمی گیرد . مثال : نمی داند شکل ( س) چیست ؟ یا اسم آن را می داند ( سین) ولی صدای آنرا نمی داند .

 -         ناتوانی در تمیزدیداری حروف : برخی حروف را که تا حدی شبیه به هم هستند ، اشتباه تشخیص می دهد . مثال ( ز) را با ( ر) ، ( د) را با ( ر) ، ع و ح را با یکدیگر اشتباه می گیرد .

 -         ناتوانی در ترکیب حروف ، حروف را به تنهایی می شناسد ولی نمی تواند آنها را ترکیب کرده و یک کل بسازد . مثال : ب ، ا ، د را تک تک می خواند ولی( باد ) را نمی تواند بخواند یعنی نمی تواند حروف آنها را ترکیب کند و کل را تشخیص دهد .

 -         حذف کردن : معمولا حروف اضافه یا آخر فعل ها را حذف می کند . مثال : ( آمدند ) را ( آمدن) می خواند .

 -         کلی خوانی : در واقع در خواندن کلمات مشکلی ندارد و لیکن در خواندن حروف و یا بخشی از یک کلمه با مشکل روبرو می شوند . مثال : آبادان را می خواند ولی حروف و یا بخش های آنرا   به تنهایی در آن نمی تواند پیدا کند و بخواند . به عبارتی ممکن است کل کلمه را به عنوان یک شکل حفظ کرده باشد .

 -         درک مطلب : برخی از کودکان توانایی خواندن( حتی گاهی روان خوانی متن ) را به خوبی دارند ولیکن قادر به پاسخ دادن به سوالات مربوط به متن مطالعه شده را نیستند یا به عبارتی آنچه را می خوانند درک نمی کنند که این مشکل ممکن است ناشی از ضعف در شناخت روابط اجزای متن به دلیل مشکلات دستور زبان باشد .

 -         سرعت خواندن : جمله یا متن را می خواند ولی سرعت خواندن خیلی پایین است .  علت سرعت پایین خواندن می تواند مسایلی مانند گم کردن خط و کلمات به دلیل بی توجهی ، جزئی خوانی و ... باشد .

 -         مهارتهای واج شناختی : مهارت های واج شناختی  دسته ای از خرده مهارتهای شنیداری هستند که به نوعی با زبان به ویژه با آوا شناسی آمیخته شده است . که خود شامل مهارت هایی از جمله تکمیل،تجزیه،ترکیب،صداکشی، تقطیع و .... می باشد :

بخش کردن : گاهی کودک بخش کردن را نمی داند ، گاهی بخش می کند ولی توانایی شمارش تعداد بخشها را ندارد . و در مواردی نیز توانایی نامیدن بخش ها را به طور جداگانه را ندارد . مثال :بادام ( 2بخش ) بخش اول  با ، بخش دوم  دام   ، در هر یک از موارد گفته شده می تواند مشکل داشته باشد .

 صدا کشی : این گروه توانایی نامیدن صداهای هر هجا یا بخش راندارند . مثال :   سا = س + ا

 

 *نکته : توجه داشته باشید که یک خواننده ماهر باید ترکیبی ازمهارت های جزئی خوانی و کلی خوانی را داشته باشد . در واقع جزئی خوانی کودکان در سال اول تحصیلی امری طبیعی و مورد نیاز می باشد . ولی با گذشت زمان آنان باید کلمات آموخته شده قبل را به صورت کلی خوانی بخوانند و تنها در صورت برخورد با کلمات جدید از جزئی خوانی استفاده نمایند واین مهارت خود عامل افزایش سرعت خواندن در فرد می گردد.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

مشکلات املاء نویسی

اختلال املاء  نویسی در مجموعه ی اختلال خواندن قرار می گیرد. مشکلاتی که در این اختلال مشاهده می شود به شرح زیر می باشد .

 

ناتوانی در نوشتن حروف : برخی از کودکان در یادگیری شکل نوشتاری حروف مشکل دارند و ممکن است حتی نتوانند شکل حرف را کپی کنند.

اشتباه نوشتن حروف : حروف را اشتباه می نویسد مثلا  ب را  د   می نویسد.

 

تمیز حروف : حروف شبیه به هم را تشخیص نمی دهد  مثلا ح و خ   ب و پ   ت و ث   در این صورت تمیز دیداری مشکل دارد . یا س و ز    ب و د   که مشکل در تمییز شنیداری است  .

 

حذف حروف و کلمات : برخی حروف یک کلمه و یا حروف اضافه ، ربط و یا آخر فعل یا اسم  را حذف می کند  سارا         سا ا                   آمدند        آمدن

 

حروف عربی : برخی صداهایی که با دو یا سه نوع حرف نوشته می شود تشخیص نمی دهد با کدام حرف باید نوشته شود و غالبا اشتباه می کند  .

مریض         مریز             منظور        منزور           صابون        سابون

 

استثناها : مثلا   خواب را می نویسد   خاب  .    کبری  را می نویسد  کبرا . اردک  را می نویسد  اوردک

 

حذف یا جابجایی در سرکش و تشدیدها و یا کم و زیاد کردن دندانه ها :

گرگ              کرک 

 

جابجایی نقطه ها ( مربوط به توجه )   ت      ب          ج        خ

 

معکوس نویسی                      

 

وارونه نویسی

 

مشکل در ترکیب حروف  (ب و ا )را می نویسد ولی  (بابا) را نمی تواند بنویسد .

 

توالی : کودک حروف را می شناسد ولی هنگام نوشتن کلمات در توالی حروف مشکل دارد مثلا ندارد را دندار می نویسد .

