دیس پراکسی ( کنش پریشی )

یکی از رایج ترین اختلالات عملکردی که معمولا همراه با اختلالی نظیر اختلال در پردازش و یا یکپارچگی حسی ، اختلال هماهنگی در رشد ، مشکلات توجه و تمرکز ، اختلال نقص توجه - بیش فعالی ، مشکلات اضطرابی و ..  در کلینیک ها مشاهده می شود کنش پریشی است . اگر درمانگر در مورد دیسپراکسی یا کنش پریشی چیزی نداند ، تصور می کند کودک لجباز ، یا خجالتی ، یا مضطرب ، یا گیج ، یا عقب مانده ذهنی است . در صورتی که ممکن است کودک واقعا قصد همکاری داشته باشد اما نتواند ایده ی انجام کار را در ذهنش بطور برنامه ریزی شده و مرحله به مرحله حلاجی کند و نتواند آن ایده را به حرکت تبدیل کند و یا نتواند آن حرکت را به شایستگی انجام دهد . در حقیقت کودک مبتلا به دیسپراکسی یا در مرحله Ideation  ایده سازی ، یا در مرحله Ideomotor , Motor planning   ( برنامه ریزی حرکتی و تبدیل ایده به حرکت ) و یا در مرحله Execution  ( اجرا ) دچار ضعف است .

درمانگرانی که با دیس پراکسی مواجه می شوند ممکن است گیج شوند چون وقتی از کودک می خواهیم کاری را انجام دهد نمی تواند . اما وقتی آزاد گذاشته می شود و احساس می کند که تحت ارزیابی و مشاهده نیست ممکن است خیلی راحت بتواند اتوماتیک آن کار ها را انجام دهد . 

مشکل این کودکان این است که نمی توانند کاری که از ایشان خواسته می شود ( مخصوصا اگر حرکتی چند مرحله ای و نا آشنا باشد ) را در ذهنشان به مراحل ریز تر تشکیل دهنده و متوالی تجزیه کنند و نمی دانند باید از کجا شروع کنند . این کودکان به شدت به توصیه های کلامی و همچنین دیدن همان کار ( یادگیری از طریق سر نخ های بینایی ) وابسته می شوند و مدام نیاز دارند که والدین شان به ایشان بگوید الان این کار را بکن ، خب الان اون کار را بکن و ...

این مساله باعث افت عملکرد در همه ی حوزه های کاری ایشان می شود . مثلا این ها نمی دانند باید چگونه بازی کنند و نیاز مند یه بزرگسال هستند تا از ایشان بخواهد چگونه بازی کنند . همچین سر انجام تکالیف حتما باید کسی بالای سرشان بنشیند و به ایشان راهنمایی ارائه دهد . در مورد تمامی فعالیت های روزمره زندگی ، استفاده از ابزار ، خودمراقبتی ها و ... نیز در مقایسه با سن شان بسیار بسیار وابسته تر هستند .

مشکل دیس پراکسی را می شود با انجام تمریناتی در رویکردها و قالب های ادراکی حرکتی ، Motor learning ، آموزش و مشاوره والدین ، رویکرد SCOPE  ، رویکرد CO_OP    به حداقل ممک تخفیف داد و حتی کامل درمان کرد . اما تا قبل از آن زمان ما با کودکی مواجه هستیم که واقعا اعتماد به نفس پایینی دارد و از جهت انجام فعالیت به راهنمایی ها و تائید درمانگر و والدین معتاد شده است.. 

نچه تفاوت بین راندمان جلسه ی کار با کودک مبتلا به کنش پریشی را عیان می کند ، دانستن تمرین ها نیست ، بلکه بیش و پیش از آن ، شیوه ی کار گرفتن از این کودکان است که می بایست با دقت به آن توجه داشت .

توصیه 1 )  این کودکان  دچار مشکلات شدید در زمینه اعتماد به نفس هستند . سعی کنید تا جای ممکن موقع صحبت کردن با ایشان لبخند بزنید ، به لحن صدایتان دقت کنید که با وجود آمرانه بودن و قاطعانه بودن ، تهدید آمیز و خشن نباشد . باور کنید بارها اتفاق افتاده است که وقتی بطور اتفاقی صدای خودم را ضبط کرده ام ، از این همه پرخاش و صدای بلند در کلام خودم حیرت زده گشته ام !   ما آدمها در نقش درمانگر ممکن است وقتی می خواهیم کاری را تاکید کنیم ، با صدای بلند داد بزنیم تا طرف به خودش بیایداما وقتی صدای ضبط شده ی خودمان را بشنویم احساس کنیم که به شدت توهین آمیز و خشن حرف زده ایم .

