ناتوانی در یادگیری، اختلال‌هایی هستند که بر توانایی فرد در فهمیدن و یا استفاده از زبانِ گفتاری و نوشتاری، انجام محاسباتِ ریاضی، تطبیق حرکات و همچنین بر قدرتِ تمرکز تأثیر منفی می‌گذارند. اختلال در یادگیریِ کودکان از سنینِ پایین اتفاق می‌افتد، با این وجود، این اختلال‌ها تا زمانی که کودک به سنِ مناسب برای مدرسه رفتن نرسد، تشخیص داده نمی‌شوند. مطالعات در آمریکا نشان می‌دهد که بین 8 تا 10 درصد از افراد زیرِ 18 سال دچارِ نوعی از این اختلال‌ها هستند.

ناتوانی در یادگیری بر تواناییِ فرد در تفسیرِ آنچه می‌بیند یا می‌شنود و یا در مرتبط کردن اطلاعاتِ مختلف از قسمت‌هایِ مختلفِ مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این محدودیت‌ها خود را به صورتِ مشکلاتِ گفتاری و نوشتاری، عدم هماهنگی، قوه خودداری (قدرت کنترل فرد بر خودش) و نیز عدمِ توجه، نشان می‌دهند. این مشکلات تا زمانی که فرد به مدرسه می‌رود همچنان در وی باقی خواهند ماند و در مدرسه ممکن است باعث عدم یادگیریِ خواندن و نوشتن و یا ناتوانی در انجام محاسبات ریاضی شود. گفتنی است که، ناتوانی در یادگیری، نشان دهندۀ بهرۀِ هوشی نیست و نمی‌توان از آن نتیجه ای در مورد هوشِ افراد بدست آورد.

عدم یادگیری می‌تواند یک حالت مزمن و همیشگی داشته باشد که در بعضی موارد تأثیرِ نامطلوبی در بسیاری از جنبه هایِ زندگیِ فرد می‌تواند داشته باشد. تحصیلات، شغل، انجامِ امورِ عادی روزانه و موقعیت خانوادگی و همچنین روابط با دیگران، همه می‌توانند تحت تأثیر منفیِ مشکلات در یادگیری قرار گیرند.

با این حال هر مشکلی در یادگیری را نمی‌توان مربوط به اختلال‌های یادگیری دانست. خیلی از کودکان در بعضی از مهارت‌ها آهسته تر رشد می‌کنند و این امری طبیعی بشمار می‌رود. از آنجا که کودکان به صورت طبیعی در میزان پیشرفت در مهارت‌های خود با هم متفاوتند، لذا ممکن است چیزی که در نگاهِ اول عدمِ یادگیری به نظر می‌رسد، تنها یک بلوغ دیررس باشد.

ناتوانی در یادگیری برای آنکه تشخیص داده شود، وضعیت و شرحِ حال کودک می‌بایست ملاک‌های خاصی داشته باشد.

Dyslexia (خوانِش پریشی) :

Dyslexia یکی از انواع ناتوانی در یادگیری است که مربوط به مهارت‌های کلامی و خواندنی می‌شود. یک کودک با این ناتوانی ممکن است در درکِ کلمه‌ها و یا گروهی از کلمات، جملات و پاراگراف‌ها با مشکل مواجه شود. در مراحل اولیه کودک ممکن است کلمه‌ها و متن‌هایی را که می‌خواهد بنویسد یا بخواند به صورت معکوس نوشته یا وارونه بخواند. اما این موضوع در مواقعی که کودک تازه شروع به یادگیری کرده، امری عادی ست. که با مرورِ زمان برطرف می‌شود. این در حالی ست که یک دانش آموزِ نوجوان با اختلالِ Dyslexia ممکن است نتواند بر این مشکلات در خواندن و نوشتن فائق آید. برای مثال افرادی با این ناتوانی ممکن است b را همچون d بدانند. و یا آنکه بجای کلمه "NO" به معنی خیر، بنویسند "ON". کودک ممکن است 6 را وارونه بنویسد مانند 9. چنین چیزی مشکل در بینایی محسوب نمی‌شود بلکه مشکلی است مربوط به مغز که چگونه چیزهایی را که می‌بیند تفسیر می‌کند.

Dysgraphia (نوشتار پریشی) :

Dysgraphia عبارتی است که برای مشکلات نوشتاری بکار می‌رود. یک کودک نه چندان کم سن و سال و دچار این اختلال، ممکن است شکل صحیح نوشتاری را رعایت نکند و به سختی قادر به فاصله گذاری صحیح میان کلمات و حروف باشد. مرتب و تمیز نوشتن برای این افراد امری زمان گیر و مستلزم کوشش زیادی است. هرچند این افراد تلاش زیادی برای تمیز نوشتن می‌کنند اما باز هم به سختی می‌توان دست خط آن‌ها را خواند! دانش‌آموزهایی با ناتوانی یادگیری از نوعِ Dysgraphia معمولاً نمی‌توانند برگه امتحانیِ خود را به موقع تحویل دهند و یا تکالیفِ نوشتاری خود را دیر و ناقص انجام می‌دهند.

Dyscalculi (محاسبه پریشی) :

Dyscalculia عبارتی است که برای مشکلات مربوط به ریاضیات و مسائل آن بکار می‌رود. یک کودک ممکن است در درس‌های تاریخ و زبان عملکردِ مناسبی داشته باشد اما در جمع و تفریق، ضرب و تقسیم و عموماً در محاسبات ضعف نشان دهد. البته این موضوع را نباید فراموش کرد که ریاضیات برای بسیاری از دانش آموزان دشوار است اما کودکانی که دچار Dyscalculia هستند بسیار بیش از هم‌سن‌های خود با ریاضی مشکل خواهند داشت. کودکان با این ناتوانی در یادگیری، در حل مسائل پایه ای ریاضیات ناموفق هستند. درحالی‌که دیگران همان مسائل را بدون مشکل حل می‌کنند.

اختلال پردازش اطلاعات:

این‌ها اختلال‌های هستند مربوط به توانایی فرد در استفاده از اطلاعاتی که وی به واسطه حواسِ خود دریافت می‌کند (حس بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه). این مشکلات مربوط به ناتوانی در شنیدن یا دیدن و یا دیگر حواس نمی‌باشند بلکه مربوط به عملکرد مغز در تشخیص، پاسخ گویی، بازیابی و ذخیره اطلاعات است.

نا توانایی‌های کلامی یا زبانی (ناتوانی مربوط به زبان)، مشکلاتی هستند که مانع انجام ارتباط به طور صحیح و متناسب با سن کودک می‌شوند. این مشکلات عبارتند از مشکل در سخن گفتن، مشکل در گوش دادن، مشکل در خواندن، مشکل در تلفظ و مشکل در نوشتن.

علائم:

معیارها و مشخصه های لازم برای تشخیص انواع ناتوانی در یادگیری در یک کتاب مرجع به نام «راهنمای آماری و تشخیصی اختلال‌های مغزی (DSM)» ذکر شده است.

اختلال‌های یادگیری:

دانش آموزان با اختلال در یادگیریِ مهارت‌های تحصیلی، معمولاً دیرتر از هم‌کلاسی‌های خود در خواندن، نوشتن و یا در مهارت‌های محاسباتی پیشرفت می‌کنند. تشخیص‌ها در این طبقه بندی (منظور تشخیص‌هایی است که در رده‌ی اختلال‌های یادگیری داده می‌شوند) شامل موارد زیر می‌باشند:

·اختلال خوانشی

·اختلال نوشتاری (املا، دستور زبان، دستخط، نقطه و نشانه گذاری، کاربرد کلمات و غیره)

·اختلال محاسباتی

·اختلال‌های یادگیری که معیارها و ملاک‌های فوق را نداشتند اما در همین طبقه بندی (اختلال‌های یادگیری) قرار می‌گیرند.

اختلال در خواندن که به عنوان Dyslexia نیز شناخته می‌شود، یک اختلال کاملاً شایع می‌باشد. به گونه ایی که بین 2 تا 8 درصد کودکان دبستانی دچار آن هستند.

ویژگی برجسته خوانش پریشی، توانایی و قابلیت خواندن (صحیح خوانی، تند خوانی، قابل فهم خوانی) زیر سطح انتظار رفته با توجه به رده سنی فرد، میزان هوش وی و تحصیلات اوست. اختلال در خواندن به طور محسوسی در پیشرفت تحصیلی فرد اثر منفی می‌گذارد؛ و می‌تواند آن دسته از فعالیت‌های روزانه ایی که به خواندن نیازمندند را تحت شعاع قرار دهد. در صورت وجود نقص و خطا در یکی (یا بیشتر) از حواس فرد، مشکلات او در خواندن بیش از پیش خواهد بود. افرادی که دچار اختلال در خواندن هستند، هنگامی‌که متنی را با صدای بلند می‌خوانند، در صدایشان به صورت ناخواسته تغییر ایجاد می‌شود، جابه‌جا می‌خوانند و یا از روی کلمات می‌گذرند و آن‌ها را حذف می‌کنند. صرف نظر از اینکه این افراد با صدای بلند و یا آهسته بخوانند، در هر دو حالت هنگام قرائت ملال آور و خسته کننده هستند و در فهم و درک متن پر اشتباه نشان می‌دهند.

در اختلال نوشتاری یا نوشتار پریشی (Dysgraphia)، مهارت‌های نوشتاری فرد که به واسطه آزمون‌های استاندارد و یا ارزیابی‌های عملی اندازه گیری می‌شوند، پایین‌تر از سطحی است که انتظار می‌رفت فرد با توجه به سن، بهره هوشی و میزان تحصیلاتی که از خود نشان داده، قرار می‌گیرند. این موضوع به گونه ای واضح بر تحصیل و انجام کارهای روزمره که نیازمند نگارش هستند را تحت تأثیر منفی قرار می‌دهد. این اختلال چنانچه با نقض یا کاستی در یکی (یا بیشتر) از حواس فرد همراه شود، مشکلاتی به مراتب بیشتر از خود نشان می‌دهد. عموماً ترکیبی از آشفتگی‌ها در مهارت‌های فرد در تکمیل آزمون‌های نوشتاری وجود دارد. مشکلاتی همچون ضعف در دستور زبان، املا و نقطه گذاری، ضعف در شکل دهی و پیکر بندی پاراگراف‌ها و دستخط ناخوانا که این افراد با آن مواجه هستند.