 

سرعت : سرعت نوشتن کودک  کم است و معمولا از دیگران جا می ماند و این امر باعث جا انداختن کلمات می شود .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

نارسا نویسی یا بد خط نویسی

یکی از مشکلاتی که کودکان دچار اختلال یادگیری دارند مشکلات نوشتن است . برای کودکانی که با وجود هوش طبیعی بسیار بد می نویسند اصطلاح دیس گرافی را به کار می برند . این بد نوشتن می تواند به شکلهایی مانند آیینه نویسی ، وارونه نویسی و یا بسیار بد خط نویسی دیده شود . نارسا نویسی می تواند در اثر عدم رشد مهارتهای هماهنگی چشم ودست ، مهارتهای حرکتی ( حرکات ظریف ) مهارتهای پایه مثل چرخاندن ، فشار دادن ، گرفتن و ... باشد . نارسا نویسی ( بد خط نویسی ) می تواند به صورتهای زیر بروز کند .

کج نویسی بیش از حد ، راست نویسی بیش از حد ، پرفشار نویسی بیش ازحد ، کم رنگ نویسی بیش از حد،زاویه دار نویسی بیش از حد ، فاصله گذاری بیش از حد ، ویا در هم نویسی ( عدم رعایت فاصله

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلال ریاضی

در این گروه کودکان نقص جدی در یادگیری مهارت های ریاضی از شناخت اعداد گرفته تا عملیات ریاضی و مسائل مربوط به ادراک فضایی و حل مسئله دارند . معمولا این مشکل به حدی است که در تحصیل و زندگی روز مره مرتبط با مهارت های ریاضی ایجاد اختلال کرده است ومعمولا ربطی به مشکلات حسی ( بینایی و شنوایی ) و امکانات آموزشی ندارد.

دراینجا برخلاف دیدگاه نادرست عامه مردم که به عدم استعداد فرد در درس ریاضی تکیه دارد ؛ علت واقعی نقص در یادگیری مهارت های مربوط به ریاضی می باشد که با نامهای دیس کالکولی یا اختلال در محاسبه مشخص می شوند . در اینجا نیز ممکن است یک یا تعدادی از مهارت های مختلف به شرح زیر دچار اشکال شوند .

 1-     مهارتها ی زبانی : نقص در درک یا نام گزاری اصطلاحات ریاضی ( عملیات) ، مفاهیم و رمز گشایی یا حل مسائل نوشته شده با نمادهای ریاضی .

 2-     مهارت های ادراکی : مثل باز شناسی یا خواندن نمادهای عددی یا علائم حسابی و گروه بندی اشیا ء .

 3-     مهارتهای توجه : مثل رونویسی درست از اعداد و اشکال ، به یا د سپردن عددی که به ستون بعد اضافه می شود و رعایت علائم ریاضی .

 

4-     مهارتهای ریاضی : مثل پیروی از توالی مراحل ریاضی ، شمارش اشیا ء و یادگیری جدول ضرب . نکته قابل توجه آنکه گاهی در این گروه نقص در مهارت های پایه ای تر مانند در ک مفاهیم متضاد مانند( سبک و سنگین ، بسته و باز ، پر و خالی ، چپ و راست ؛ دور و نزدیک ، درک ارزش پول ، درک زمان ( گفتن ساعت ) و یا فتن جهت ها ی مختلف ) نیز دیده می شود که اهمیت آن نباید از نظر دور ماند .

 

ملاک های تشخیصی اختلال در ریاضیات

الف : توانایی ریاضی که به کمک آزمون های استاندارد شده فردی اندازه شده است ، با توجه به سن تقویمی و هوش اندازه گیری شده و تحصیلات متناسب با سن فرد به میزان قابل ملاحظه ای پایین تر از حد انتظار است .

 

ب: اختلال در ملاک الف در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت های زندگی روزمره که مستلزم توانایی ریاضی است به طور چشم گیری تاثیر می گذارد .

 

ج: اگر یک نقیصه حسی وجود داشته باشد مشکلات در توانایی ریاضی معمولا برمشکلات همراه با نقیصه اضافه می شود.

تذکر کدگذاری: اگر یک حالت طبی عمومی (مثلاً نورولوژیکی) یا نقص حسی وجود داشته باشد، آن را روی محور سه کدگذاری کنید.

 

   علایم اختلال ریاضی

اختلال ریاضی معمولا با علائمی ظاهر می شود که شناخت دقیق آنها به تشخیص درست کمک زیادی خواهد کرد . در ذیل این علائم را با مثالهایی برای درک بهتر خواهیم آورد .

در اینجا عدم توانایی درک صحیح ازمفهوم عدد به راحتی به چشم می خورد که خود ممکن است عامل ایجاد کننده مشکلات بیانی یا مشکلات دیداری و نوشتاری در فرد باشد .

 

مشکلات مربوط به اعداد

-شمارش طوطی وار : کودک در شمارش اعداد مشکل دارد و شامل رعایت توالی اعداد ، ویا خود شمارش می شود.

 

- مفهوم عدد : مثلا کودک مفهوم عدد 3 را نمی داند یعنی نمی تواند 3 مهره را جدا کند .

 -         ارزش عدد : کودک نمی داند 3 از 2 بزرگتر است و بر عکس .

 

-خواندن عدد : ممکن است در خواندن اعدادویا خواندن اعداد شبیه به هم اشتباه کند مثلا 2و 3 ، 4و6 یا جهت خواندن را رعایت نمی کند مثلا 12 را 21 می خواند . ( در موارد شدید حتی قادر به خواندن عدد نیست )

مشکلات نوشتن :

-         کپی عدد : هنگام رونویسی عدد مشکل دارد .البته این  موضوع ارتباط مستقیمی با اختلال در نوشتن دارد .