توصیه 2 ) به علت همین مساله ی اعتماد به نفس ، حتما پیشنهاد می کنم که ابتدا به عنوان Warm Up  به مدت 10 دقیقه ، کارهایی که کودکان مطمئنا از پس آن بر می آید و خودش هم می داند که می تواند آنها را انجام دهد از او بخواهید و مدام در واکنش به این که توانست آن کارها را انجام دهد ،  چهره تان را متعجب نشان دهید و مدام اظهار تعجب و خوشحالی کنید .

توصیه 3 ) تا جای ممکن مراحل متعدد یک Task چند مرحله ای را بلند بلند برای کودک حلاجی نکنید . این کار باعث گیج تر شدن او می شود . مراحل را برای خودتان ( توی دل خودتان ! ) حلاجی کنید تا دریابید کدام قسمت آن موجب کنش پریشی کودک می شود و تمرین را به گونه ای ارائه دهید که سختی آن مرحله Just Right Challenging  باشد .  اما مدام برای کودک توضیح ندهید که اول این کار ، بعد این کار ، بعد این کار ....

توصیه 4 ) پس از 5 دقیقه کار سخت ، قبل از این که خود کودک خسته شود و حوصله اش از انجام این کارهای تمرکزی و نیازمند دقت سر برود ، خودتان پیشنهاد استراحت بدهید و به کارهای مورد علاقه کودک بپردازید . دقت داشته باشید که تک تک تمرینات به ظاهر ساده ی در نظر گرفته شده برای کنش پریشی ، برای ما که این مشکل را نداریم کاملا ساده است ، اما برای کودکی که سعی میکند آنها را درست انجام دهد واقعا سخت و طاقات فرسا است . سعی کنید قبل از این که کودک با لجبازی و طول دادن و یا بازی در آوردن یا حتی غرغر و گریه کردن و خود را به خواب زدن و ... خستگی خود را اعلام کند ، شما پیشنهاد استراحت بدهید .

توصیه 5 )  وقتی کودکی از انجام دادن کاری احساس ناامیدی می کند و خود را در برابر انجام آن ناتوان می یابد ،  مدام نگویید تو می تونی ، کاری نداره ، ... بهتره سکوت کنیم ، فعالیت را اندکی ساده تر کنیم ، حمایت فیزیکی مان را اندکی بیشتر کنیم ، و وقتی توانست آن را انجام دهد و مکرر تکرار کردیم  ، برای بار چندم از کودک در حین انجام آن کار فیلم بگیرید ( با رعایت اخلاقیات مرتبط با تصویربرداری ) و بگذارید خود کودک با چشمان خودش ببیند که توانسته است و از پس آن کار بر آمده است .  دیدن خود در حین انجام کاری که سخت می پنداشتش بسیار متقاعد کننده تر و اثر گذار تر از این جمله ی بی خودی است که بگوییم تو می تونی .. تو می تونی .. کاری نداره

توصیه 6 ) گاهی وقت ها درمانگران تصور می کنند علت عدم انجام کاری توسط کودک کنش پریش ، کمبود انگیزه درونی برای تلاش کردن است . به این ترتیب درمانگران کم حوصله که درک درستی از کنش پریشی ندارند ، طاقت و صبر از کف داده و رو به سوی تهدید هایی می آورند : مثلا می گویند : یا این کارو می کنی یا می رم به مامانت می گم ! ، یا می گم مامانت بره بیرون ، یا تا وقتی این کارو نکنی نمی ذارم مامانت بیاد تو اتاق ، یا تا وقتی این کارو نکنی از استراحت خبری نیست و ... باور بفرمایید مگر در موارد خیلی خیلی استثنایی ، اثرات مخرب این گونه انگیزه دادن ها ، بر فوائد آن می چربد و رابطه ی درمانی و تصویر کودک از خود و جلسه ی درمانی را به قهقرا می کشد .