مشخصه و ویژگی بارزِ اختلال محاسبه پریشی (Dyscalculia)، ضعف در ریاضیات می‌باشد. در این اختلال، میزان توانای فرد در ریاضیات که به واسطه آزمون‌های استاندارد محاسباتی و یا استدلالی اندازه گیری می‌شود، پایین‌تر از سطحی است که با توجه به سن، بهره هوشی و تحصیلاتِ فرد، از او انتظار می‌رفت. این اختلال به گونه ای مشخص بر تحصیل و انجام آن دسته از فعالیت‌هایی که به محاسبات نیازمند هستند، اثر منفی خواهد گذاشت. مهارت‌های مختلفی ممکن است از این اختلال آسیب ببینند. از جمله این مهارت‌ها، مهارت‌های زبان شناختی است که مربوط به فهم و تشخیص ضوابط ریاضیاتی، عملکردها و استدلال‌ها و تشخیص و بکار گیری نمادهای ریاضی می‌شود. مهارت‌های ادراکی (تشخیص یا خواندن نمادهای عددی و علامت‌های محاسباتی و یا دسته بندی اجزاء درونِ گروه‌ها)، مهارت‌های توجهی (تکرار و بازنویسی اعداد و شکل‌ها به طور صحیح، به خاطر داشتنِ اعدادِ انتقال یافته – منظور از اعداد انتقال یافته، اعدادی هستند که هنگام جمع و تفریق و ضرب و تقسیم از یکان به دهگان یا از دهگان به صدگان و حالت‌های دیگر از این دست، انتقال پیدا می‌کنند. برای مثال اگر 15 و 16 را بخواهیم با هم جمع کنیم، حاصلِ جمعِ یکانِ آن‌ها برابر با 11 خواهد بود بنابراین 10 تایِ آن با دهگان 15 و 16 جمع خواهد شد که 30 می‌شود. به این 10 تایی که از حاصلِ جمع یکان به دهگان منتقل شده است عدد انتقال یافته می‌گوییم – و توجه به نشانه‌ها و علامت‌های تابعی) و مهارت‌های ریاضی (به ترتیب پیروی کردن از مراحل ریاضی، شماره گذاری و جمع کردن چیزها و یادگیری جدول ضرب) از جمله مهارت‌هایی هستند که می‌توانند تحت تأثیر Dyscalculia قرار بگیرند.

برای آن دسته از اشخاصی که با هیچ یک از مشخصه هایِ اختلال در یادگیری که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، روبرو نیستند، یک دسته بندی متفاوت وجود دارد که ویژگیِ خاصی برایِ آن تعیین نشده است. در این دسته از اختلال‌های یادگیری، ممکن است فرد در هر سه ناحیۀ خواندن، نوشتن و حساب کردن با مشکل مواجه شود. که این‌ها با همدیگر، به طور مشخصی مانع پیشرفتِ تحصیلی می‌شوند، حتی اگر کاراییِ سنجیده شده در هر مهارت، چندان هم زیرِ سطحِ موردِ انتظار با توجه به رده سنی فرد، بهره هوشی و میزان تحصیلاتِ وی نباشد، باز هم وجود مشکلات به صورت تواماٌ در خواندن، نوشتن و محاسبه کردن مانعی بزرگی بر سر راه تحصیل فرد خواهد بود.

علت‌ها و دلایل:

متخصص‌های بهداشت روانی تاکید می‌کنند از آنجایی که کسی دلایلِ وجودِ اختلال‌های یادگیری را نمی‌داند، لذا بازگشت به گذشته و تلاش برای یافتنِ علت‌ها – در گذشته – امری بی نتیجه خواهد بود. احتمال‌های بی شماری وجود دارند که می‌توانند علت باشند اما آنچه که مهم است خانواده‌ها انجام دهند، حرکت روبه جلو و به سوی بهبودی است.

درحالی‌که در گذشته تصور می‌شد، اختلال‌های یادگیری تنها به دلیلِ یک مشکلِ عصبیِ خاص بروز می‌کنند، اما همینک محققان بر این باورند که علت‌ها مختلف و پیچیده تر از آنچه تصور می‌شد، هستند. شواهد جدید نشان می‌دهند که بیشترِ اختلال‌هایِ یادگیری از یک نقطه خاص و منفرد در مغز نشات نمی‌گیرند، بلکه بر اثرِ وجودِ مشکلاتی در رساندن و انتقالِ اطلاعات از نواحیِ مختلف مغز به دیگر نقاطِ مغز است که این اختلال‌ها را شکل می‌دهند.

یک تئوریِ برجسته در مورد اختلال‌های یادگیری اینست که این اختلال‌ها به دلیلِ اختلال‌های جزئی در ساختار فیزیکی مغز و همچنین عملکرد مغز، بروز می‌کنند که این‌ها می‌توانند پیش از تولد شروع شوند. احتمالاتِ دیگر نیز شامل موارد زیر می‌باشند:

·زمینه ژنتیکی

·سوء مصرفِ تنباکو، الکل و مواد، قبل از حاملگی، در حاملگی و بعد از حاملگی

·وجودِ مشکلات خاص دوره بارداری و پس از زایمان مانند کمبود وزن نوزاد، زودرسی و دیگر صدمات ناشی از وضع حمل

·سموم محیطی مانند سرب و مسمومیت با آن

·عفونت سیستم مرکزی اعصاب

·ضربه های شدید به سر

درمان:

 

توجه : روند درمان و تشخیص که در این مقاله به آن اشاره خواهیم کرد، ممکن است با روند درمان در ایران مطابق نباشد.

شناسایی ناتوانی‌های یادگیری

ارزیابی و سنجش برای تعیین اینکه آیا کودک دچار ناتوانی هست یا خیر و آیا نیازمند خدمات و آموزش ویژه است یا نه، اولین قدم موثر در پیشرفت برنامه آموزشی به شمار می‌رود. قبل از اینکه برای کودک با ناتوانی در یادگیری، هرگونه آموزش ویژه و خدمات مربوط به آن مقرر شود، کودک می‌بایست یک ارزیابی کامل و مخصوص به خود را بگذراند. علاوه بر این کودک باید حداقل هر سه سال یک‌بار دوباره مورد ارزیابی قرار گیرد. ارزیابی شامل جمع آوری اطلاعات در تمام مواردی که گمان می‌شود کودک در آن‌ها دچار ضعف است، و از منابع متنوع و مختلف مانند جمع آوری اطلاعات از والدین، می‌باشد. همچنین ارزیابی ممکن است شامل بررسی عوامل رفتاری، شناختی، فیزیکی و رشدی نیز باشد.

طبق اساس‌نامه سال 2004 مربوط به افراد با ناتوانی در پیشرفت تحصیلی، قانون گذار تغییرات عمده ای در نحوه تشخیص اینکه چه کسانی با ناتوانی‌های یادگیری واجد شرایط ویژه خدمات آموزشی هستند، ایجاد کرد. این اساس‌نامه اجازه می‌دهد تا افراد بتوانند به طور اختیاری نسبت به تعیین اینکه آیا دچار ناتوانی در تحصیل و نیازمند خدمات آموزشی ویژه هستند یا خیر، از روش RTI استفاده کنند (RTI یک متد مداخله تحصیلی است که به طور اصولی به کودکانی که دچار مشکلات فراگیری هستند کمک و رسیدگی می‌کند. باور بر این است که کودکانی که به این سیستم پاسخگویی مناسب نداشته باشند، دچار اختلال در یادگیری بوده و به سرویس‌های ویژه آموزشی نیازمند هستند). مدارک و شواهدی وجود دارند که نشان می‌دهند، نمی‌توان با استفاده از مدل تفاوت بهره هوشی تمام دانش آموزانی را که در یادگیری مشکل دارند، شناسایی کرد؛ لذا بسیاری از مدارس روش RTI را که مناسب‌تر به نظر می‌رسد پیاده می‌کنند.

RTI یک روش مداخله تحصیلی دارای درجه بندی و یا چند سطحی بوده که معمول‌ترین حالت آن مدل سه سطحی است. در سطح اول برای همه دانش آموزان دستورالعمل آموزشی با کیفیت بالا تدارک داده می‌شود. در سطح دوم آموزش با همان کیفیت در سطح اول صورت می‌پذیرد اما با وضوح و شدت بیشتر برای آن دسته از کسانی که چندان پیشرفت خوبی نداشتند. در سطح سوم دانش آموزان کاملاً ارزیابی خواهند شد و برای آن‌ها برنامه آموزشی منفرد - Individualized Education Program (IEP). - تهیه می‌شود.

رایج‌ترین درمانی که برای ناتوانی در یادگیری بکار می‌رود، همان آموزش‌های ویژه است. مربیانِ آموزش دیده ممکن است علاوه بر آزمون‌های معمول، آزمون‌های دیگری برای تشخیص میزان هوش و ظرفیت‌های علمی کودک ترتیب دهند. رویکرد کلی این است که پس از پایان هر سنجش، به کودک در نقطه ضعف‌هایش کمک شود و توانایی‌های او را تقویت کرد. دیگر متخصص‌های درمان نیز مانند متخصص درمان زبان و گفتار، ممکن است به پروسه درمان اضافه شود. همچنین تعدادی از داروها با افزایش سطح تمرکز و هوشیاری می‌توانند در یادگیری بهتر موثر باشند. از روانشناسی نیز می‌توان برای درمان استفاده کرد.

ناتوانی‌های یادگیری می‌توانند یک حالت مادام‌العمر داشته باشند. در بعضی از مردم چندین نوع از این ناتوانی‌ها ممکن است توأم با یکدیگر وجود داشته باشد و در بعضی دیگر از افراد تنها یک نوع از آن دیده شود که شاید تأثیر منفی چندانی نیز بر زندگی نداشته باشد.

خوانش پریشی (Dyslexia) :

تشخیص به موقع Dyslexiaعامل کلیدی در تعیین میزان تأثیرات نامطلوبی است که این ناتوانی در پیشرفت فرد بجای می‌گذارد. متأسفانه بزرگ‌سالانی که این مشکل در آن‌ها تشخیص داده نشده، عملکردشان در کارها، پایین‌تر از حد توانایی فکری و هوشیشان است. در صورتی که با کمک یک معلم خصوصی یا متخصص‌های دیگر، تقریباً تمام افراد دچار Dyslexiaمی‌توانند به خوانندگان و نویسندگان خوبی بدل شوند.

خواندن و نوشتن از مهارت‌های بنیادی برای زندگی هستند. با این وجود تقویت دیگر جنبه های آموزشی نیز دارای اهمیت می‌باشند. افراد دچار Dyslexiaمانند دیگر مردم از انجام فعالیت‌هایی که در آن‌ها مهارت دارند لذت می‌برند. فعالیت‌هایی مانند طراحی، معماری و هنر ممکن است مهارت‌های زبانی را تقویت نکنند اما با این حال می‌توانند برای این افراد جذاب و مفید باشند.

محاسبه پریشی (Dyscalculia) :

کمک کردن به یک دانش آموز برای اینکه بتواند نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد، اولین قدم رو به جلو است. والدین و مربیان می‌توانند با کمک همدیگر روش‌هایی را ترتیب دهند که منجر به یادگیری بهتر ریاضیات شود. در خانه، دانش آموز به کمک معلم خصوصی می‌تواند تمرکز بیشتری در مشکلات داشته باشد. به ویژه فشاری که تدریس سریع موضوعات مختلف در مدرسه به دانش آموز وارد می‌کند را می‌توان با کمک معلم خصوصی جبران کرد. تکرار پی در پی و تمرین‌های مخصوص می‌توانند یادگیری را آسان کنند. راه حل‌هایی دیگری که می‌توانند مفید باشند شامل:

·استفاده از کاغذ شطرنجی برای دانش آموزانی که در شکل دادن افکار و ایده های خود روی کاغذ سفید مشکل دارند

·استفاده از راه های گوناگون برای درک بهتر حقایق ریاضی؛ مثلاً تنها به جای حفظ کردن جدول ضرب، توضیح داده شود از آنجا که 16=2×8، اگر 16 دو برابر شود آنگاه 4×8 باید مساوی با 32 باشد

·تمرین برآورد و تخمین زدن به عنوان راهی برای شروع حل کردن مسائل ریاضی

·نشان دادن مهارت‌های جدید، در آغاز با مثال‌های محسوس و قابل فهم و به تدریج حرکت به سمت مثال‌هایی که بیشتر انتزاعی هستند

·برای مشکلات زبانی، توضیح شفاف و روشنِ مسائل و افکار، و همچنین تشویق دانش آموز به سؤال کردن

·آماده کردن محیط بطوریکه کمترین حواس پرتی را داشته باشد.