 -         نوشتن عدد : نوشتن عدد نیاز به استفاده از حافظه دارد . بنابراین گاهی کودک شکل عدد را فراموش می کند و یا اعداد شبیه به هم را اشتباه می نویسد . مثلا 3 را 2 می نویسد ( مربوط به توجه ) یا شکل عدد را نمی داند یعنی 3 را 5 می نویسد . گاهی  مشکل مربوط به جهت یابی است  و عدد را وارونه می نویسد مثلا 3 را ـــــــ  یا 27 را 72 می نویسد . 

عملیات ریاضی

- علامتها را نمی شناسد : کودک نمی داند + یعنی جمع بنابراین ممکن است اشتباه کند یعنی    1=2+3

 - مفهوم عملیات را نمی داند : کودک مفهوم جمع یعنی اضافه شدن ، منها یعنی کم شدن را نمی داند .

 

-  اشکال در نحوه عملیات : گاهی کودک هنوز از انگشتان برای عملیات استفاده می کند ، این موضوع در سطوح بالاتر مانند جمعهای اعداد دورقمی و... مشکلات بیشتری را ایجاد می کند .

 

-  اشکال در درک ارزش مکانی : کودک یکان و دهگان و در نتیجه انتقال عدد به ستون بعدی را نمی داند ویا در زیر هم نویسی اعداد مشکل دارد  مثلا

                      3 2                                    6 2

                      7 1  +                                   2 +

                     0 1 3                                   6 4   

این مشکل در ضرب اعداد بیشتر نمود پیدا می کند .

 

-         حل مساله : گاهی کودک علیرغم اینکه عملیات ریاضی بلد است ، در درک مسایل ریاضی مشکل دارد و نمی تواند روابط بین اجزای مساله را درک کند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلال بیان نوشتاری

این اختلال نیز در گروه اختلال یا دگیری قرار می گیرد وبه نقص جدی در مهارتها ی مربوط به نوشتن اشاره می کند . و به شکل نارسا یا بد خط نویسی ، اختلال در املاء نویسی و اختلال در انشاء نویسی دیده می شود . البته برای این کودکان خصوصا آنهایی که بیشتر در گروه نارسا نویسی قرار می گیرند اصطلاح دیس گرافی را نیز بکارمی برند . این اختلال بیشتر بصورت اشتباههای دستوری  نقطه گذاری در جمله ها ، جمله بندی ضعیف ، اشتباههای متعدد املایی ( شامل جا انداختن کلمه یا حرف ، جابجا کردن حروف ، تمیز حروف مشابه ، اشتباه در حروف عربی و ... ) و دستخط بسیار بد مشخص می شود . این مشکلات به حدی است که باعث اختلال در پیشرفت تحصیلی در زندگی روزمره مستلزم مهارتهای نوشتاری می شود وبه نقص حسی و عدم امکانات آموزشی نیز مربوط می شود .

 

ملاک های تشخیص :

الف ) مهارتهای نوشتاری که به کمک آزمونهای استاندارد شده فردی ( ویا سنجش کارکردی مهارتهای نوشتاری ) تعیین شده است ، با در نظر گرفتن سن تقویمی ، هوش اندازه گیری شده و تحصیلات متناسب باسن فرد به میزان قابل ملاحظه ای پایین تر از حد انتظار است .

 

ب : اختلال در ملاک الف برپیشرفت تحصیلی یا فعالیت های روزمره که نیاز به انشای متن های نوشتاری دارد ( مانند نوشتن جمله های درست دستوری و پاراگراف ها ی منظم ) به طور چشمگیری تاثیر می گذارد .

 

ج : اگر یک نقیصه حسی وجود داشته باشد ، مشکلات مهارتهای نوشتاری معمولا برمشکلات همراه با آن نقیصه افزوده می شود .

تذکر کدگذاری: اگر یک حالت طبی عمومی (مثلاً نورولوژیکی) یا نقص حسی وجود داشته باشد، آن را روی محور سه کدگذاری کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

اختلال یادگیری به گونه ای دیگر مشخص نشده است :

این طبقه برای آن دسته از اختلالهای یادگیری است که با هیچکدام از ملاکهای اختلال یادگیری مطابقت ندارد . این طبقه ممکن است شامل دشواریهایی در همه موارد سه گانه خواندن ، ریاضیات و بیان نوشتاری باشد که بر پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد ، با این حال عملکرد فرد در آزمونهای سنجش مهارت ، با در نظر گرفتن سن تقویمی ، هوش اندازه گیری شده متناسب با سن وی به گونه چشمگیری پایین تر از حد انتظار نیست .

 

اختلالات توام :

کودکان مبتلا در این گروه ممکن است یک یا چند اختلال دیگر را نیز در کنار اختلال یادگیری داشته باشند برخی از این اختلالات ممکن است معلول این مشکل باشند و برخی نیز می توانند از عوامل سبب ساز آن باشند از جمله اختلالات همراه شایع می توان بیش فعالی ، کمبود توجه ، اختلالات سلوک ، افسردگی یا افسرده خویی ، تاخیر در رشد زبان ، اختلال در هماهنگی حرکتی مربوط به رشد ، عزت نفس و روحیه پایین و انواعی از بیماریهای جسمانی ( مانند مسمومیت با سرب 0 نشانگان جنین الکلی یا نشانگان کرومومزوم x شکسته ) را نام برد .

 شیوع

برآوردهای شیوع اختلال یادگیری با در نظر گرفتن میزان قطعیت و تعاریف به کار رفته از دو تا ده درصد است شیوع این اختلال در آمریکا پنج در صد گزارش شده است .