توصیه 7 ) گاهی وقت ها کودکان برای انجام کارهای چند مرحله ای ،  ترجیح می دهند از کارهای ساده که تعداد مراحل کمتری دارد استفاده کنند. درمانگر می تواند ابتدا کارهای کم مرحله ( مثلا 2 مرحله ای ) پیشنهاد بدهد و سپس از روش زنجیره سازی استفاده کرده و پس از هر 5 یا 10 بار تکرار ، وقتی آن مراحل ملکه ی ذهن کودک شد ، یک مرحله به ابتدا یا انتهای زنجیره ی مراحل پیشتر آموخته شده اضافه کند . این کار کمک فراوانی به کاهش کنش پریشی و افزایش سرعت یادگیری کودک می کند .

توصیه 8 )  یکی از کارهای جالب برای کاهش کنش پریشی کودکان این است که آن کاری که کودک به راحتی می تواند انجام دهد را اول و آخر مراحل گذاشته و مرحله ی وسطی ، همان مرحله ی سخت باشد . دیده شده است که کودکی که دچار مشکل کنش پریشی است ، با تمرکز کردن بر مرحله هایی که براحتی از پس آن بر می آید ، با سهولت بیشتر و تنیدگی کمتری می تواند از پس مرحله ی سخت بر آید . مثلا کودکی را تصور کنید که از جفت پا پریدن از روی یک ارتفاع 5 سانتی متری هراس دارد و به علت کنش پریشی ، نمی تواند جفت پا بپرد بلکه یک پا یک پا پایین می آید ،  اما این کودک به راحتی می تواند توپ را پرتاب کند . از کودک می خواهیم که ابتدا تا 3 بشمارد ، سپس بلافاصله پس از این که پرید ، توپی را که در دست دارد پرتاب کند .  تاکید اصلی مان را هم بر پرتاب محکم توپ می کنیم ، نتیجه در بسیاری از مواقع خارق العاده است ، کودک بدون این که خیلی به پرش خودش فکر کرده باشد ، ممکن است جفت پا پریده باشد . سپس این پرش جفت پا را تشویق می کنیم و همین کار را آن قدر از او می خواهیم که پرش جفت پا را در ذهنش کنش سازی کرده باشد .

توصیه 9 ) کودکان مبتلا به کنش پریشی در بسیاری از مواقع ، با شمارش 1 ، 2 ، 3   راحت تر می توانند حرکت مورد اراده شان را آغاز کنند . اما نباید با این گونه شمارش به کودک استرس بدهیم .

توصیه 10 ) تکرار ، تکرار ، تکرار رمز غلبه بر کنش پریشی است . دو یا سه کار مختلف را برای یک جلسه در نظر بگیرید و به عنوان مثال یکی از کارها را 20 بار پشت سر هم از کودک بخواهید . اگر کودک خسته شد ، پس از استراحت کار دیگر را 20 بار بخواهید ، مجددا به کار قبلی بازگشته و دوباره 10 بار بخواید ، استراحت کنید و کار سوم را 20 بار بخواهید ، مجددا کار دوم را 10 بار بخواهید و بلافاصله کار اولی را 5 بار بخواهید و پس از استراحت کار سوم را 10 بار بخواهید و ... همین طور پیش بروید.   در تئوری های Motor Learning   این گونه تمرینات را Mass Exercise  می گویند . یعنی انجام انبوه یک مانور حرکتی و یا تمرین برای بهبود کنش سازی .

توصیه 11 ) وقتی که کودک موفق به انجام یک کار 2 یا 3 مرحله ای شد ، از خود کودک بخواهید که با آرامش ، مراحل کاری که انجام داده است را توصیف کند . این تمرین خیلی به کودک کمک می کند تا مراحل انجام کار را ذهنی سازی کند .