نوشتار پریشی (Dysgraphia) :

راه های بسیاری وجود دارد که می‌توانند به افراد دچار Dysgraphia کمک کنند تا موفق باشند. عموماً استراتژی‌های مختلف در سه دسته قرار می‌گیرند:

1- تطابق: در این روش یک چیز خاص با توجه به شرایط، به نحوه های مختلف آموزش داده می‌شود اما نتیجه یکسان است. برای مثال در یک مدرسه برای یک کودک که دچار ضعف در بینایی است، از نوشته های بزرگ شده برای تدریس استفاده می‌شود. مثال‌های دیگری نیز می‌توان ذکر کرد مثلاً تایپ کردن تمرین‌ها به جای نوشتن با دست و یا استفاده از کتاب‌های صوتی بجای خواندن کتاب

2- تغییر و تعدیل: در این روش، موضوع به گونه ای تغییر می‌کند که آسان‌تر شود. برای مثال در یک مدرسه ممکن است مشکل دانش آموزی که در خواندن مشکل دارد، به واسطه تغییر کتاب او با یک کتاب ساده تر و کوتاه تر، مشکلش تعدیل شود. در همین راستا ممکن است تکالیفی که به دانش آموز داده می‌شود کمتر از دیگران باشد

3- اصلاح: میسر کردن آموزش و دستورالعمل‌های لازم برای بهبود دستخط و مهارت‌های نوشتاری

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٤

 

اوتیسم یک اختلالِ رشدیِ پیچیده است که که روی مغز اثر گذاشته و مانع پیشرفت در کسبِ مهارت های اجتماعی و ارتباطی میشود. و از مشخصه هایِ آن می توان به ضعف در تعاملات اجتماعی ، ناتوانی در برقرایِ ارتباطِ کلامی و حرکت ، ضعف در تجزیه و تحلیلِ اطلاعاتِ دریافتی و انجام حرکات و رفتارهای تکراری اشاره کرد .

افراد مبتلا به اوتیسم نسبت به احساسات دیگران بی توجه و بی تفاوتند . به علاوه آنها در موقعیتهایِ حسی ، واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهند. همه این علائم شدت یکسانی ندارند و می توانند ضعیف و یا شدید باشند اما با گذشت زمان علائم خفیف به مواردی حاد بدل میشوند.

کودکانِ مبتلا به اوتیسم از الگویِ رفتاری و رشدی که دیگر کودکان از آن پیروی می کنند ، تبعیت نمی کنند. در بعضی از کودکان این تفاوت در الگویِ رفتاری ممکن است از همان لحظه تولد با آنها باشد و این در حالیست که دیگر کودکان ممکن است تا سن 16 الی 36 ماهگی ، رفتار غیر عادی از خود بروز ندهند. والدین می توانند متوجه عدم معاشرت کودکشان در اجتماع ، رفتارهای غیر معمول و حتی فراموشیِ زبان و دیگر مهارت هایی که سابقا فرزندشان به آنان مسلط بود شوند که در این صورت باید اقدامات لازم را انجام دهند.

در یک برآورد در کشور آمریکا تخمین زده شد که از هر 1000 کودک با طیف سنیِ سه الی ده سال ، 3.4 کودک دچار اوتیسم هستند. این بیماری در تمامِ کشورها ، نژادها و در هر خانواده ایی با هر موقعیتِ اجتماعی و اقتصادی می تواند وجود داشته باشد. و همین موضوع دلیلِ مناسبی است برای آشناییِ بیشتر با این اختلال و علائمِ آن. چراکه هر چه زودتر این بیماری تشخیص داده شود ، درمان نیز اثر بخش تر خواهد شد.

علائم :

1- کمبود اجتماعی:

اکثر کودکان مبتلا به اوتیسم از لذتها و هیجاناتِ ناشی از تعاملاتِ اجتماعی بی بهره اند و در دوران آغازینِ زندگی ، یعنی همان زمانی که نوزاد به طور معمول با لمس کردن به دنبالِ کشف محیطِ پیرامونِ خود است ، کودکانِ اوتیسمی چنین رفتاری از خود نشان نمی دهند. همچنین آنها در برقراریِ ارتباطِ چشمی دچار مشکل هستند به گونه ایِ که حالتی مانند بی توجهی و مبهوتی را تداعی میکند. بیشترِ این کودکان نشانه ای از مهبت ، عصبانیت و یا هیجان را از خود بروز نمی دهند و معمولا نسبت به ترک و یا بازگشت والدینشان نزد آنها ، بی تفاوتند. تحقیقات نشان می دهند که اگرچه کودکان مبتلا به اوتیسم نسبت به والدینِ خود علاقه مند هستند اما تعریفِ آنها از علاقه و وابستگی متفاوت بوده و دشوار که آن را توضیح داد. پدر و مادری که از نوازش ، آموزش و بازی کردن با کودکِ خود لذت می برند ممکن است با دیدن بی توجهیِ فرزندشان دلسرد شوند و گمان کنند که کودکشان علاقه ای به آنها ندارند.

همچنین این کودکان به سختی می توانند مفهوم ایما و اشاره را درک کنند. حال این ایما و اشاره ها پیچیده و یا ساده به صورت یک لبخند ، چشمک و یا شکلک باشند. در هر صورت این کودکان مفهومِ خاصی از آن دریافت نمی کنند. برای مثال عبارت " بیا اینجا " برای این کودکان همواره یک مفهوم دارد و حالات کسی که صدایشان کرده مفهومی ندارد. به عبارت دیگر متوجه لبخند و آغوشِ بازی که می خواهد آنها را دربر گیرد و یا حالت خشم و عصبانیتیِ که می خواهد آنها را تنبیه کند ، نمی شوند. و بدون شک نداشتنِ این مهارت ها و ناتوانی در درکِ حالاتِ دیگران ، دنیا را برایِ آنها گیج کننده و غریب می کند.

از دیگر علائم اوتیسم این است که افرادِ مبتلا به آن تواناییِ فهم و تجسم افکارِ دیگران را ندارند و نمی توانند خود را جای فردِ دیگری فرض کنند و این امر سببِ ناتوانی در درکِ واکنشهایِ مردم می شود.

بعضی از افرادِ مبتلا به اوتیسم در کنترلِ عواطفِ خود دچار مشکل هستند به گونه که ممکن است حالت تهاجمی به خود بگیرند و از کنترل خارج شوند. این امر بویژه در موقعیت هایی که احساس راحتی نمی کنند تشدید می شود. آنها شاید اشیاء را بشکنند ، موهای خود را بکشند و به خود یا دیگران آسیب برسانند.

2- مشکلات کلامی :

طبق مشاهدات کودکان از شش ماهگی قادرند کلماتِ نامفهومی را به زبان بیاورند. و این در حالی است که نیمی از کودکانِ اتیسمی شاید هرگز سخن نگویند. یک کودک عادی در سن دو سالگی می تواند جملاتی ابتدایی را بیان کند و تا حدودی به قواعد زبان آشنا می شود اما اگر کودکان اوتیسمی قادر به سخن گفتن باشند ، این مهارت ها را در سن 5 تا 9 سالگی می آموزند. در مواردی این کودکان برای مدتها فقط یک عبارت را تکرار می کنند و یا تنها می توانند از یک کلمه استفاده کنند. و قادر به جمله بندی منطقی نیستند.

بعضی از کودکان تنها چیزهایی را که می شنوند تکرار می کنند. به این حالت پژواک گویی گفته میشود. هر چند در کودکانِ عادی نیز تمایل به پژواک گویی وجود دارد اما این تمایل بعد از چند بار تکرار کردن از بین می رود.

در مواردی ممکن است دانش کودکان اوتیسمی در حوزۀ کلمات وسیع باشد ولی با این وجود هم در تعاملات اجتماعی دچار مشکل هستند و نمی توانند یک گفتگویِ کامل داشته باشند. این کودکان معمولا ترجیح می دهند با خود صحبت کنند.

اغلب افرادی که دچار اختلالِ اوتیسم هستند ، برداشت صحیحی از ضمیرها ندارند. برای مثال "من" ، "شما" و "مرا" برای این افراد یک معنی دارد. مثلا اگر پدر یک کودکِ اوتیسمی از او بپرسد که لباسِ من چه رنگی است ، کودک ممکن است در جواب رنگِ لباس خودش را بگوید نه رنگ لباسِ پدرش را.

افراد مبتلا به اوتیسم در ترجمه و بکارگیریِ زبانِ بدن دچارِ مشکل هستند به گونه ای که تن صدایِ آنها و حالتِ بدنشان به ندرت با هم تطابق دارد.بدون بهره گیری از زبان بدنی و ناتوانی در سخن گفتن ، کودکانِ اوتیسمی به سختی می توانند به دیگران بفهمانند که چه چیزی نیاز دارند. که احتمالا نتیجه آن ربودنِ چیزی است که احتیاج دارند و یا گریه کردن و فریاد کشیدن. این افراد آموخته اند که برای مرتفع کردن نیازهای خود دست به هر کاری بزنند. زمانی که این کودکان بزرگ میشوند بیشتر متوجه ناتوانی های خود می شوند و این باعث افسرده و یا پریشان شدنِ آنها می شود.

3- رفتارهای تکراری:

بسیاری از افرادِ مبتلا به اوتیسم روی پنجه های خود راه می روند و یا دست هایشان را به صورت بی هدف تکان می دهند و ناگهان در جای خود ثابت می شوند. این گونه رفتارها را اصطلاحا خودانگیزی می گویند.

این افراد به ویژه کودکان برای تفریح و سرگرمی به یک محیط ثابت و پایدار نیاز دارند. و معمولا برای لذت بردن نیازمند یک مکان و زمانِ خاص هستند. مثلا اگر یگ فنجان جای همیشگیِ خود نباشد و یا بالشتک های مبل مانند همیشه نباشند به شدت عصبانی می شوند. کودکانِ اوتیسمی با اسباب بازی های خود نمی توانند بازی های متفاوتی انجام دهند. مثلا ممکن ماشین و یا قطار خود را در یک مسیرِ ثابت ساعت ها حرکت دهند. و اگر کسی تصادفا آنها را تکان داد شدیدا ناراحت می شوند. این کودکان توانایی انجام بازی هایی که نیاز به تخیل دارند را ، ندارند. این کودکان ترجیح می دهند تنها بازی کنند.

مشکلاتی که ممکن است با اوتیسم همراه شوند:

1- اختلال در درک حواس:

بسیاری از کودکان مبتلا به اوتیسم در دریافتِ تحریکاتِ حسی ناتوان هستند و آنها را و به خوبی درک می کنند. مثلا ممکن است نتوانند مرز میانِ یک عکس یا نقاشی را با واقعیت از هم تشخیص دهند. این کودکان به محرک های حسی مانند صدا ، بو ، مزه و تصاویر شدیدا حساس هستند و بعضا صدای باد یا زنگِ تلفن می تواند آنها را براشفته کند به گونه ای که گوش های خود را گرفته و فریاد بزنند.

به نظر می رسد که مغز این افراد قادر به برقراریِ تعادلِ مناسب میان تحریکاتِ حسی نمی باشد. و نتیجه این امر برای مثال کودک را نسبت به سرمای زیاد بی تفاوت می کند و یا از افتادن و حتی جراحت یا شکستگی استخوان ، احساسِ درد نکنند و این در حالی است که یک تماس ملائم می تواند باعث بروز واکنش شدید در فرد شود.