 تشخیص افتراقی :

اختلال یادگیری را باید از تغییرات بهنجار در پیشرفت تحصیلی و نیز مشکلات تحصیلی مربوط به عدم فراهم بودن امکانات آموزشی ناکافی یا عوامل فرهنگی ، نقیصه های حسی ( بینایی و شنوایی ) و عقب ماندگی ذهنی ( به خصوص از نوع خفیف ) جدا کرد . همچنین مشکلات یادگیری در اختلالات زبانی مثل آفازی و نقص ویژه زبانی و گروه اختلالات نافذ رشد یا برخی دیگر از اختلالات دوران کودکی ممکن است دیده شود که باید از اختلال یادگیری تمیز داده شود . سبب شناسی :

مطالعات بسیاری در زمینه سبب شناسی اختلالات یادگیری صورت گرفته که منجر به پیدایش نظریه های متفاوتی از قبیل نظریه غلبه برتری طرفی ، نظریه شناخت گرایان نظریه روانکاوی ، نظریه کوتاهی دامنه توجه ، نظریه تاخیر در رشد ، نظریه ضایعات خفیف مغزی ، نظریه چند عاملی شده است . طرفداران این نظریه ها هر کدام از یک زاویه به مشکل توجه کرده و هر یک علت یا عللی را سبب بروز آن می دانند در واقع تا کنون برای اختلال یادگیری علت واحدی شناخته نشده است .

فقدان دقت و توجه کافی – جنب و جوش بیش از حد – فقدان هماهنگی لازم در حرکات – دقت بیش از حد به جزئی از کل – عدم تثبیت ویا تاخیر در تثبیت برتری طرفی – تاخیر در رشد خصوصا در مهارت های گفتاری – وجود ضایعات خفیف مغزی- وارث-مسایل بیو شیمیایی – عدم تعادل هورمونی  از جمله عواملی هستند که می توانند زمینه ساز اختلال یادگیری باشند .

 

درمان :

همواره در این دسته از دانش آموزان به علت عدم رضایت از وضعیت تحصیلی خود و گاها فشارهای اطرافیان و خانواده حالتهای اضطرابی مشاهده می شود ودر کنار آن شکستهای مستمر و نا امیدی  ناشی ار آن زمینه ایجاد حس حقارت و ضعف د ربرابر دیگران را نیز دامن می زند . در هر حال آنان در طول دوران تحصیل و یا زندگی نقاط قوت و ضعف خود را می سنجند و زمانی که تصور ناتوانی بر آنان به یقین تبدیل  شود به سمت افسردگی یا پرخاشگری و ... کشیده می شوند ؛ و این امر ضرورت روان درمانی را درکنار درمانهای مربوطه فراهم می آورد . در هر حال در درمان این گروه شناخت حروف و اعداد و کار با حروف و سیلابها که پایه ناتوانی آنان می باشد اساس درمان محسوب می شوند . بنابراین بهترین درمان برای این کودکان باز پروری مهارت های آسیب دیده و آموزش کودکان بر اساس آنچه که کودک می تواند انجام دهد و آنچه در آن مشکل دارند . با توجه به عوامل سبب ساز این اختلال گاهی ممکن است دارو درمانی نیز در کنار آموزش کمک موثری باشد . روشهای متعددی برای باز پروری و آموزش کودکان با اختلال یادگیری و جود دارد روش هایی مانند روش ادراکی- حرکتی که در آن به بازپروری روند مراحل رشدی از طریق روشهای ُآموزشی – روانی  می پردازد . روش چند حسی که در آن با استفاده از حواس مختلف این کودکان ، توازن و تعادلی برای استفاده از حس بینایی ، شنوایی و لامسه را در نظر می گیرد ( برای یادگیری از مجموعه حواس استفاده می شود ) روش سازماندهی اعصاب مرکزی که در آن با تمرینهای مختلفی شامل تاکید بر خزیدن ، چهار دست وپا رفتن و حرکت تقاطعی دست و پا و ...) نظم رشد سیستم اعصاب مرکزی ( از مرحله قبل از مرحله رشد نیافته ) دوباره بازسازی می کند تا تاخیر مرحله رشد نیافته را جبران کند .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 

بسیاری از کودکان مبتلا به سندرم داون مهارتهای درکی زبان معمولا پیشرفته تر از مهارتهای بیانی زبان است و بنابراین در بیان مشکلات بیشتری نسبت به درک دارند . از جمله مشکلاتی که کودکان سندرم داون با ْآن مواجه اند عبارتند از :

مشکل در توالی اصوات و کلمات 

مشکل در وضوح گفتار و نحوه بیان حروف و صداها

 مشکل در روانی گفتار و ...

برنامه درمانی که برای این کودکان در نظر گرفته می شود باید بر اساس ارزیابی دقیق عملکرد ها و نیازمندیها ی ارتباطی هر کودک وبه طور منحصر به فرد طرح ریزی شود . خانواده به عنوان اصلی ترین عنصر درمان در نظر گرفته می شود و گفتار درمانگر نقش موثری در راهنمایی ؛‌ارائه اطلاعات ؛ تسهیل و بالا بردن روند یادگیری مهارتهای ارتباطی دارد .