توصیه 12 ) از سرنخ دادن های کلامی- شنیداری تا حد ممکن اجتناب کنید و از سرنخ دادن های دیداری و یا فیزیکی استفاده کنید . چنانچه کاردرمانگران گرامی می دانند ما سه نوع Cue   داریم . یکی Verbal Cue  در این نوع سرنخ دادن کلامی – شنیداری ، ما به صورت کلامی به کودک می گوییم که فلان کار را چگونه انجام دهد . این مساله معمولا در مورد کودکان مبتلا به کنش پریشی منجر به گیچ شدن بیش از پیش ایشان می شود. اما سرنخ های دیداری یعنی این که مثلا خود درمانگر حرکتی را که می خواهد کودک انجام دهد را یک یا چند بار انجام  می دهد تا کودک ببیند و سپس انجام دهد .  در حالت های شدید مشکل کنش پریشی حتی می توان از سرنخ های فیزیکی هم به طور محدود استفاده کرد یعنی کودک را به نحو فیزیکی هدایت و حمایت می کنیم تا کار خواسته شده را انجام دهد . مثلا این که برای پریدن کودک دست او را گرفته و اندکی به پایین می آوریم تا در یابد باید زانوش را خم کند و می توانیم با یک دست هم زانو یا پشت زانو را لمس کنیم تا نشان دهیم این گونه خم شدنش مورد انتظار ماست ، سپس با یک حرکت سریع ( پس از شمارش ) دست را بالا تر می آوریم تا کودک دریابد که باید ناگهان زانویش را صاف کند و این حرکت تبدیل به پرش شود .  خلاصه این که می توانید از Physical cue  و Visual Cue   برای هدایت کودک مبتلا به کنش پریشی استفاده کنید .

حال که توصیه هایمان را انجام دادیم ،  چند تمرین را بصورت تیتروار پیشنهاد می دهم .

1    تمرین اول ) تمرینات پرش از روی استپ به پایین ، به جلو ، به طرفین ، یک پا یک پا ، جفت پا ، ترکیبی   ( به این نحو که از ساده به سخت ، ابتدا درمانگر حرکت یا مجموعه حرکات مورد نظر را انجام می دهد و کودک می بیند و بلافاصله کودک تکرار می کند . اگر درست بود درمانگر تائید و تشویق می کند و اگر کودک اشتباه انجام داد ، درمانگر مجددا همان حرکت را تکرار می کند تا کودک با دقت بیشتری نگاه کند و آن را تکرار کند – حتما لازم است که این تمرینات از ساده به سخت انجام شودو درمانگر در هنگام اجرای هر کدام مکث داشته باشد و به آرامی حرکات را انجام دهد تا کودک با سهولت بیشتری بتواند در خاطر بسپارد )

      تمرین دوم )      تمرین جستجو کردن در اتاق به دنبال 3 یا 4عروسکی که در گوشه ها و زوایا و قسمت های مختلف اتاق پنهان کرده اید . کودک باید بتواند بدون پرسش از شما و یا تائید گرفتن و مکث کردن ، فقط به جستجو بپردازد و ایده سازی کند که کجا ها را بگردد و کجاها احتمال قایم شدن عروسک ها می رود .

      تمرین سوم )      تقلید حرکات درمانگر روبروی آینه . به این نحو که درمانگر پشت کودک قرار می گیرد و کودک باید بتواند با دیدن درمانگر در آینه ، عین کاری که درمانگر انجام می دهد رابلافاصله انجام دهد .

     تمرین چهارم ) رفتن به کلاس های ایروبیک ، یوگا ، ژیمناستیک که مربی کارهایی را انجام می دهد و کودکان روبرویی عین همان کارها را باید انجام دهند نیز بسیار مفید است .

5)    تمرین پنجم )   کلاس موسیقی کودکان – ارف -  بسیار بسیار نافع  است . درمانگر می تواند حالت ساده اش را در کلینیک انجام دهد . به این نحو که دو عدد چوب نسبتا بلند که رنگ های مختلف دارند برداشته و روبروی کودک بنشیند . به کودک هم دو عدد چوب با همان رنگ ها بدهد و  به نحوی آن ها را به کودک بدهد که چوبهای همرنگ روبروی هم باشد ( یعنی دقیقا آینه وار روبروی هم بنشینند )  ( مثلا چوب قرمز در دست راست درمانگر و چوب زرد در دست چپ درمانگر و چوب قرمز در دست چپ کودکی که روبروی درمانگر نشسته است و چوب زرد در دست راست او )  سپس درمانگر برای مرحله ی اول ، هر دو چوب را با هم به زمین می زند . کودک هم عین همین کار را می کند . سپس درمانگر اندکی تمرین را سخت تر می کند و اول با چوب قرمز و سپس با چوب زرد به زمین می زند . کودک می بینید و دقیقا  عین آن را می زند .  مراحل به تدریج آنقدر سخت می شود که در پس از نیم ساعت ممکن است به این حالت برسد : زرد – زرد – قرمز – زرد – قرمز و زرد دوتایی -   و کودک باید عین همین ریتم را ببیند و بزند .