2- عقب ماندگی ذهنی:

تمام کودکانِ اوتیسمی دارای اختلالِ مغزی هستند. آنها در مواردی کاملا نرمال رفتار می کنند اما در موارد دیگر مغز آنها دچارِ کمبود و ضعف است. برای مثال یک کودک می تواند در مهارت های بصری قوی باشد اما همان کودک فاقد مهارت های تکلمی باشد.

3- حملاتِ ناگهانی ( تشنج) :

نزدیک به یک چهارم کودکان اوتیسمی در اوایل کودکی و نوجوانی دچار تشنج می شوند. که البته در بسیاری از موارد می توان آنها را با دارو کنترل کرد.

4- سندرم ایکسِ شکننده ( Fragile X ) :

سندرم ایکسِ شکننده ( یک نوع عقب ماندگیِ ذهنیِ مورثی است و چون کروموزوم هایِ X در این عارضه معیوب هستند به آن این نام را داده اند ) در 2 نا 5 درصد افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند دیده می شود. کند ذهنی و علائمی مانند علائم اوتیسم و همچنین نامعمول بودن چهره در کسانی که این عارضه را به ارث می برند بیشتر دیده می شود.

5- برامدگی و سفتیِ بافت ها :

یک عامل ژنتیکی باعث رشد غیر عادی بافتِ مغز و سایر ارگان ها می شود. و به نظر می رسد بین این موضوع و اوتیسم رابطه مستقیم وجود داشته باشد. احتمالِ تورم و سفتیِ بافت ها در کودکان متولد شده کمتر از یک در ده هزار است اما از همین مقدارِ ناچیز ، یک چهارمِ آنها کودکانِ اوتیسمی هستند.

تشخیصِ اوتیسم :

برای تشخیصِ اوتیسم لازم است که حداقل یکی از مشکلاتِ اجتماعی ، ارتباطی و یا رفتاری تا قبل از سنِ سه سالگی تشخیص داده شود. پروسه تشخیص شاملِ دو مرحله می شود. که در مرحله اول کودک مورد معاینه عمومی قرار گرفته و اگر نشانه اوتیسم در او نمایان شد ، در مرحله دوم یک تیمِ پزشکی به صورت تخصصی کودک را معاینه می کنند.

والدین ممکن است از همان بدوِ تولدِ کودکشان متوجه رفتارِ غیرِ عادی او بشوند و ببینند که فرزندشان نسبت به مردم و اسباب بازی ها بی تفاوت است . اما در بعضی دیگر از کودکان تا قبل از اینکه شروع به راه رفتن کنند هیچ نشانه غیر عادی دیده نمی شود ولی در نهایت رفتارِ آنها نیز تغییر کرده ، پرخاشگر و یا منزوی می شوند.

گاها نگرش والدین به رفتارِ فرزندشان می تواند چند سال درمان را به تاخیر بیاندازد چراکه آنها دوست ندارند رفتار غیر معمولِ فرزندشان را بپذیرند و باور کنند که کودکشان باید درمان شود.

در تشخیص اوتیسم ، پزشکان معمولا به دیگر وضعیت ها مانند اختلالِ Rett و سندرمِ آسپرگر (Asperger ) که علائمی مانند علائم اوتیسم دارند توجه می کنند. اختلال Rett یک بیماریِ مغزی پیش رونده است که تنها در دختران دیده می شود. و علائمِ آن مانند اوتیسم شامل از دست دادنِ مهارت های اجتماعی و کلامی است. و همچنین در سندرم آسپرگر ، کودکان رفتارِ تکراری از خود نشان می دهند و اغلب دست و پا چلفتی هستند. در حالی که از لحاظِ هوشی و مهارت های تکلمی در سلامت کامل بسر می برند.

در چند سالِ اخیر روش هایی برای تشخیصِ اختلال ها و عارضه هایی که ممکن است با اوتیسم همراه باشند ، اختراع شده. پرسشنامه طیف سنجِ اوتیسم (ASSQ ) و تستِ درجه بندیِ استرالیایی ( CAST ) برای تشخیص سندرم آسپرگر از جمله این روش ها هستند.

مرحله دوم تشخیصِ اوتیسم به مراتب تخصصی تر می باشد که شامل عصب شناسی و بررسیِ عواملِ ژنتیکی و آزمون های زبانی است. ADI-R و ADOS-G دو روش دیگر برای تشخیص اوتیسم می باشند. که اولی یک مصاحبه ساخت داری است و شامل بیش از 100 بخش مختلف می شود و تمرکز آن روی چهار بخش اصلیِ ارتباط ، تعاملات اجتماعی ، رفتار و حرکات تکراری و بررسی زمانی که علائمِ اوتیسم در فرد نمایان شد ، می باشد.و ADOS-G یک روشِ اندازه گیری ضعفِ رفتارِ اجتماعی ، مبتنی بر مشاهداتی است که کودک در آنها دچارِ مشکل می باشد.

از دیگر روش های تخصصی می توان به مقیاسِ درجۀ اوتیسمِ کودک ( CARS ) اشاره کرد. این روش برای ارزیابی توانایی کودک در حرکات ، انطباق پذیری ، واکنش به صداها ، برقراری ارتباطِ کلامی و رابطه با دیگران ، موثر است. این روش از طریقِ مشاهدۀ رفتارِ کودکان و اطلاعاتی که والدینِ آنها به متخصصان می دهند ، برای کودکان بالای دو سال سن امکان پذیر می شود.

علت ها:

اوتیسم یک اختلال فیزیکی توام با ساختارِ غیرِ معمول و فعالیت های ِ ناکامل شیمیایی در مغز است. و دلیل این نواقص به گونۀ دقیق هنوز مشخص نشده است. اما تحقیقاتِ بسیار گسترده ای در حال انجام است.

به نظر می رسد که عوامل ژنتیکی در این میان نقشِ بسیار مهمی دارند. به عنوانِ مثال احتمالِ وجودِ اوتیسم در دوقلوهایِ همسان بیش از دوقلوهایِ غیرهمسان است. و همچنین احتمال اوتیسم در هر دو کودک همسان بیش از احتمال وجود اوتیسم در دو خواهر و یا دو برادر و یا یک خواهر و برادر است. ناهنجاری هایِ تکلمی در کودکانی که پدر و مادر آنها از یک خانواده و خویشاوند هستند ، بیشتر دیده می شود.و در نهایت غیر عادی بودن کروموزم ها و مشکلات عصبی در خانواده هایی که یک یا چند نفر از آنها دچار اوتیسم هستند ، بیشتر شایع است.

در سال های اخیر با مطالعه عکس های گرفته شده به روش های گوناگون مانند CT SCAN و MRI برای ما مشخص شده که رشد غیر عادی مغز که باعث اوتیسم می شود ،در همان ماه های آغازینِ زندگی صورت می گیرد. این نظریه رشدِ معیوبِ مغز نشان می دهد که ناهنجاری های آناتومیکالی که در اوتیسم وجود دارند به دلیلِ عواملِ ژنتیکی هستند که رشد مغز را تحت شعاع قرار می دهند. و شاید رشد ناگهانیِ سر در کودکانِ زیرِ شش ماه از اولین نشانه های خطر ابتلا به اوتیسم باشد که در این صورت می توان آن را تشخیص داد و شاید درمان کرد.

کالبد شکافی و عکس برداریِ MRI نشان می دهند که بسیاری از بخش های مهمِ مغز در بروزِ اوتیسم نقش دارند. این بخش ها شامل مخچه ، قشر مخ ، دستکاه لیمبیک ، جسم پنبه ای ( توده ایی از بافت های عصبی که ارتباط میان دو نیم کره مغز را امکان پذیر می کنند ) ، غدد عصبی پایه و ساقه مغز می شود. دیگر تحقیقات بر پایه مطالعۀ انتقال دهنده های عصبی مانند سروتونین ، دوپامین و اپی نفرین ( آدرنالین ) هستند.

درمان:

هیچ تک بستۀ درمانیِ کاملب برای درمان تمام کودکان مبتلا به اوتیسم وجود ندارد. یکی از نکاتی که اکثر دانشمندان بر آن اتفاق نظر دارند ، درمانِ زود هنگام است. و البته جای امیدواری است که افراد اوتیسمی به خوبی به روش های درمانیِ طراحی شده و سازمان یافته واکنشِ مثبت نشان می دهند. استفاده از دارو نیز بخشی از درمان محسوب می شود.

قبل از اینکه در مورد درمانِ کودکان تصمیم بگیرید باید از روش های مختلف درمانی به خوبی آگاهی پیدا کرده و سپس مناسب ترین راه را برای بهبودی آنها انتخاب کنید. مثلا اگر قصد دارید کودکتان را در مدرسه نام نویسی کنید باید توجه داشته باشید که آیا آنها برنامه خاصی برای فرزندِ شما در نظر دارند؟ و آیا این برنامه ها برای دیگر کودکان هم مفید بوده است؟ و یا اصلا تجریه ای در مورد کودکانِ اوتیسمی دارند؟ همچنین در نظر داشته باشید که برنامه درمانیِ آنها فقط شاملِ همان مرکز می شود و یا در خانه هم برنامه هایی برای بهبودیِ بیشتر پیش بینی شده است.

در میانِ متدهای مختلفِ درمان ، آنالیزِ رفتارِ عملی (ABA) به عنوانِ یکی از موثرترین روش ها شناخته می شود. طبقِ مطالعاتی که سی سال به طول انجامید ، پزشکان دریافتند قدرتِ اثر بخشِ آنالیز رفتار عملی در کاهشِ رفتارهای نامناسب بیماران و افزایش مهارت های برقرایِ ارتباط و یادگیری ، چشمگیر و قابل توجه است.

یک برنامه درمانیِ مناسب می تواند علاقه کودکان را به ادامه درمان افزایش دهد. جدول حل کردن ، آموزشِ انجامِ وظایف به صورتِ یک سری مراحل ساده و قدم به قدم و تقویت قدرتِ تمرکز و توجه به واسطۀ فعالیت هایِ سازمان دهی شده ، از جملۀ این اقدامات می باشند که کودکان به آنها علاقه نشان می دهند. نقشِ والدین نیز در موفقیتِ درمان حائزِ اهمیت است. پدر و مادرها باید با معلمان و درمانگرهایِ کودکشان نهایتِ همکاری را داشته باشند. تا بتوانند نتیجه مثبت و یا بی اثر بودن درمان را تشخیص دهند و به پزشک مرتبا تغییرات رفتارِ کودک را گزارش دهند. به محضِ اینکه عدمِ توانایی در یک مورد تشخیص داده شد ، درمان باید شروع شود. و یک درمان مناسب مهارت های اجتماعی و ارتباطی را به کودک خواهد آموخت. برای کودکان کمتر از سه سال ، معمولا درمان باید در خانه انجام شود و هدف از این درمان به طورِ ویژه بر قدرت یادگیری ، مهارتهای کلامی ، افزایشِ توجه ، تقلید پذیری و بهبود در واکنش نشان دارن ، متمرکز می شود. برای درمان کودکان بالای سه سال سن ، باید توجه داشت که در مدارس و مهد کودک ها ، کلاس هایِ جداگانۀ ویژۀ کودکانِ اوتیسمی وجود داشته باشد. این کودکان نمی توانند با دیگر همسن های خود یک برنامه آموزشی مشترک داشته باشند.