برنامه درمانی از بدو تولد تا مرحله تک کلمه :

درطول این مرحله اصلی ترین مداخله درمانی در محیط خانه صورت می گیرد و خانواده باید به طور متمرکز برروی برنامه درمانی کار کند . در مورد نوزادان ؛ تمرکز درمان بر تحریک حسی است که در طی آن فعالیت هاو تجربیاتی برای کمک به رشد شنوایی ؛بینایی و مهارتهای لمسی صورت می گیرد. این فعالیت ها شامل  بازیابی حسی،بازخورد حسی و حافظه است . چگونگی کیفیت صدای یک زنگ ؛ تجربه حس لمس مخمل و کاغذ سمباده و تمایز قائل شدن بین آنها مثالهایی از تجربیاتی است که کودک باید با آنها مواجه شود . همچنین هنگامی که کودک مبتلا به سندرم داون در معرض خطر عفونت گوش میانی باشد باید وضعیت شنوایی اوبررسی شود .

تغذیه و تنفس :

بسیاری از ساختارها و عضلات مورد استفاده در گفتار را درگیر می کند . بنابر این درمان تغذیه و درمان یکپارچگی حسی می تواند ثاثیر مثبتی بر عملکرد گفتار داشته باشند . اکثر کودکان سندرم داون حساسیت بالایی در برابر لمس دارند . ناتوانی مسواک زدن ، بی علاقگی نسبت به خوردن غذاهای ترکیبی یا مخلوط در این کودکان دیده می شود که اصطلاح تدافع لمس در مورد آنها به کار می رود . برای درمان تدافع لمس و برنامه ریزی برای رساندن حس دهان به وضعیت طبیعی ازماساژهای دهانی ، تحریک مستقیم عضلات  استفاده می شود . تمرین از ماساژ دستها و پاها شروع شده و تدریجا به سمت صورت و دهان پیش می رود . تجریه ثابت کرده که بعد از طبیعی شدن فعالیت دهانی میزان غان و غون و صدا سازی کودکان افزایش می یابد . پس از اینکه کود ک قادر به تحمل لمس شد و توانایی حرکت دادن ساختارهای داخل دهان را بدست آورد ، برنامه درمان بر روی مهارتهای حرکتی دهانی متمرکز می شود . این مهارتها شامل فوت کردن ، سوت زدن ، ایجاد شکلکهای خنده دار با صورت و فعالیتهای تقلیدصداست . پایه و اساس ارتباط ،‌تعامل اجتماعی است و مهارتهای مکالمه ای خاص از جمله نوبت گرفتن را می توان در سنین پایین در قالب بازی رشد داد . بازی دالی موشه ،‌رعایت نوبت در برداشتن اسباب بازی و یا جلو و عقب بردن نوار موسیقی ، راههایی برای رشد نوبت گیری هستند . به طور کل مهارتهای مرحله پیش از زبان آموزی باید قبل از مرحله تک کلمه پرورش داده شوند . کودکان سندرم داون در سن 8ماهگی تا 1 سالگی ،‌ظرفیت ارتباطی بالایی دارند و در صورتیکه در انتقال پیام خود با اطرافیان نا توان باشند ، دچار نا امیدی می شوند . تحقیقات نشان می دهند که کودکان سندروم داون زمانی که توانایی گفتن کلمه را پیدا کنند دیگر تمایلی به استفاده از علائم برای برقراری ارتباط ندارند .

برنامه درمان در مرحله تک کلمه تا 3 کلمه :

در این مرحله علاوه بر افزایش واژگان تک کلمه بر روی افزایش طول عبارت (‌ترکیب کلماتی که کودک می تواند مورد استفاده قرار دهد )‌یا همان افزایش طول گفته ، کار می شود . در قالب عبارات دو کلمه می توان روابط معنی داری مانند نقش فاعل ،‌مالکیت و علامت منفی را به کودک آموخت و به تدریج به سمت عبارات 3 کلمه پیش رفت . مهارتهای کاربردی زبان از جمله در خواست کردن و احوال پرسی کردن و همجنین مهارتهای مکالمه ای نیز در این مرحله به عنوان هدف درمان در نظر گرفته می شوند . برای دست یابی به این اهداف ،‌بازی روش مفیدی است . از بازی می توان برای افزایش توجه شنیداری وبه طور کل مهارتهای مرتبط با توجه نیز بهره برد. اساس رشد زبان در این مرحله ، یک پارچگی حسی و توانائیهای حرکتی دهان است . اکثر کودکان سندرم داون که توانایی استفاده از گفتار را ندارند قادرند از زبان از طریق علائم به خوبی استفاده کنند . بنابراین د راین مرحله ، درمان یکپارچگی حسی و مهارتهای حرکتی دهان برای تقویت آمادگی گفتار به کار می رود .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

کودک کم توان و واکنش های اطرافیان

نتایج بررسی ها نشان می دهد که ابتلای کودک به کم توانی می تواند موجب بروز مشکلات و مسائل خاصی در سایر افراد خانواده گردد، البته با توجه به تفاوتهای فردی ممکن است افراد واکنشهاس متفاوتی از قبیل،احساس ناکامی،انکارواقعیت، اضطراب ونگرانی، احساس گناه ، برون فکنی یا فرافکنی، ویا در نهایت سازگاری وپذیرش منطقی کودک را نشان می دهد. دراین مقاله به معرض برخی از موارد می پردازیم . گروهی از والدین بی توجهی خود را در دوران بارداری علت کم توانی کودک دانسته و خود راسزاوار تنبیه و عقوبت می دانند ( البته این تصور نا درست است)بعضی دیگر به دلیل برخوردهای نسنجیده مردم با کودک کم توان از قبیل نگاههای ایشان و اظهار نظرهای مختلف ،‌دچارحالت خشم یا ناکامی می شوند.                                                                                           خواهران و برادران این کودکان نیز ممکن است واکنشهای متفاوتی از قبیل حسادت ، خشم ، طرد و یا حمایت نشان دهند.     