6     تمرین ششم)  تمرینات حافظه شنیداری کاری Auditory working memory   نیز بسیار سودمند هستند . داخل گوش کودک یک کار ساده ی تک مرحله ای را بگویید تا برود و انجام دهد و برگردد . اگر کودک درست انجام داد رفته رفته تمرین را سخت ترمی کنید و دو ، سپس سه ، سپس چهار کار را پشت سر هم به او می گویید و او باید با دقت گوش کند و به خاطر بسپارد و انجام دهد و وقتی تمام شد برگردد  . غالب کودکان دچار مشکلات کنش پریشی به علت اعتماد به نفس کم ، در حال انجام این تمرین ، مدام با چشمانشان از درمانگر و یا مادر خود تائید می گیرند . درمانگر و مادر باید هیجان خود را کنترل کنند و فقط در انتهای مراحل کار به کودک بگویند درست بود یا غلط و در خلال مراحل باید چهره شان بی تفاوت باشد و یا به چشمان کودک نگاه نکنند و نگاه خود را بدزدند .

7    تمرین هفتم ) یک سری لگو و مهره با رنگ های مختلف را جلوی کودک قرار می دهیم و ظروفی نیز با همان رنگ ها روبروی کودک قرار می دهیم . از کودک می خواهیم که ابتدا یک قرمز داخل ظرف قرمز بیندازد ، سپس یک زرد داخل ظرف زرد و سپس یک آبی داخل ظرف آبی ، سپس مجددا همین کار را تکرار کند و مجددا قرمز ، زرد ، آبی .. و این کار را آنقدر انجام دهد تا همه ی مهره ها تمام شود . برای مراحل سخت تر بعدی ، می تواند تعداد کارها و یا مهره ها و یا حالت ها را بیشتر کرد .

8    تمرین هشتم ) تمرینات رمز گردانی ادراکی Perceptual Coding    بسیار سودمند هستند . این تمرینات شامل دو دسته تمرین جداگانه است . یکی Encoding  یا رمز گردانی  و دیگری Decoding  یا رمز گشایی .  در این دو دسته تمرین ، ابتدا ما یک حرکت یا یک صدا یا یک کار را بطور قرار دادی مرتبط می کنیم با یک رنگ ، با یک رمز ، با یک کد و ...  مثلا می گویید هر وقت من قرمز را نشان دادم تا بپر ( در این کد بندی ، قرمز کد پرش است . به این ترتیب اگر کودک با دیدن رنگ قرمز بپرد دارد رمز گشایی Decoding  می کند  و اگر درمانگر بپرد و کودک رنگ قرمز را نشان دهد کودک در حال رمز گردانی ی Encoding  است. )   حال دقت کنید :  ما به کودک گفته ایم قرمز یعنی بپر ، زرد یعنی بخند ، سبز یعنی بشین ، آبی یعنی داد بزن .   بعد این رنگ ها را پشت سر هم به کودک نشان می دهیم و کودک با دیدن هر رنگ تلاش می کند رمز گشایی درست انجام دهد و به موقع بپرد بشیند و بخندد و داد بزند .   در مرحله ی بعدی ممکن است درمانگر بخواهد که کودک با دیدن کارهای متناوب درمانگر ، کد رنگی آن ها را روی زمین بگذارد . مثلا درمانگر می پرد ، می نشیند ، می پرد ، می خندد ،  و کودک رنگ های قرمز ، سبز ، قرمز . زرد را به ترتیب روی زمین می گذارد و با این کار ، حرکات درمانگر را رمز گردانی کرده است . دقت داشته باشید که قرار نیست همیشه کد ها رنگ باید یا اصلا همیشه کد ها قرار نیستVisual  و دیداری باشند . شاید قرار بگذاریم که کد ها شنیداری باشند . مثلا تا درمانگر گفت : آ    کودک بدود ، تا گفت  او    کودک خرگوشی بپرد و ....   من تلاشم را کردم که معنی رمز گردانی و رمز گشایی را با دقت و مثال بگویم ، اگر واضح نبود می توانید در گوگل سرچ کنید Perceptual Encoding , Decoding   Exercises  ..   !

