کودک کم توان و واکنش های اطرافیان

نتایج بررسی ها نشان می دهد که ابتلای کودک به کم توانی می تواند موجب بروز مشکلات و مسائل خاصی در سایر افراد خانواده گردد، البته با توجه به تفاوتهای فردی ممکن است افراد واکنشهاس متفاوتی از قبیل،احساس ناکامی،انکارواقعیت، اضطراب ونگرانی، احساس گناه ، برون فکنی یا فرافکنی، ویا در نهایت سازگاری وپذیرش منطقی کودک را نشان می دهد. دراین مقاله به معرض برخی از موارد می پردازیم . گروهی از والدین بی توجهی خود را در دوران بارداری علت کم توانی کودک دانسته و خود راسزاوار تنبیه و عقوبت می دانند ( البته این تصور نا درست است)بعضی دیگر به دلیل برخوردهای نسنجیده مردم با کودک کم توان از قبیل نگاههای ایشان و اظهار نظرهای مختلف ،‌دچارحالت خشم یا ناکامی می شوند.                                                                                           خواهران و برادران این کودکان نیز ممکن است واکنشهای متفاوتی از قبیل حسادت ، خشم ، طرد و یا حمایت نشان دهند.     

  از سوی دیگر مشکلات مربوط به نگهداری آموزش و درمان این کودکان نیز می تواند فشارهای زیادی را به خانواده تحمیل کند و موجبات نا کامی را در ایشان فراهم آورد.                                                                                       گروه دیگری ازوالدین نیز هستند که کم توانی کودک خود را انکار می کنند برای مثال عدم تحرک و تاخیر رشدی او را به آرام بودن ویا فعالیت بیش از حد و بی قراری وی را به شیطنت نسبت می دهند . در واقع این گروه از والدین از قبول و پذیرش واقعیت امتناع می کنند و حتی ممکن است پیگیری مناسبی در مورد آموزش و درمان کودک نداشته باشند . این والدین ممکن است تشخیص متخصصان را صحیح ندانسته و کوچکترین اعمال کودک خود را نشانه دانایی و هوش کودک تلقی کنند و بنابر این از اجرای دستورات درمانی خودداری کرده موجب تشدید کم توانی کودک شوند.  گروهی از والدین هم پس از اینکه متوجه کم توانی و معلولیت فرزند خود می شوند ، دچار نگرانی و اضطراب شدید شده و ممکن است برای تخلیه این اضطراب ، فشارهای تربیتی و آموزشی را زیاد کرده و دائما از کودک ایراد گرفته و او را تنبیه می کنند .   گروهی دیگر ممکن است کم توانی و ضعف کودک را به سهل انگاری و خطای دیگران نسبت دهند . افسردگی ، انزوا ، خشم ، ترس و ... از دیگر واکنشهای رایج میان خانواده هااست .   اما بهترین حالت این است که والدین کودک خود را همانطور که هست بپذیرند و از او در حد توانش انتظار داشته باشند. از بلند پروازی بپرهیزند و قبول کنند که این کودک نیز توانایی های بالقوه زیادی دارد و باید جهت سازگاری بیشتر به وی کمک کنند.   در واقع می توان گفت والدین یکی از بهترین مربیان کودک خود می باشند  چرا که بیشتر از هر کسی وی را می شناسند و می توانند او را درک نمایند و مطمئنا لازمه یک مربی خوب بودن داشتن یک رابطه صمیمانه و عمیق با کودک است . پذیرش کودک همانگونه که هست و حمایت عاطفی و محبت در کنار آموزش کودک ، علاوه بر بهبود شرایط کودک کم توان می تواند احساس رضایت و خرسندی را در تمام اعضای خانواده فراهم نماید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