  از سوی دیگر مشکلات مربوط به نگهداری آموزش و درمان این کودکان نیز می تواند فشارهای زیادی را به خانواده تحمیل کند و موجبات نا کامی را در ایشان فراهم آورد.                                                                                       گروه دیگری ازوالدین نیز هستند که کم توانی کودک خود را انکار می کنند برای مثال عدم تحرک و تاخیر رشدی او را به آرام بودن ویا فعالیت بیش از حد و بی قراری وی را به شیطنت نسبت می دهند . در واقع این گروه از والدین از قبول و پذیرش واقعیت امتناع می کنند و حتی ممکن است پیگیری مناسبی در مورد آموزش و درمان کودک نداشته باشند . این والدین ممکن است تشخیص متخصصان را صحیح ندانسته و کوچکترین اعمال کودک خود را نشانه دانایی و هوش کودک تلقی کنند و بنابر این از اجرای دستورات درمانی خودداری کرده موجب تشدید کم توانی کودک شوند.  گروهی از والدین هم پس از اینکه متوجه کم توانی و معلولیت فرزند خود می شوند ، دچار نگرانی و اضطراب شدید شده و ممکن است برای تخلیه این اضطراب ، فشارهای تربیتی و آموزشی را زیاد کرده و دائما از کودک ایراد گرفته و او را تنبیه می کنند .   گروهی دیگر ممکن است کم توانی و ضعف کودک را به سهل انگاری و خطای دیگران نسبت دهند . افسردگی ، انزوا ، خشم ، ترس و ... از دیگر واکنشهای رایج میان خانواده هااست .   اما بهترین حالت این است که والدین کودک خود را همانطور که هست بپذیرند و از او در حد توانش انتظار داشته باشند. از بلند پروازی بپرهیزند و قبول کنند که این کودک نیز توانایی های بالقوه زیادی دارد و باید جهت سازگاری بیشتر به وی کمک کنند.   در واقع می توان گفت والدین یکی از بهترین مربیان کودک خود می باشند  چرا که بیشتر از هر کسی وی را می شناسند و می توانند او را درک نمایند و مطمئنا لازمه یک مربی خوب بودن داشتن یک رابطه صمیمانه و عمیق با کودک است . پذیرش کودک همانگونه که هست و حمایت عاطفی و محبت در کنار آموزش کودک ، علاوه بر بهبود شرایط کودک کم توان می تواند احساس رضایت و خرسندی را در تمام اعضای خانواده فراهم نماید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

آموزش آداب توالت به کودکان

 یکی از مشکلات رایج در کودکان کم توان ، تاخیر در یادگیری امور روز مره زندگی از جمله مهارتهای مربوط به نظافت شخصی و کنترل ادار و مدفوع است 0 در شرایط عادی انتظار داریم کودک در خلال سالهای دوم تا سوم با ارادی شدن کنترل روی اسفنکترهای مخصوص دفع ادرار یا مدفوع خود ، به تدریج کنترل را یاد بگیرند ولی طبیعتا این امر در کودکان کم توان  دچار تاخیر می شود  0   فرایند کنترل از یک سو مستلزم رشد یافتگی راه های عصبی و ساختارهای آنا تومیکی است و از سوی دیگر کودک باید آ گاهی و حساسیت لازم را به علایم درونی بدن خود ( فشار مثانه ) داشته باشد 0 همچنین شرایط محیطی نیز در این میان نقش بنیادی دارند 0در مورد کنترل ادرار و مدفوع در زمان خواب باید گفت که همان شرایطی که یادگیری عمل دفع روزانه را در زمان و مکان مناسب تسهیل می کنند، موجب نگهداری یا دفع متناسب د رخلال شب نیز می شوند 0با توجه به نکات ذکر شده بدیهی است که برای یادگیری کنترل ، کودک باید از یک پرسش و آمادگی ذهنی و بدنی برخوردار باشد تا بتوان آ‌موزش را برای وی شروع نمود 0در اینجا آموزش کنترل طی یک روند چهار مرحله ای مطرح شده است ولی قبل از شروع آموزش جهت آمادگی های مورد نیاز لازم است دو مرحله مقدماتی اجرا گردد 0الف) پیدا کردن ساعات تخلیه   قبل از اینکه به امر شرطی کردن یا آموزش کنترل بپردازید لازم است محدوده ساعاتی را که کودک ادرار خود را تخلیه میکند پیدا کنید 0برای این منظور  به مدت یک هفته هرروز پوشک کودک را با فاصله های نیم ساعته چک کنید و هر بار که خیس کرده بود ساعت مربوطه را در جدولی مانند جدول زیر ثبت کنید  

6 5 4 3 2 1  
            شنبه
            یکشنبه
            دوشنبه
            سه شنبه
            چهارشنبه
            پنجشنبه
            جمعه

 در پایان هفته تلاش کنید محدوده های ساعاتی را که کودک خیس کرده است را پیدا کند 0 برای مثال ممکن است کودک شما اکثرا یکبار بین ساعات 8و 9 و بار دیگر حدود ساعت 12 ادرار کرده باشد 0پس از پیدا کردن میانگین یا محدوده ساعت تخلیه می تواند آ‌موزش های خود را در این ساعات اجرا کنید0 ب) آماده شدن برای شروع آموزش 1) در ابتدا لباسی که به راحتی قابل پوشیدن و در آوردن باشد 0   2) لازم است کودک بتواند به راحتی روی توالت بنشیند و تقلا نکند ، برای سهولت کار می توانید از صندلی یا لگن بچه گانه مناسب استفاده کنید 03) زمانی که مکان توالت  مشخص شد، وبا توجه به محدوده  زمانی مشخص شده برای ادرار از دو تا سه ساعت قبل از آن جهت افزایش ادرار به وی نو شیدنی و یا میوه های آبدار زیادی بدهید 04) برای تقویت  کودک مقداری خوراکی و تنقلات مانند پفک ، آجیل و...آماده کنید 0 