به والدین نیز توصیه می شود قبل از اینکه هزینه و وقتِ خود را تلف کنند ، در مورد روش های درمان اطلاعات کسب کنند چراکه در بعضی از موارد ، بعضی از روش ها بی فایده هستند مانند:

آغوش درمانی : در این روش از پدر و مادرها خواسته می شود فرزند خود را برای مدتِ طولانی در آغوش بگیرند حتی اگر فرزندشان تمایلی به این کار نداشته باشد. البته این روش دلیلِ علمی ندارد و به نظر نمی رسد بتواند باعثِ ایجادِ پیوند محکمتر میانِ کودک و والدین شود.

تمرین های شنودی: در این روش کودکان به منظورِ ارتقاءِ مهارت های زبانیِ خود به صداها و کلماتِ متنوع گوش می دهند. این روش به افرادِ اوتیسمی کمک میکند تا بتوانند تعادل بهتری در برقراریِ احساساتِ خود با محیط داشته باشند. اما بعد از اینکه دانشمندان این روش را مورد بررسی قرار دانند ، متوجه شدند این متد تفاوتی با گوش دادن به موسیقی ندارد.

دارودرمانی:

عملا دارویی که بتواند اوتیسم را بهبود بخشد وجود ندارد. اما متخصصان از داروها برای درمانِ مشکلاتِ رفتاریِ ناشی از اوتیسم مانند کج خلقی ، بدرفتاری و خودزنی ، استفاده می کنند. اغلب داروهایی که استفاده می شوند همان داروهایی هستند که برای اختلال های دیگر با علائم مشابه اوتیسم مانند افسردگی و اختلالِ وسواس اجباری مورد استفاده قرار می گیرند. گاها دیده می شوند که داروها به روی کودکان اوتیسمی ، اثر چندانی ندارند. بنابراین مهم است که والدین ، پزشکی را انتخاب کنند که در موردِ اوتیسم تجربه داشته باشد. هنگامی که دارویی برای کودک تجویز می شود باید از نزدیک او را تحتِ نظر داشت. از پزشکِ کودکتان در مورد عوارضِ جانبی داروها سوال کنید و به طور مرتب تغییر رفتار و واکنشِ فرزندتان به داروها را به دکتر گزارش دهید.

افسردگی و اضطراب:

داروهای مهار کنندۀ باز جذبِ سروتونین (SSIRs) از رایج ترین داروهایی هستند که برای بهبود علائمِ اضطراب ، افسردگی و اختلالِ وسواسیِ فکری – عملی (OCD) مورد استفاده قرار می گیرند. از میانِ این دسته از داروها تنها Fluoxetine ( Prozac ) توسط FDA برای درمانِ افسردگی و اختلال وسواس فکری – عملی در کودکانِ بالای 7 سال سن مورد تائید قرار گرفته است. دیگر داروها فقط برای درمان اختلال وسواس فکری – عملی در کودکان موردِ استفاده است. Fluvoxamine ( Luvox ) برای کودکان هشت ساله و بزرگتر ، Sertraline یا همان (Zoloft) برای کودکان شش ساله و بزرگتر و Clomipramine با نام تجاری (Anafranil) برای افراد بالای ده سال سن تجویز می شوند. استفاده از این داروها می تواند در اصلاحِ رفتارِ تکراری و وسواس گونۀ کودکان موثر باشد. و قدرت ارتباط چشمی و مهارت های اجتماعی را بهبود بخشد.

باید توجه داشت که طبق اختاریۀ FDA تمامی کودکان ، نوجوانان و افرادِ بالغی که از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنند باید به دقت تحت نظر باشند به ویژه در هفته های اول درمان. این عمل برای جلوگیری از حاد شدن افسردگی ، تمایل به خودکشی ، تغییر رفتار مانند بی خوابی ، بی قراری و قطع ارتباط با جامعه لازم است.

مشکلات رفتاری:

داروهای ضد روان پریشی برای درمان مشکلات رفتاریِ شدید مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها با کاهشِ فعالیت های یک انتقال دهندۀ عصبی به نام دوپامین در مغز عمل می کنند. در میان داروهایی مانند Haloperidol ، Thioridazine ، Fluphenazine و Clorpromazine ، طبق مطالعات انجام شده ، Haloperidol موثرتر از دیگر داروهای نام برده شده است. اما با وجود موثر بودن دارای عوارض جانبی مانند خواب آلودگی و نعشگی ، گرفتگی عضلات و حرکات غیر عادی نیز می باشد.

طبقِ تحقیقات انجام شده ، rispridone برای درمانِ مشکلاتِ شدید رفتاری در کودکان مبتلا به اوتیسم بسیار موثر است. و عوارض جانبی آن نیز معمولا شاملِ خواب آلودگی و افزایش وزن میشود. FDA مصرف این دارو را برای افراد 5 تا 16 سال تایید کرده است. این دارو برای درمان کج خلقی ، پرخاشگری ، خودزنی و حمله های عصبی که معمولا با جیغ و گریه همراه است ، موثر می باشد. همچنین داروهایی مانند Olanzapine و Ziprasidone همین اثراتِ مفیدِ درمانی را دارند با این تفاوت که باعث اضافه وزن نمی شوند.

حملات ناگهانی ( تشنج ) :

حملات ناگهانی در یک چهارم افراد مبتلا به اوتیسم رخ می دهد. به ویژه آنهایی که از ضریب هوشی کمتری برخوردارند. و یا گنگ هستند.اغلب این افراد با داروهای ضد تشنج مانند Carbamazepine ، Iamotrigine ، Topiramate و Valproic Acid درمان می شوند. میزان وجود این داروها در خون افراد باید مرتبا چک شود و از کمترین دوزی که موثر نیز باشد استفاده شود. این داروها اگرچه می توانند تعداد دفعات تشنج را کاهش دهند اما همیشه نمی توانند آنها را بطور کل درمان کنند.

عدم توجه و فزونکاری:

داروهای محرک مانند Methylphenidate با نام تجاری (Ritalin) برای درمان افرادی که مبتلا به اختلال کمبود توجه – بیش فعالی (ADHD) هستند و همچنین افراد مبتلا به اوتیسم مورد استفاده قرار می گیرند. این داروها می توانند رفتار ناگهانی و خودانگیخته و همچنین بیش فعالی کودکان را کاهش دهند.

به غیر از داروهایی که نام برده شد ، برای درمان علائم اوتیسم از دیگر داروها مانند انواع دیگرِ ضدافسرگی ها ، Naltrexone ( دارویی که برای ترک اعتیاد به مواد مخدر مانند هروئین و اعتیاد به الکل مورد استفاده قرار می گیرد.این دارو گیرنده های عصبی که مواد افیونی را جذب می کنند مهار می کند ) ، Lithium و برخی از داروهای Benzodiazepines مانند Diazepam و Lorazepam ، استفاده می شود. سلامت و اثر بخشی این داروها دردرمان کودکان مبتلا به اوتیسم ثابت نشده است.

هر بیماری ممکن است نسبت به هر یک از این داروها واکنش متفاوتی نسبت به دیگر بیماران نشان دهد. پس سابقه پزشکی و رفتاری کودک شما می تواند به پزشک کمک زیادی در تجویز داروی مناسب کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٤

 

کمبود توجه / فزونکاری، یک اختلالِ عصبی است و مشخصه آن ترکیبی از بی توجهی، حواسپرتی، فزونکاری و رفتارِ خودانگیخته است. AD/HD در همان اوایل طفولیت خود را نشان می‌دهد. تخمین زده می‌شود که بین سه تا هفت درصدِ کودکانِ مدرسه‌ای دچار این اختلال هستند. که در این میان سهم پسرها از دخترها بیشتر است. در صورتی که این اختلال درمان نشود، تاثیرات منفی رویِ عملکردِ افراد در تحصیل، موقعیت‌های شغلی و پیشرفت‌های اجتماعی خواهد گذاشت.

کودکانی که دچار اختلال کمبود توجه / فزونکاری هستند، به سختی می‌توانند یکجا آرام بنشینند و در کلاسِ درس از خود توجه نشان دهند. این موضوع حتی برای کودکانی که از لحاظِ هوشی نرمان و یا حتی باهوش هستند نیز صدق می‌کند. این کودکان معمولا رفتارهای شلوغ و نامنظمی دارند.

اگر این اختلال در کودکان درمان نشود، زمانیکه آن‌ها بزرگتر می‌شوند بیشتر از سایرین مستعد مصرف مواد مخدر می‌شوند، رفتارهای ضد اجتماعی در آن‌ها بیشتر به چشم می‌خورد و همچنین بیشتر از دیگران دست به اعمال آسیب زا (چه نسبت به خود چه نسبت به دیگران) می‌زنند.

نشانه‌ها :

طبق جدیدترین نسخه‌ی آئین نامه‌ی تشخیصی و آماری، تنها زمانی AD/HD در فرد تشخیص داده می‌شود که حداقل شش مورد از علائم AD/HD با تمامِ حالاتِ زیر تطبیق داشته باشد.

الف) وجود علائم ناهنجار و پیشرفت کننده برای مدت حداقل شش ماه.

ب ) وجود بعضی از علائم قبل از سن هفت سالگی.

ج ) علائم باید به گونه‌ای باشند که حداقل در دو زمینه، عملکردِ فرد را مختل کنند (زمینه‌های کاری یا اجتماعی یا تحصیلی و غیره).

د ) علائم مربوط به دیگر بیماری‌های مغزی مانند اختلالِ یادگیری، اختلا رفتاری و اختلالِ اضطرابی، نباشند.

علائم کمبودِ توجه :

·ناتوانی در تمرکز، توجه و دقت کردن.

·ناتوانی در رسیدگی به وظایف.

·از دست دادن تمرکز، توجه و دقت با شنیدن کوچک‌ترین صداها و یا دیدن مناظر.

·بی توجهی به جزئیات و دستورالعمل‌ها.

·انجامِ اشتباهاتِ احمقانه (از روی بی دقتی).

·ناتوانی در انجام کارهای روزمره و یا تکالیف مدرسه.

·گم کردنِ وسایل و فراموشی.

·عدم توجه زمانی که با آن‌ها مستقیما صحبت می‌کنید. به گونه‌ای که انگار غرق در رویاهای خود هستند و یا انگار اصلا متوجه صحبتِ شما نمی‌شوند.

علائم فزونکاری :

·فعالیتِ بیش از حد و وداوم.

·بی قراری، که از مشخصه‌های آن تکان دادنِ دست و پا و یا مدام تغییر حالت دادن و جُم خوردن، زمانیکه نشسته‌اند و یا ساکن هستند.

·ناتوانی در حفظ آرامش و سکوت، ناتوانی در یکجا نشستن و بی سروصدا بازی کردن.

·در کودکانِ کم سن سال : مدام دویدن، پریدن و از در و دیوار بالا رفتن.

·پرحرفی و زیاده گویی در مواقع بی مورد.

·پیشاپیش جوابِ سوالی را دادن که هنوز کامل نشده.

·عدم رعایت نوبت دیگران و عدم انتظار کشیدن.

·میان صحبت دیگران پریدن.

شایع‌ترین نوعِ AD/HD زمانی است که فزونکاری و بی توجهی همزمان در فرد دیده شود. در این صورت علائمِ هر دو حالت قابل مشاهده است.

