گروه بندی عقب ماندگان ذهنی از نظر آموزشی و تربیتی و درمانی

از نظر آموزشی به کودکی عقب مانده گفته می شود که به علت محدودیت استعداد وتواناییهای ذهنی به روشهای خاص آموزشی نیازمند است .

الف – عقب مانده های ذهنی درمان ناپذیر یا افراد پناهگاهی

ب – عقب مانده های ذهنی درمان پذیر

افراد دسته دوم خود به آموزش پذیر و تربیت پذیر تقسیم می شوند .

عقب مانده های درمان نا پذیر و ویژگیهای آنان

عقب مانده های عمیق هوشی که بیشتر به علل ارثی و مادر زادی به ناهنجاریهای متعدد مبتلا شده اند در این گروه جای می گیرند . هوشبهر آنان زیر 25 است .دارای معلولیتهای چند گانه اند.اکثرا“ ظاهری غیرعادی دارند ودر بالاترین سن و موقعیت در حد کودک 3 ساله رفتار می کنند .

عقب مانده های درمان پذیر

این گروه که اکثریت بسیارزیاد عقب مانده ها را دربرمیگیرد درجات متفاوتی از نارساییها وناهنجاریهای هوشی را دارا می باشند .

این افرادبه دودسته آموزش پذیروتربیت پذیر تقسیم می شوند .

افرادی که هوشبهر آنان بین56تا70 یا 50 تا 75 است آموزش پذیر خوانده می شوند . این افراد از لحاظ قدرت فراگیری و استفاده از حواس دارای تاخیر هستند از نظر دانستن لغات ضعیف بوده و مفاهیم را خوب درک نمی کنند و از جنبه عاطفی واکنشهای لازم را بدست نمی آورند . تمرکز دقت در اینان محدود است .

افراد این گروه درصورت برخورداری از برنامه های آموزشی در سه زمینه ظرفیت رشد دارند :

1- آموزش پذیری در سطوح دروس ابتدایی

2- آموزش پذیری درتطابق اجتماعی تا کودک بتواند به استقلال نسبتا“ مناسبی در جامعه دست یابد .

3- به دست آوردن شغلی که با آن بتواند دربزرگسالی به طورکامل یا نسبی مخارج خود را تامین کرده و از خود نگهداری کند .

عده زیادی از افراد آموزش پذیر در مدارس معمولی به تحصیل اشتغال دارند که دلایل آن عبارت است از :

هزینه فراوان و بالای موسسات نگهداری و آموزش

تعصب خانواده ها مبنی بر اینکه کودکانشان همراه با عقب مانده ها تحصیل نکنند.

اعتقاد بسیاری از مربیان که آموزش کودکان آموزش پذیر و کودکان دیر آموز نباید از هم جدا باشد .

تنها عیب این روش آموزشی این است که کودکان آموزش پذیردرمدارس عادی ، خیلی زود متوجه کمبودهای خود می شوند.با این حال لازم است برنامه های آموزشی و روشهای آن وزمان اجرای برنامه هازیر نظر مشاوران مخصوص که دراین رشته تخصص دارند اجرا شود .

افراد این گروه دارای هوشبهر بین 26 تا 50 هستند و تواناییهای تحصیلی آنان از یک کودک 7ساله تجاوزنمی کند.عقب ماندگی آنان درخلال نوزادی و خردسالی مشخص می شود .

این افراد می توانند اعمال ساده مربوط به خود را با آموزش فرا گیرند ودراثرتربیت می توانند ادرار و مدفوع خود را کنترل کنند .

از زمانهای قدیم عقب ماندگی های ذهنی را از نظر پزشکی به دو دسته تقسیم می کردند .

1- عقب ماندگی های اصلی یا ارثی که وراثت عامل اصلی عقب ماندگی تلقی می شود

2- عقب ماندگیهای ثانوی یا محیطی که عوامل محیطی در ایجاد عقب ماندگی تاثیر داشت .

1- عقب ماندگی به علت عوامل ارثی

2 – عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بارداری

3- عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و دوران بعد از زایمان

4 – عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی

1- عقب ماندگی ذهنی خفیف :میزان هوشبهر از 50-55تاحدود 70

2 - عقب ماندگی ذهنی متوسط : میزان هوشبهر از 35- 40تا50-55

3- عقب ماندگی ذهنی شدید: میزان هوشبهر از 20تا 25 تا 35- 40

4 - عقب ماندگی ذهنی عمیق : میزان هوشبهرزیر 20تا25

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این عقب ماندگی برابر با عنوان آموزش پذیر است . حدود 85 درصد افراد عقب مانده در این گروه قرار دارد . کمترین اختلال را در زمینه های حسی - حرکتی از خود نشان می دهند درسطح بالاترسنی،از کودکان عادی متمایز می گردند .

این عقب ماندگی معادل عنوان تربیت پذیر است. افراد این گروه 10 درصد کل جمعیت عقب مانده های ذهنی را تشکیل مید هد

عقب ماندگی ذهنی شدید

این گروه حدود 3تا 4 درصد عقب مانده های ذهنی را تشکیل می دهند .

حدود 1تا2درصد عقب ماندگان ذهنی را تشکیل می دهند

عقب ماندگی ذهنی با شدت نامشخص

این تشخیص زمانی انجام می شود که یک احتمال کلی برای عقب ماندگی موجود باشد ولی هوش فرد را نتوان با آزمونهای هوشی استاندارد اندازه گرفت مانند افرادی که اختلال شدید دارن

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٤