 

مراحل آموزش

قدم اول :نشستن روی توالت : هدف این است که برای کودک روشن شود که ازوی چه انتظاری دارید و آن  اینکه در توالت ادرار کند 0کودک را روی توالت قرار دهید ( لازم است قبلا مایعات زیادی به وی داده باشید ) و او را تشویق به ادرار کردن کنید0 هر وقت ادرار کرد به وی پاداش دهید 01شاید این کار به مدت 2ساعت طئل بکشد و کودک باید در این مدت بدون لباس باشد 0 به یاد داشته باشید که هرچه قبلا به وی نوشیدنی بیشتری داده باشید احتمال اینکه ادرار کند بیشتر می شود0پس از دادن جایزه به وی اجازه دهید دستشویی را ترک و بازی کند و سپس دوباره در محدوده ساعت بعدی وی را به توالت برگردانید 0اگر کودک ادرار نکرد این بار برای خوب نشستن به وی جایزه دهید0 قدم دوم :ایجاد مهارتهای مربوط به توالت مستقل:‌هدف این است که خود کودک با هدف دستشویی کردن به توالت برود 0 در این مرحله نیز کودک باید بدون لباس باشد و روی یک صندلی نزدیک توالت بنشیند و اگر به دستشویی رفت و ادرار کرد به وی پاداش دهید 0 ( پاداش باید هنگامی باشد که در توالت است ) وقتی کودک از دستشویی برگشت صندلی وی را کمی دورتر و روی صندلی اسباب بازی و سرگرمی قرار دهید 0اگر کودک بعد از 5 دقیقه ادرار نکرد ، به خاطر خوب نشستن به وی جایزه دهید0اگر کودک روی صندلی ادرار کرد او را مجبور به اجرای روند اصلاحی زیر نمائید:1) اورا مجبور به برداشتن دستمال کنید 0 2) از وی بخواهید لباس و صندلی را پاک کند03) وی را مجبور کنید دوش بگیرد 0 بهتر است آب خیلی سرد باشد تا احساس نا خوشایندی داشته باشد 04)‌برای یک زمان 5 دقیقه ای پاداش نگیرد 05) او را به دستشوئی برگردانید و بخواهید روی توالت بنشیند تا زمانی که ادرار کند0  قدم سوم: افزایش مهارتهای توالت : هدف این مرحله برای کودک این است که بتدریج یاد بگیرد هر وقت دور از دستشوئی است به سمت آن رفتهد ، لباسهایش را درآورد و در توالت ادرار کند 0پس از دوبار موفقیت کودک صندلی را کمی دورتر و تکه های لباس را بیشتر کنید0 هر بار که ادرار کرد به وی پاداش دهید این پاداش باید زمانی باشد که هنوز روی کاسه توالت است0به وی یک استراحت کوتاه دهید و وقتی که بر گشت صندلی وی را کمی دورتر و یک تکه لباس اضافه نمایید0 اگر کودک بعد از 5 دقیقه ادرار نکرد ، برای ادامه نشستن روی صندلی به وی پاداش دهید 0اگر در شورت ادرار کرد او را وادار کنید به اجرای مرحته اصلاحی که در قدم دو ذکر شده نمائید0 صندلی را کمی نزدیکتر و یک تکه از لباس ها را کم کنید 0 شما باید مرحله 3 را آنقدر ادامه دهید تا کودک بتواند با موفقیت از صندلی بلند شود ،‌به دستشویی برود ، لباسهایش را در آورد و روی توالت بنشیند 0 وقتی کودک کاملا به مرحله 3 مسلط شد وارد مرحله 4 ( تثبیت)  شوید0 قدم 4 : تثبیت: در این مرحله هر 15تا 30 دقیقه یکبار شورت کودک را چک کنید و از وی سئوال کنید ( خشکی؟ )  می توانید به او آموزش دهید که برای پاسخ دادن خودش به شورتش دست بزند و خیسی آنرا احساس کند،‌اگر کودک خشک بود او را تشویق کنید ،‌ببوسید و به وی خوراکی بدهید0 و اگر کودک خیس بود بگوئید ( بد ، شورتت خیس شده ) و او را مجبور کنید مراحل اصلاحی را اجرا کند  سپس به مرحله 3 بر گردید و آنرا تا آنجا ادامه دهید که کودک از صندلی بلند شود و به دستشویی برود 0اگر کودک در مرحله 4 با موفقیت و به شکل مستقل ادرار کرد به وی پاداش بیشتری بدهید و به تدریج فاصله بین چک کردنها تا جایی زیاد کنید که دیگر نیازی به چک کردن نباشد 0وقتی که کودک چک کرد از وی چه انتظاری دارید ، به تدریج کمک های فیزیکی خود را کم و همچنین دوره های تقویت را کمی طولانی تر کنید تا در نهایت سر نخ های کلامی نیز کمتر گردند 0 بعد از اینکه با یک برنامه فشرده به مدت 2 تا 3 روز کار کردید ، به یک برنامه عادی تری برگردید :1) چک کردن پوشک یا مرحله پوشک خشک را قبل یا بعد از غذا و یا قبل از خواب ویا در زمان هایی که می دانید احتمال داشتن ا درار بیشتر است ، اجرا کنید 02) اگر کودک مجددا در شلوارش ادرار کرد ، طبق معمول به مرحله اصلاح برگردید 03) استفاده از پوشک را ادامه ندهید 0 توجه : به خاطر داشته باشید که روند آموزشی بالا نوعی برنامه شکل دهی رفتار و زنجیره سازی است که از روشهای شناخته شده رفتار درمانی می باشد 0برای موفقیت در این امر لازم است از یک سو صبر و حوصله زیاد داشته باشید و از سوی دیگر دقت در جزئیات ورعایت نکات ارایه شده به همان شکل مورد نظر ، ضروری است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