9      تمرین نهم )      از کودک بخواهید با دقت به کارهایی که درمانگر پشت سر هم انجام می دهد نگاه کند و آنها را توصیف کند . مثلا درمانگر دست به شکمش می زند ، سپس خمیازه می کشد و سپس چراغ را خاموش می کند . حالا کودک که به دقت این سه تا کار را دیده باید تک تک کار ها را بگوید . ممکن است درمانگر در ادامه از کودک بخواهد به جای این که آن ها را توصیف کند ، عین همان سه تاکاری که دیده را تکرار کند . این تمرین هم برای حافظه دیداری کاری و هم برای مهارتهای توصیفی و هم برای کاهش مشکل کنش پریشی سودمند است .

1      تمرین دهم )  بازی با ماشین کنترلی !  بله تعجب نکنید . به کودک یک دسته ی کنترلی بدهید و ماشین او را وسط اتاق بگذارید و از او بخواهید با استفاده از دسته ی کنترلی ، آن را به درستی فرمان بدهد تا به کنار پای کودک و یا هر آدرسی که تعیین می کنید برود. رفته رفته تمرین را سخت کنید و موانعی را در اتاق بچینید که کودک مجبور شود کنش سازی پیچیده تری برای کار با دسته ی کنترلی از خود نشان بدهد. به همین ترتیب اگر دقت کنید ، تمرینات و بازی های رایانه ای نیز گاهی وقت ها فرصتی است برای ارتقاء  کنش سازی در کودکان ، مشروط به این که این بازی ها در حد اعتیاد گونه انجام نشود و مهارتهای حرکتی درشت Gross  را تحت تاثیر خود قرار نداده باشد .

کنش سازی یا Praxia   یا آنچه درفارسی شده ی انگلیسی اش از آن به پراکسی نام می برند ، در حقیقت توانایی برنامه ریزی ذهنی و حلاجی حرکتی یک ( یا معمولا ) چند مرحله ای است که فرد طی آن ، می بایست ابتدا برای انجام کاری بخصوص ، ایده ای در ذهن خود پرورانده باشد ( Ideation  )  ، سپس برای انجام تک تک مراحل آن برنامه ریزی حرکتی در ذهنش تدوین نموده باشد ( Motor Planning  )  و نهایتا مجموعه اقداماتی و حرکات هماهنگی را برای اجرای آن حرکت اراده شده و برنامه ریزی شده انجام دهد ( Execution  )  .

چنانچه در برخی متون اشاره می شود ، کودکانی که از انواع اختلالات در یکپارچگی حسی رنج می برند ( SID , SMD , SPD  ) غالبا از مشکلات وسیعی در زمینه ی کنش سازی نیز در رنج هستند .  از طرف دیگر ما با اختلال دیگری مثل DCD یا اختلال در هماهنگی رشدی نیز مواجه هستیم که همپوشانی و شباهت های غیر قابل انکاری با کنش پریشی یا Dyspraxia  دارد . همچنین شاهد این هستیم که کودکانی که دچار انواع اختلالات رشدی ( نظیر تاخیر رشدی و یا اختلالات نافذ در رشد – نظیر اوتیسم و آسپرگر و .. )  هستند ، علامتهای بارزی از کنش پریشی را نیز نشان می دهند و همین مساله در کنار مشکلات دیگرشان ، سبب می شود یادگیری شان دچار مشکل شود . به تبع می بینیم که کودکانی که دارای تشخیص اختلال یادگیری هستند نیز در زمینه ی کنش سازی بسیار ضعیف هستند که این مساله خود تائید کننده آنچه پیشتر اشاره کردم است . در مورد برخی مشکلات دیگر نظیر اختلال نقص توجه و بیش فعالی نیز می توانیم به این مساله اشاره کنیم که عمده ی کودکانی که از مشکلات تکانشگری رنج می برند و همچنین عمده ی کودکان مبتلا به نقص توجه که با مسائل اختلال یکپارچگی حسی درگیر هستند نیز علامتهایی از اختلال کنش سازی را نشان می دهند . به این مساله می توانیم برخی از کودکانی که دچار مشکلات ناروانی گفتار و بیان  Stuttering  / Cluttering  ، ناتوانی و ضعف در مهارتهایی نظیر آگاهی واج شناختی Phonological awareness، آپراکسیای کلامی Verbal Apraxia ، مشکلات عمده در زمینه ی کاربردشناسی زبان Pragmatics  ،  ضعف در مهارتهای توصیفی Descriptive Skills و ... هستند را نیز اضافه نماییم .

