بسیاری از کودکان با نشانگان داون، ظرفیت هوشی یک کودک 6 تا 8 ساله را دارند. البته ممکن است آنان پیشرفتی از خود نشان ندهند. به طور کلی در این کودکان نقایص انگیزشی، نسبت به یادگیری محتوای دروس وجود دارد. این نقایص به میزان درجه عقب ماندگی ذهنی آنان بستگی دارد. چه بسا که ممکن است سخت‌تر بیاموزند و حتی بسیاری از آن‌ها از فرصت‌های یادگیری نیز اجتناب کنند. کودکان با نشانگان داون از شیوه‌های حل مساله ساده و ابتدایی برای یادگیری خود بهره می‌گیرند. این کودکان از لحاظ رشد جسمانی و روانی کندتر از سایر کودکان هستند و کارکرد ذهنی آن‌ها اغلب بین عقب ‌مانده ذهنی خفیف تا متوسط است.). رشد هوش در همه افراد تحت تاثیر سه عامل ژنتیک و وراثت، محیط و ویژگی‌های خاص فردی وشخصیتی است. اما پدیده هوش و رشد کنش‌های ذهنی در سندرم داون به گونه‌ای است که در جریان تشکیل نطفه و تقسیم سلولی، وقوع یک خطا و اختلال در ساختار و نظام کروموزومی به طور جدی آن را متاثر می‌کند. به بیان دیگر، کروموزوم اضافی 21، که عامل اصلی به وجود آورنده سندرم داون است، به شکل‌های گوناگون بر رشد و کنش‌های مغزی فرد اثر می‌گذارد. رشد مغز و توسعه کنش‌های ذهنی متنوع در این کودکان به کندی انجام می‌شود. البته در سال‌های اولیه رشد، علیرغم این تاخیر عمدتاً قادرند همانند همسالان خود از عهده انجام مهارت‌های ساده و اولیه برآیند. اما در مراحل بعدی رشد خود،‌ در یادگیری مهارت‌های پیچیده ،که مستلزم هماهنگی‌های شناختی، حسی و حرکتی است، با مشکل قابل توجهی مواجه می‌شوند. بهره هوشی کودکان سندرم داون در اکثر موارد، به‌ تدریج متناسب با بالا رفتن سن تقویمی ‌آن‌ها تا حدودی سیر نزولی پیدا می‌کند.‌ البته این کاهش بهره هوشی به‌این معنا نیست که کودکان سندرم داون با افزایش سن وضعیت بدتری پیدا می‌کنند، بلکه عمدتاً از این جهت است که الگوهای رشد دوران خردسالی خود را حفظ نمی‌کنند و زودتر از سایر افراد به بالاترین سطح رشد ذهنی خود می‌رسند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٦