 

اتیسم یکی از اختلالات نافذ رشد است که مردم کودکان مبتلا به این اختلال را به عنوان کودک ( در خود فرورفته می شناسند . علایم این اختلال تا قبل از سه سالگی بروز می کند و شامل موارد زیر است:1- تخریب کیفی در تعامل اجتماعی ( لازم است حداقل 2 مورد از موارد زیر را داشته باشد1-1 تخریب بارز در رفتارهای  غیر کلامی مثل نگاه چشم در چشم ، حالت چهره ، وضعیت اندامی ،و حالات تنظیم کننده تعامل اجتماعی2-1 ناتوانی در برقراری رابطه با همسالان 3-1 فقدان جستجوی خود انگیخته برای مشارکت در لذات، علایق و... با سایر افراد .4-1 فقدان تقابل هیجانی – اجتماعی 2- تخریب کیفی در برقراری رابطه کلامی  (با حداقل یکی از موارد زیر 1-2 تاخیر یا فقدان کامل رشد زبانی (بدون تلاش برای جبران آن از راههای دیگر مثل ژست ها یا حالات چهره  2-2 در افرادی که تکلم کافی دارند ، تخریب بارز در توانایی شروع یا ادامه مکالمه با دیگران 3-2 استفاده قالبی یا تکراری از زبان4-2 فقدان بازیهای نماد ین یا بازی های تقلیدی متناسب با سن3- الگوهای محدود و تکراری و قالبی در رفتار ، علایق و فعایت ها (حداقل یکی از موارد زیر 1-3 اشتغال ذهنی مفرط با یک یا چند الگوی کلیشه ای و محدود علاقه 2-3 چسبندگی ظاهرا انعطاف ناپذیر به برخی عادات و آداب  بی فایده 3-3 ادا و اطوار تکراری و قالبی (مثل پیچش دست – حرکاتی شبیه بال زدن – تکان دادن انگشتان و... 4-3 اشتغال ذهنی مداوم با اجزا و اشیاء ....

فقدان تقابل هیجانی – اجتماعی
 
1. تخریب کیفی در برقراری رابطه کلامی (با حداقل یکی از موارد زیر 1-2 تاخیر یا فقدان کامل رشد زبانی (بدون تلاش برای جبران آن از راههای دیگر مثل ژست ها یا حالات چهره
2. در افرادی که تکلم کافی دارند ، تخریب بارز در توانایی شروع یا ادامه مکالمه با دیگران  
3. استفاده قالبی یا تکراری از زبان
4. فقدان بازیهای نماد ین یا بازی های تقلیدی متناسب با سن
5. الگوهای محدود و تکراری و قالبی در رفتار ، علایق و فعایت ها (حداقل یکی از موارد زیر 1-3 اشتغال ذهنی مفرط با یک یا چند الگوی کلیشه ای و محدود علاقه 
6. چسبندگی ظاهرا انعطاف ناپذیر به برخی عادات و آداب بی فایده 3-3 ادا و اطوار تکراری و قالبی (مثل پیچش دست – حرکاتی شبیه بال زدن – تکان دادن انگشتان و... 
7. اشتغال ذهنی مداوم با اجزا و اشیاء 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩

 

کم توانی ذهنی

کم توانی ذهنی با ارزیابی هوش مشخص می شود ، چنانچه که توانایی ذهنی کودک در مقایسه با سن شناسنامه‌ای وی کمتر از همسالانش باشد، بهره هوشی کودک از حد طبیعی پایین تر خواهد آمد. بهره هوشی ضریبی است که با فرمول زیر محاسبه می شود :(سن عقلی : سن شناسنامه ای )* 100= بهره هوشی IQ
 کودکی مبتلا به کم توانی ذهنی تشخیص داده می شود که شرایط زیر را داشته باشد :-عملکرد هوشی بطورقابل ملاحظه کمتر از حد متوسط: یعنی بهره هوشی وی تقریبا از70 کمتر باشد
و این مساله با یک آزمون هوش انفرادی یا قضاوت بالینی مشخص شده باشد .-نقص همزمان در عملکرد انطباقی (یعنی کارایی فرد در بدست آوردن انتظارات مربوط به سن یا گروه فرهنگی ، ضعیف باشد) درحد اقل دو مورد ازمهارتهای زیر: مکالمه، مراقبت ازخود، زندگی در خانواده، مهارتهای اجتماعی و بین فردی ، استفاده از امکانات جامعه ، خود گردانی ، مهارت های تحصیلی ، شغلی، تفریحی ، بهداشتی ، ایمنی .شروع قبل از 18 سالگی ؛ کم توانی ذهنی بر حسب میزان بهره هوشی به طبقات زیر تقسیم می شوند:خفیف (آموزش پذیر ) بهره هوشی از 55-50 تا 70

 
متوسط( تربیت پذیر ) بهره هوشی از 40-30 تا 55-50
شدید ( حمایت پذیر) بهره هوشی از 25-20 تا 40- 35
عمیق ( ------ ) بهره هوشی زیر 20 تا 25

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