کودکانی که مشکوک به AD/HD هستند باید به دقت موردِ ارزیابی قرار بگیرند. تا مشخص شود که آیا این علائم مربوط به AD/HD هستند و یا از اختلال‌های دیگری نشأت می‌گیرند. در صورتی که علائم ناشی از موقعیت‌های اجتماعی و محیطیِ استرس زا باشند، باید تشخیص و از AD/HD تفکیک داده شوند. چراکه گاها روانپزشکان، روانشناسان و متخصصانِ اعصاب برای تشخیص اختلال‌های مغزی، فقط به یک ارزیابیِ ساده بسنده می‌کنند و از دیگر عواملی که می‌توانند بر رفتار کودک اثر گذار باشند، غافل می‌شوند.

بروزِ علائمی مانندِ AD/HD ممکن است به دلیلِ تغییراتِ ناگهانی در زندگیِ کودک باشد و صرفا نشان دهنده‌ی AD/HDنباشند. فوتِ یکی از والدین و یا آشنایانِ نزدیک، جداییِ پدر و مادر از هم، بی کار شدن والدین، بیماری‌های حمله‌ای مانند صرع، عفونت گوشِ میانی که ممکن است باعث اختلال در شنوایی شود، اختلاهایی که بر عملکردِ مغز تاثیر گذارند، ضعف تحصیلی ناشی از استرس و افسردگی از جمله مواردی هستند که ممکن است باعثِ بروزِ علائمی همچون AD/HD شوند در حالیکه ربطی به آن ندارند.

یک ارزیابیِ مناسب باید عملکردِ فرد را در محیطِ آموزشی و موقعیت‌های اجتماعی، موقعیت‌های عاطفی و همچنین پشرفت در مهارت‌های اکتسابی را مورد نظر گیرد. به علاوه این‌ها، ارزیابی می‌تواند شاملِ تستِ هوش، تستِ ظرفیتِ توجه و ارزیابیِ والدین هم باشد. همچنین معاینه پزشکی نیز ممکن است لازم باشد. در خلالِ معاینه، پزشک به دنبالِ تشخیصِ احتمالیِ آلرژی و یا مشکلاتِ تغذیه‌ای است. مانند بالا بودنِ میزانِ کافئین که منجر به افزایش فعالیت می‌شود.

علت‌ها :

متخصصین بهداشت و سلامت، هنوز مطمئن نشدند که چه چیزی دقیقا باعث بروزِ کمبود توجه / فزونکاری می‌شود. شاید عواملِ ژنتیکی علتِ بروزِ این اختلال باشند چراکه AD/HD در خانواده‌هایی که سابقه‌ی آن را دارند بیشتر دیده می‌شود. مطالعات نشان می‌دهند 25 درصد بستگانِ نزدیک به خانواده‌ی کودکانی که AD/HD دارند، خود نیز دچار این اختلال هستند. تحقیقاتِ گسترده‌ای که رویِ دوقلوها انجام شده، عواملِ ژنتیکی را یکی از عامل‌های مهم در بروزِ این اختلال معرفی می‌کند.

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که عدمِ عملکردِ صحیح در سیستمِ عصبی باعث و بانی این اختلال است. پژوهشگران با استفاده از عکسبرداری از مغز و مطالعه آن‌ها دریافتند که میانِ توانایی در حفظ تمرکز و میزان فعالیت مغز، رابطه وجود دارد. برای مثال آن‌ها متوجه تفاوت در قسمتِ قوامیِ مغزِ کسانیکه AD/HD دارند با افرادِ سالم شدند.

دانشمندان برایِ اینکه دریابند آیا از نظر فیزیکی و ساختاری تفاوتی در مغز وجود دارد که می‌تواند باعث بروز AD/HD شود یا نه، تحقیقاتِ خود را متمرکز بر بررسی ساختارِ مغز کردند.

مصرف سیگار و الکل در دورانِ بارداری، احتمال ابتلای جنین به این اختلال را افزایش می‌دهد. استفاده از این مواد می‌تواند در رشد مغزِ جنین تاثیرِ منفی داشته باشد. بهترین توصیه‌ای که برای این افراد می‌توان داشت، دوری از سیگار و پرهیز از نوشیدن مشروباتِ الکلی در دوران بارداری است.

از دیگر عواملی که ممکن است در رشد و عملکردِ مغز تاثیرِ منفی بگذارد، وجودِ موادِ سمی در محیط است. سرب یکی از این مواد سمی است که در خاک و گرد و غبارِ محلی که درآن از سوختِ سرب دار استفاده می‌شده، می‌توان یافت. همچنین در بعضی از لوله‌های قدیمی آب نیز ممکن است سرب وجود داشته باشد.

با تمامِ این تفاسیر، احتمالِ بسیار کمی وجود دارد که در آن شرایطِ محیط باعثِ بروزِAD/HD شود. بدونِ شک همه کودکانی که در شرایطِ نامناسب محیطی به سر می‌برند، لزوما دچار AD/HD نیستند و همچنین همه کودکانی که دچاراین اختلال هستند، طبیعتا در شرایط محیطی نامناسبی نبودند. همچنین دانشمندان نتوانستند مدرکی بیابند که نشان دهد ضربه خوردن به سر، آسیب‌های مغزی که تشخیص داده نشده اند، عفونت‌های قدیمی و تولدِ ناسالم می‌تواند باعث بروز AD/HD شود.

به علاوه رژیم‌های غذایی و استفاده مکمل‌ها و مصرف شکر نمی‌توانند عاملی برای AD/HD باشند.

درمان:

بنیاد جهانی بهداشت روانی (NIMH ) سرمایه گذاری گسترده‌ای برای مطالعه در مورد درمان اختلال کمبودتوجه/فزونکاری انجام داده و بیش از همه تاکید بر درمان چند وجهی دارد.

نتیجه این تحقیقات نشان داده ترکیبی از رفتار درمانی و دارو درمانی می‌تواند بسیار موثر باشد. هر چند باید گفت درمان با دارو بسیار مفیدتر از رفتار درمانی است اما این به آن معنی نیست که از فواید رفتار درمانی استفاده نکنیم. در بعضی موارد که کودک دچارِ استرس و یا ضعف در عملکردِ تحصیلی باشد و یا به منظور بهبود بخشیدن به رابطه کودک با پدر و مادرو همچنین بالا بردن سطح مهارت‌های اجتماعی و مواردی از این قبیل، رفتار درمانی مفید خواهد بود. از دیگر فوایدِ درمانِ ترکیبی، استفاده کمتر از دارو است.

باید توجه داشت که یک درمان مشخص و واحد برای AD/HD وجود ندارد. عوارض جانبی یک دارو می‌تواند ادامه درمان را ناممکن سازد؛ و اگر کودکی با AD/HDدچارِ اضطراب و یا افسردگی نیز باشد، ترکیبی از داروهای محرک و ضد افسردگی و رفتار دارمانی می‌تواند بهترین گزینه باشد.

داروها:

برای ده‌ها سال است که در درمانِ AD/HD از داروها استفاده می‌شود؛ و داروهایی که به عنوانِ داروهای محرک شناخته می‌شوند، موثرترینِ آن‌ها هستند.

در زیر فهرستی از داروهای محرک را معرفی می‌کنیم. نام درونِ پرانتز، نامِ عمومی داروهاست و نام تجاری آن‌ها در ابتدا و قبل از پرانتز آمده. همچنین حداقل سنی که می‌تواند از این داروها استفاده کند نیز گفته شده.·Amphetamine ) Adderall ) برای سنین 3 سال و بالاتر
·
Methylphenidate ) Concerta ) برای سنین 6 سال و بالاتر
·
Pemoline ) Cylert ) برای سنین 6 سال وبالاتر
·
Dextroamphetamine ) Dexedrine )برای سنین 3 سال و بالاتر
·
Dextroamphetamine ) Dexrtostat) برای سنین 3 سال و بالاتر
·
Dexmethylphenidate ) Focalin ) برای سنین 6 سال و بالاتر
·
Methylphenidate ) Metadate ) برای سنین 6 سال و بالاتر
·
Methylphenidate ) Ritalin ) برای سنین 6 سال و بالاتر به دلیلِ عوارض جانبی خطرناکی که Cylert می‌تواند روی کبد داشته باشد، معمولا از این دارو به عنوانِ گزینه اول استفاده نمی‌شود. اخیرا داروهایی که جزء محرک‌ها نیستند اما برای درمان AD/HD موثرند توسط FDA تایید شدند. Strattera یا Atomoxetine دارویی است که روی انتقال دهنده عصبی به نامِ نوراپی نفرین اثر می‌گذارد حال آنکه محرک‌ها با اثر گذاری روی انتقال دهنده عصبی دوپامین، عمل می‌کنند. برای مقایسه Strattera با محرک‌ها به مطالعاتِ بیشتری نیاز است اما طبق تجربه‌های بدست آمده، این دارو در 70 درصد افراد باعث بهبودی چشمگیر شده است.

استفاده از محرک‌ها، در بسیاری از افراد منجر به کاهش علائمِ فزونکاری و خودانگیخته می‌شود و قدرت تمرکز، مهارت‌های کاری و آموزشی را تا اندازه مناسبی ارتقاء می‌بخشد. از سوی دیگر این داروها باعثِ افزایش هماهنگی در بدن می‌شوند و نتیجه آن بهبودی در مهارت‌های همچون نوشتن و یا ورزش کردن است.

تا زمانیکه این داروها تحتِ نظر پزشک مصرف شوند، می‌توان گفت مطمئن هستند. بر خلاف باور بعضی از مردم، این داروها، کودک را خشن و یا نعشه نمی‌کنند. هر چند ممکن است کودک پس از مصرف بگوید احساسِ متفاوت و عجیبی دارد. اما باید در نظر داشت یک چنین تغییراتی، کوچک و بی اهمیت هستند. همچنین بسیاری از والدین نگرانِ معتاد شدنِ فرزندشان به این داروها هستند در حالیکه هیچ نشانی از اعتیادآور بودنِ این داروها در حینِ درمانِ AD/HD در دسترس نیست. محققان در بیمارستانِ جامعِ مساچوست و دانشکده پزشکیِ هاروارد، دریافتند نوجوانانی که به AD/HD دچارند و داروهای خود را مصرف می‌کنند احتمالِ گرایشِ آنها به مواد مخدر کمتر از کودکانی است که AD/HD داشتند و داروهای خود را مصرف نمی‌کردند.

داروهای محرک در انواعِ جذبِ بلند مدت و کوتاه مدت وجود دارند. داروهای جدیدی نیز با جذبِ ماندگار یا ادامه دار، عرضه شدند که دارای اثر بخشی طولانی هستند و کودک می‌تواند قبل از رفتن به مدرسه آن را مصرف کند و دیگر نیازی نیست برای هر قرص از پرستارِ مدرسه درخواست کند.

اگر پس از مصرف یک هفته از دارو، بهبودی دیده نشد، پزشک دوزِ دارو را تغییر می‌دهد و اگر بازهم بهبودی حاصل نشد، از دیگر داروها استفاده می‌شود. به هر حال از هر ده کودک یک کودک از داروهای محرک جواب نمی‌گیرد. دراینصورت از انواع دیگرِ داروها برای درمان استفاده می‌شود. در مواقعی که AD/HD با دیگر اختلال‌ها همراه باشد و با محرک‌ها نیز درمان نشود، می‌توان از داروهای ضدِ افسردگی برای کاهشِ علائم استفاده کرد.

در شرایطی، پزشکان برای بیمارانِ کم سن و سال داروهایی تجویز می‌کنند که FDA آن‌ها را برای اراد بزرگسال تایید کرده نه برای کودکان. بسیاری از داروهایِ جدید که اثربخشیِ آن‌ها در بهبودِ بیمارهای مغزیِ کودکان نیز ثابت شده است، خارج از تایید هستند و این به این دلیل است که تنها تعدادِ کمی از داروها به طور معین و مشخص روی کودکان موردِ مطالعه قرار گرفته است.