از تبعات مشکلات کنش پریشی یا Dyspraxia  می توانیم به این موارد بیشتر اشاره کنیم :

1)      کمی اعتماد به نفس و همچنین اعتماد به نفس تخریب پذیر و آسیب پذیر : چرا که این کودکان به تجربه دیده اند در مقایسه با همسالان خود ، مقداری کندتر هستند ، در تصمیم گیری ها مردد هستند ، معمولا نتیجه کارها و حرکاتشان در مقایسه با سایرین چندان چشمگیر و مطلوب نیست و ...

2)      مشکل در مهارتهای ابراز وجود و بیان خود و در نتیجه بروز برخی اختلالات رفتاری برونگرایانه ( نظیر پرخاشگری و ... )  یا درونگرایانه ( اضطراب و ترس و افسردگی ) : از آنجا که هر کودکی و هر انسانی ، به قول استاد بزرگوارم جناب پروفسور عشایری ، " گدای محبت " است ،  ( به قول دکتر اریک برن معروف نوازش برای زنده ماندن انسان ها نقش حیاتی ایفا می کند )  بسیار بدیهی است که وقتی کودکی در مقایسه با همسالان ، نتواند به واسطه ی کفایت عملکردی و قابلیت ها و مهارتهای عملی و یا کلامی اش توجه سایرین را به خود جلب کند ، تصمیم می گیرد این جلب توجه را از مسیری دیگر که چندان متعارف و پسندیده نیست جلب نماید مثل : پرخاشگری و خشونت ، باج دادن ، انزوا و لوس بازی و اظهار ترس و یا دردهای با منشا نا معلوم و ...

3)      وابستگی به والدین و مربی و یا سایر همسالان : این کودکان برای انجام کارهای معمولا ایده ای ندارند و مراحل را باید دانه به دانه برایشان توضیح داد تا بتوانند انجام دهند و مدام نیازمند فیدبک و فیدفوروارد از طرف سایرین هستند . معمولا ترجیح می دهند پیرو باشند در نتیجه حتی در کلاس و محیط بازی با همسالان نیز ، اعتماد به نفس پیشرو بودن ندارند و به همسالان خود وابسته می شوند و ممکن است برای نگه داشتن ایشان در کنار خود ، به آنها باج بدهند و همین مساله می تواند زمینه ساز مورد آزار و abuse  قرار گرفتن ایشان توسط بزرگسالان و یا مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفته شدن توسط همسالان را در ایشان تسهیل کند .

4)      بروز مشکل و وابستگی در تمامی حوزه های عملکرد ، علی الخصوص در  فعالیت های روزمره زندگی ( ADL , IADL  ) ،  بازی ، تحصیل :  تک تک این حوزه ها در وضعیت های پیشرفته ، نیاز به این دارد که فرد به صورت خودکار ، بداند در هر وضعیت و شرایطی باید چه تصمیم بگیرد و چه قسمتی از کار را باید پیگیری و اجرا کند .

5)      مشکلات عمده در ادغام اجتماعی Social participation   - دفاع از حق خود ، جرات ورزی و ...

 

مثالهایی برای دیس پراکسی در زندگی معمول کودکان می زنم ، معمولا شکایت های خانواده های دارای این فرزندان ، به زبان خودمانی خودشان اینگونه است :

1)       نمی دونیم چرا کنده ... وقتی ازش یه کاری می خواهیم انجام بده یا توی جمع ازش کاری می خواهیم انگار خشکش می زه ، اما همچین که حواسمون بهش نیست خیلی هم فرز و سریع کارها را انجام می ده .

2)      به نظرم می آد که بچه مان کارنکرده و ناپخته است و اندامش ورزیده و ماهر نیست . یه رگه هایی از دست و پا چلفتگی توش می بینم که منو خیلی نگران می کنه

3)      نمی تونه از حق خودش در برابر همسالان دفاع کنه و همش از ما انتظار داره که بیاییم و به دادش برسیم ...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/۱۳