عوارض جانبی داروها:

بیشترِ عوارض جانبی داروهای محرک، در ابتدایِ مصرف که دوزِ دارو پایین است، کم اهمیت هستند. افزایش دوزِ مصرفی سببِ افزایشِ عوارض جانبی می‌شود که از شایع‌ترین آنها می‌توان به کاهش اشتها، بی خوابی، افزایش بی قراری و تحریک پذیری اشاره کرد. در مواردی نیز دردِ معده و سردردهای خفیف گزارش شده است.

بی اشتهایی و کم اشتهایی در حینِ مصرف دارو ثابت نبوده و در نوسان است. و در ساعاتِ خاصی از روز به اوج می‌رسد. بنابراین خوراکی‌هایی که ارزشِ غذایی مناسبی دارند باید همواره در دسترس کودک باشند.

برای برطرف کردنِ مشکل بی خوابیِ کودکان چندین گزینه قابلِ اجراست. کم کردنِ دوز مصرف، تغییرِ ساعت مصرفِ دارو، حذفِ وعده‌ی عصر یا شب (زیر نظر پزشک) و تجویز داروهای کمکی مانند ضدافسردگی ها با دوز پایین، از جمله راه‌های پیش روست.

تعدادِ کمی از کودکان در حین مصرف دارو دچار تیک و یا افزایش تیک می‌شوند. که این موضوع با پایین آوردن دوز دارو معمولا قابل حل است.

تعداد بسیار کمی از کودکان داروهای محرک را نمی‌توانند تحمل کنند و این موضوع هرچقدر هم که دوز مصرف پایین باشد اهمیتی ندارد. در چنین مواردی از داروهای ضدافسردگی به جای داروهای محرک استفاده می‌شود.

مدتِ کوتاهی پس از مصرف دارو، کودک شروع به بهبودی و پیشرفت می‌کند و زمانیکه مردم چنین پیشرفتِ سریعی را می‌بینند، متاسفانه تصور می‌کنند که دارو تنها چیزی است که به آن نیاز دارند. درصورتیکه داروها نمی‌توانند AD/HD را درمان کنند. آن‌ها تنها علائم را در همان روزی که مصرف می‌شوند، کنترل می‌کنند. باید در نظر داشت که داروها به کودکان کمک می‌کنند تا آن‌ها بتوانند از مهارت‌هایی که دارند بهتر استفاده کنند نه اینکه باعثِ افزایش مهارتِ کودکان می‌شوند.

رفتار درمانی، مشاوره و حمایت‌های مناسبِ عملی، به افرادی که دچار AD/HD هستند می‌آموزد که چگونه مشکلاتِ روزمره خود را پشتِ سر گذارند؛ و احساسِ بهتری نسبت به خودشان داشته باشند.

روانی – اجتماعی درمانی:

داروها، در هر روز از زندگی کسیکه که دچار AD/HD است می‌توانند مفید و موثر باشند. با مصرف آن‌ها فرد می‌تواند بعضی از رفتارهای خود را کنترل کند. اما برایِ مهارِ افسردگی، اضطراب و خشم نیاز به مدت زمان زیادی است. هم والدین و هم کودک ممکن است برای مدیریتِ این چنین رفتارهایی، نیاز به آموزش داشته باشند. آموزش‌هایی که در پیشرفت مهارت‌هایشان و نحوه برخورد و برقراری ارتباط با یکدیگر، مفید و عملی باشند. در طیِ یک مشاوره به صورت تک نفری، مشاور به کودک می‌آموزد که احساسِ بهتری به خود داشته باشد، توانایی‌هایش را بیابد و آن‌ها را گسترش دهد، از پسِ مشکلاتِ خود برآید و نسبت به رفتارِ خود کنترل داشته باشد. در بعضی موارد، تنها فردِ دچارِ اختلال نیاز به مشاوره دارد اما در مواردی هم مشکلاتِ فرد روی خانواده تاثیر می‌گذارد و نتیجتاً همه افرادِ خانواده به مشاوره نیازمند می‌شوند. مشاوره به خانواده کمک می‌کند تا از رفتارهای تَنِش زا و ناراحت کننده اجتناب کنند و به گونه ایی این عمل کنند که زمینه سازِ بهبودیِ کودکشان شود.

روان درمانی :

روان درمانی به بیماران کمک می‌کند تا وضعیتِ خود را بهتر درک کنند و آن را بپذیرند. در روان درمانی، والدین در مورد احساسات و افکارِ نگران کننده‌ی خود با درمانگر صحبت می‌کنند و در حین همین گفتگو مشاور سعی می‌کند راه‌هایی را برای بهتر کردن اوضاع به آن‌ها نشان دهد.

شاختی – رفتاری درمانی:

این روشِ درمانی به افراد کمک می‌کند تا هر چه سریع‌تر به نتیجه برسند. بر خلافِ روان درمانی، در این روش سعی نمی‌شود آگاهی و درکِ افراد نسبت به احساسات و رفتارهایشان افزایش یابد. بلکه مستقیما افراد را کمک می‌کنند تا رفتارشان را تغییر دهند.

تمرینِ مهارت‌های اجتماعی:

این گونه تمرین‌ها به کودک رفتارهای جدیدی می‌آموزد. در طیِ این تمرین‌ها، ابتدا درمانگر مدل‌های مناسبِ رفتاری را مانندِ رعایت کردن نوبت دیگران و یا کمک خواستن از آن‌ها را، برای کودک کاملا تشریح کرده و نشان می‌دهد و بعد فرصتی برای کودک مهیا می‌کنند تا او بتواند آن مدل‌ها را عملا اجرا و تمرین کند. برای مثال از مهارت‌های که ممکن است به کودکان آموخته شود، تشخیصِ حالتِ افراد از روی تُنِ صدا و حالت چهره آن‌ها ست تا کودک بتواند وضعیت افراد را (مثلا بتواند تشخیص دهد در حال حاضر فلان شخص عصبانی است یا خوشحال) درک کند و متناسب با آن‌ها از خود واکنش نشان دهد.

گروه‌های حمایتی: گروه‌های حمایتی چه محلی باشند چه بین المللی، این امکان را برای والدین فراهم می‌کنند تا با دیگر افرادی که مشکلاتِ مشابه دارند ارتباط برقرار کنند. در این گروه‌ها، افراد مشکلات، موفقیت‌ها و تجاربِ خود را به اهم در میان می‌گذارند.

سیستمِ تشویق و تنبیه راه مناسبی برایِ متعادل کردنِ رفتار کودک است. با کمک این روش، پدر و مادر و یا مربیان می‌توانند رفتارهای صحیح را با پاداش دادن، برای کودک خوشایند کنند و متقابلا اگر کودک رفتار مناسبی از خود نشان نداد، با یک جریمه سبک متوجه اشتباه بودنِ رفتارخود بشود. پاداش‌ها می‌توانند کوچک و ارزان باشند اما حتما باید چیزی باشند که کودک به آن‌ها علاقه نشان دهد؛ و ندادنِ پاداش خود می‌تواند به عنوان جریمه در نظر گرفته شود. در کل هدف از این کار آموزشِ کودک است تا بتواند رفتار درست را از رفتارِ نادرست تشخیص دهد. این روشِ تربیتی برای همه کودکان موثر است اما آن دسته از کودکان که دچار AD/HD هستند، احتمالا نیاز به پاداشِ بیشتری نسبت به دیگران دارند.

تغییر و مدیریت بعضی از حالت‌ها می‌تواند به کودکان کمک کند. مانند :

·اجتناب از شلوغی و ریخت و پاش در محیط.

·آموزش مستقیم یا خصوصیِ کودک توسطِ معلم برای برطرف کردنِ مشکلاتِ تحصیلی.

·اطمینان یافتن از اینکه کودک به مقدارِ کافی خوابیده باشد.

·اطمینان یافتن از سلامتِ عمومیِ کودک، رژیمِ غذایی متنوع و پُرفیبر.

·تقسیم کردنِ کارهایِ دشوار به چند بخشِ آسان و حمایت از کودک در هر بخش.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٤

 

نشانگان گیلن باره (به انگلیسی: Guillain-Barré syndrome ) یا نشانگان گیلان باره به تلفظ صحیح تر گیان باره، نوعی نوروپاتی محیطی است که باعث نارسایی عصبی ـ عضلانی حاد می‌شود

انواع

  • پلی رادیکولونوروپاتی التهابی حاد و دمیلینه کننده(۹۵ درصد)
  • اختلال آکسونی حرکتی حاد
  • نوروپاتی آکسونی حسی و حرکتی حاد

 

  • بروز نشانگان گیلان باره بین ۶/۱-۲/۱ مورد در ۱۰۰ هزار نفر است.
  • انواع خانوادگی گزارش شده است.
  • ارتباط قویHLA ندارد.

نژاد

هیچ برتری نژادی وجود ندارد

جنس

نسبت مرد به زن ۱٫۵ به ۱ می‌باشد

نمای بالینی

  • اغلب باشروع پیشرونده ضعف اندامها که در طول ۴ هفته به حداکثر میزان خود می‌رسد
  • ضعف اغلب کل اندامهای پروگزیمال و دیستال درگیر می‌کند
  • در یک‌سوم از بیماران دستگاه تنفسی درگیر است
  • نشانه‌های اتونوم مانند تاکی کاردی، افزایش فشار خون یا آریتمی شایع است.
  • اغلب اعصاب جمجمه ای نیز می‌تواننند درگیر شوند و شایع‌ترین نشانه‌های مرتبط عبارتند از ضعف صورت و فلج بولبر و اختلال حرکتی چشم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٦

 

نشانگان گیلن باره (به انگلیسی: Guillain-Barré syndrome ) یا نشانگان گیلان باره به تلفظ صحیح تر گیان باره، نوعی نوروپاتی محیطی است که باعث نارسایی عصبی ـ عضلانی حاد می‌شود

انواع

  • پلی رادیکولونوروپاتی التهابی حاد و دمیلینه کننده(۹۵ درصد)
  • اختلال آکسونی حرکتی حاد
  • نوروپاتی آکسونی حسی و حرکتی حاد

 

  • بروز نشانگان گیلان باره بین ۶/۱-۲/۱ مورد در ۱۰۰ هزار نفر است.
  • انواع خانوادگی گزارش شده است.
  • ارتباط قویHLA ندارد.

نژاد

هیچ برتری نژادی وجود ندارد

جنس

نسبت مرد به زن ۱٫۵ به ۱ می‌باشد

نمای بالینی

  • اغلب باشروع پیشرونده ضعف اندامها که در طول ۴ هفته به حداکثر میزان خود می‌رسد
  • ضعف اغلب کل اندامهای پروگزیمال و دیستال درگیر می‌کند
  • در یک‌سوم از بیماران دستگاه تنفسی درگیر است
  • نشانه‌های اتونوم مانند تاکی کاردی، افزایش فشار خون یا آریتمی شایع است.
  • اغلب اعصاب جمجمه ای نیز می‌تواننند درگیر شوند و شایع‌ترین نشانه‌های مرتبط عبارتند از ضعف صورت و فلج بولبر و اختلال حرکتی چشم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٦

 

Seated boy facing 3/4 away from camera, looking at a ball-and-stick model of a molecular structure. The model is made of colored magnets and steel balls.
افراد مبتلا به این اختلال معمولا شیفتگی شدیدی دارند برای مثال شیدایی این کودک در یک ساختار مولکولی.....................................................سندرم آسپرگر
(به انگلیسی: Asperger syndrome) یا اختلال آسپرگر نوعی اختلال زیستی- عصبی است که با تاخیر در انجام مهارت‌های حرکتی تظاهر می‌یابد.اولین بار در سال ۱۹۴۴ دکتر اتریشی به نام هانس آسپرگر با انتشار مقاله‌ای آن را توصیف کردوجه تمایز این سندرم از مبتلایان به اوتیسم کلاسیک حفظ مهارت‌های تکلمی و شناختی است. با این وجود این بیماری جزو بیماریهای طیف اوتیسم(به انگلیسی: ASD) شمرده می‌شود: توانایی‌ها و روابط اجتماعی ضعیف، رفتارهای وسواسی و تکراری، و خویشتن-محوری در آنها دیده می‌شود. ممکن است توانایی‌های حرکتی به طور محدودی کامل نشود و در طرز راه رفتن یا انجام فعالیت‌های حرکتی پیچیده تر مثل راندن دوچرخه یا توپ بازی مشخص شودافرادی که دچار این اختلال هستند داری مشکلات فراوان در تعاملات اجتماعی هستند و دارای خصوصیات رفتاری کلیشه‌ای در رفتارها و علایق هستند. افراد مبتلا به این سندرم، در روابط اجتماعی بسیار ضعیف هستند اما ﻣﻌﻤﻮﻻ اﺧﺘﻼل ﻳﺎدﮔﻴﺮﯼ ﻧﺪارﻧﺪ کودکان مبتلا به آسپرگر تنها به یک موضوع علاقه نشان می‌دهند و تمایل دارند همه چیز را در ارتباط با آن موضوع واحد بدانند و راجع به دیگر مباحث کمتر صحبت می‌کنند. بنابراین این کودکان بدلیل مهارت‌های اجتماعی ضعیف و دامنه محدود علایق از دیگران جدا می‌شوند و برقراری ارتباط با سایرین را با رفتار غیر متعارف و نامناسب خود و یا در خواست صحبت کردن، تنها راجع به یک موضوع خاص، غیرممکن می‌سازندسندرم آسپرگر معمولاً دیرتر از اوتیسم دیده می‌شود و معمولاً بعدتر مشخص می‌گر

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٦

 

نشانگان کورساکف، که
به نشانگان ورنیکه – کورساکف نیز معروف است، نوعی صدمه مغزی است که کمبود ویتامین،
آن را ایجاد می‌کند. گاهی کمبودهای غذایی همراه با مواد سمی، در بافت مغز آسیب
بنیادی و برگشت‌ناپذیری به بار می‌آورند. سندرم کورساکف که در برخی میگساری‌های
مزمن رخ می‌دهد، از ترکیب می‌خواری و کمبود ویتامین B (تیامین) ناشی می‌شود.
مشخصه‌های سندرم کورساکف پیشرفته عبارتند از: مشکلات حسی – حرکتی، آشفتگی شدید،
تغییرات شخصیتی و خطر مرگ بر اثر مشکلات کبدی و اختلالات معده‌ای – روده‌ای و قلبی.
معاینه پس از مرگ مبتلایان به سندرم کورساکف، حاکی از ضایعات دیانسفالی
میانی(تالاموس و هیپوتالاموس میانی) و صدمه منتشر برخی از ساختارهای مغزی دیگر
است.[1]


کمبود طولانی
تیامین، به از دست دادن یا کوچک شدن نورون‌ها در سرتاسر مغز، مخصوصا در بخشی از
هیپوتالاموس و تالاموس خلفی – میانی، هسته‌ای که آکسون‌هایی را به سمت قشر
پیش‌پیشانی می‌فرستد، منجر می‌شود. بنابراین نشانه‌های سندرم کورساکف، شبیه
نشانه‌های افرادی است که قشر پیش‌پیشانی آنها صدمه دیده، از جمله بی‌تفاوتی،
سردرگمی و یادزدودگی پیش‌گستر و پس‌گستر.[2]
در این بیماران، خاطرات تازه و
گذشته از بین می‌روند و به نظر می‌رسد که شخص در تشکیل خاطرات جدید ناتوان است.
علاوه بر این، نقایص ادراکی و از دست رفتن قوه ابتکار به وجود می‌آید. روان‌آشفتگی
میگساری غالبا بخشی از تاریخچه زندگی بیمار مبتلا به سندرم کورساکف است. هر قدر
کمبود ویتامین اثر طولانی‌تری گذاشته باشد، فرد به "ویتامین‌درمانی" کمتر پاسخ
می‌دهد.[3]


نشانه برجسته
نشانگان کورساکف، افسانه‌بافی[4] است که به موجب آن، بیمار برای پر کردن شکاف‌ها در
حافظه خود حدس می‌زند. این بیماران در مورد تمام سؤال‌ها افسانه‌بافی نمی‌کنند،
بلکه فقط در رابطه با سؤال‌هایی که انتظار دارند پاسخ آنها را بدانند، افسانه‌بافی
می‌کنند. برای مثال، به سوال بی‌معنایی نظیر «پرنسس لوتیا کیست؟» جواب می‌دهند
«نمی‌دانم». اما در رابطه با سوال‌هایی درباره خودشان، خانواده‌شان و موضوعات آشنای
دیگر، افسانه‌بافی می‌کنند. معمولا پاسخ‌ها در مورد گذشته مصداق دارد، مانند «دیشب
برای رفتن به سینما بیرون رفتم». اغلب پاسخ‌های افسانه‌بافی‌شده، بیشتر از آنکه
پاسخ‌های درستی باشند، خوشایند هستند. این گرایش ممکن است تلاش بیمار را برای حفظ
کردن هیجانات خوشایند منعکس کند یا اینکه صرفا بیانگر این واقعیت باشد که برای
بیماری که در بیمارستان بستری است، زندگی در گذشته، از زندگی در زمان حال خوشایندتر
است. برخی بیماران افسانه‌بافی‌های خود را به یاد می‌آورند و مرتبا آنها را تکرار
می‌کنند. مانند بیماری که همیشه می‌گفت که «از دیروز» در بیمارستان بوده است. به
نظر می‌رسد که مشکل اصلی این باشد که بیماران در جلوگیری از پاسخی که قبلا
داده‌اند، مشکل دارند. در یک تحقیق، یکسری عکس به بیماران نشان داده شد و بعد
عکس‌های دیگری را به آنها نشان دادند و از آنها پرسیدند کدامیک با عکس‌های سری اول
مطابقت دارند. آنها تا این مرحله خیلی خوب عمل کردند. بعد یکسری عکس‌های دیگر را به
آنها نشان دادند و دوباره از آنها پرسیدند کدامیک از عکس‌های جدید با عکس‌هایی که
به تازگی دیده بودند، مطابقت دارند. آنها عموما به عکس‌هایی که در سری اول بودند با
اینکه در سری دوم نبودند، پاسخ «بله» دادند. آنها نتوانستند پاسخی را که قبلا درست
بوده، متوقف کنند.[5]

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1].
پینل، جان؛ روان‌شناسی فیزیولوژیک، ترجمه مهرداد فیروزبخت، تهران، 1387، چاپ اول، ص
358 و 359.
[2]. کالات، جیمز؛ روان‌شناسی فیزیولوژیک، ترجمه یحیی سیدمحمدی،
تهران، روان، 1386، چاپ اول، ص 257.
[3]. آزاد، حسین؛ آسیب‌شناسی روانی، تهران،
بعثت، 1377، چاپ اول، جلد 2، ص 181.
[4]. confabulation
[5]. کالات، جیمز؛
روان‌شناسی فیزیولوژیک، پیشین، ص 257 و 258.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٥

 

پارواویروس B19 ویروسی است که فقط انسان‌ها به آن گرفتار می‌شوند. نیمی از بزرگسالان در دوران کودکی به این عفونت دچارشده‌اند. این ویروس از طریق ترشحات عفونی دستگاه تنفس مانند سرفه و از مادر به جنین سرایت می‌کند. ویروس میان 4 تا 20 روز از شروع عفونت تا نمایان شدن نشانه‌های بیماری مانند کهیر و دیگر نشانه‌ها در بدن می‌ماند. پیش از آشکار شدن کهیر (rash)، بیماری افراد واگیر دارد. برای کاهش سرایت پارواویروس شستن پی‌در‌پی دست‌ها پیشنهاد می‌شود. در بیماران هموفیلی که محصولات خونی دریافت می کنند، احتمال انتقال عفونت ویروس زیاد است

 

بیماری پنجم رایج‌ترین بیماری است که به دلیل پارواویروس B19 ایجاد می‌شود. این بیماری معمولا خفیف بوده و نشانه آن اندکی کهیر سرخ و تور مانند روی قسمت اصلی بدن و دست‌ها و پاها در بیشتر بیماران است. گه‌گاه کهیر همراه با خارش می‌شود. بیمار معمولا خیلی ناخوش نیست و کهیر طی 7 تا 10 روز برطرف می شود. پس از بهبودی، یک ایمنی طولانی علیه ویروس در بدن پس از بیماری به وجود می‌آید. بزرگسالی که گرفتار عفونت پارواویروس B19 می‌شود، می‌تواند هیچ نشانه‌ای نداشته باشد و یا دچار کهیر، تورم یا درد مفاصل یا هر دو بشود. مشکل‌های مفصلی احتمالا در یک یا دوهفته برطرف می‌شود، ولی ممکن است بیشتر هم طول بکشد. اگر بیمار غیر از این عفونت مشکل دیگری نداشته باشد، بدون درمان برطرف می شود.

بارداری

اگر زن باردار با فرد مبتلا به بیماری پنجم برخورد کند در اکثر مواقع مشکل حادی برای او یا نوزادش پیش نمی‌آید. اگر زنی آسیب‌پذیر هم باشد و دچارعفونت پارواویروس B19 شود، بیشتر با یک ناخوشی خفیف روبرو خواهد شد؛ جنین او نیز معمولا مشکلی ناشی از پارواویروس B19 نخواهد داشت. در کمتر از پنج درصد از زنان باردار و بیشتر درنیمه اول دوران بارداری‌، عفونت پارواویروس B19 باعث سقط جنین و یا کم خونی شدید جنین می‌شود. تاکنون دیده نشده پارواویروس B19 باعث نقص نوزاد یا عقب افتادگی مغزی او شود.

بحران آپلاستیک

اگرچه بیشتر بیماران طی درگیری با بیماری دچار کاهش تولید گویچه‌های سرخ می‌شوند اما این مسأله بیشتر برای بیماران با کم خونی داسی شکل یا اسفروکتوزیس ارثی بسیار خطرناک است. به این بیماری بحران آپلاستیک گویند که با تزریق خون یا استفاده از ایمونوگلوبولین جبران می‌شود

ایدز

بیمارانی که دچار ایدز هستند در صورت برخورد با این ویروس ممکن است دچار کم خون مزمن شوند. درمان با اریتروپویتین و ایمونو گلوبولین توصیه میشود

آزمایش خون

پزشکان با استفاده از مقادیر IgM و IgG در یک آزمایش خون برای پارواویروس B19 نتیجه می‌گیرند که شخص نسبت به این ویروس ایمن هست و این عفونت را ندارد یا در برابر این بیماری ایمنی ندارد و اگر در تماس باآن قرار بگیرد ممکن است مبتلا شود، یا اخیرا این عفونت را داشته‌است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٥