اختلال یادگیری به گونه ای دیگر مشخص نشده است :

این طبقه برای آن دسته از اختلالهای یادگیری است که با هیچکدام از ملاکهای اختلال یادگیری مطابقت ندارد . این طبقه ممکن است شامل دشواریهایی در همه موارد سه گانه خواندن ، ریاضیات و بیان نوشتاری باشد که بر پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد ، با این حال عملکرد فرد در آزمونهای سنجش مهارت ، با در نظر گرفتن سن تقویمی ، هوش اندازه گیری شده متناسب با سن وی به گونه چشمگیری پایین تر از حد انتظار نیست .

 

اختلالات توام :

کودکان مبتلا در این گروه ممکن است یک یا چند اختلال دیگر را نیز در کنار اختلال یادگیری داشته باشند برخی از این اختلالات ممکن است معلول این مشکل باشند و برخی نیز می توانند از عوامل سبب ساز آن باشند از جمله اختلالات همراه شایع می توان بیش فعالی ، کمبود توجه ، اختلالات سلوک ، افسردگی یا افسرده خویی ، تاخیر در رشد زبان ، اختلال در هماهنگی حرکتی مربوط به رشد ، عزت نفس و روحیه پایین و انواعی از بیماریهای جسمانی ( مانند مسمومیت با سرب 0 نشانگان جنین الکلی یا نشانگان کرومومزوم x شکسته ) را نام برد .

 شیوع

برآوردهای شیوع اختلال یادگیری با در نظر گرفتن میزان قطعیت و تعاریف به کار رفته از دو تا ده درصد است شیوع این اختلال در آمریکا پنج در صد گزارش شده است .

 تشخیص افتراقی :

اختلال یادگیری را باید از تغییرات بهنجار در پیشرفت تحصیلی و نیز مشکلات تحصیلی مربوط به عدم فراهم بودن امکانات آموزشی ناکافی یا عوامل فرهنگی ، نقیصه های حسی ( بینایی و شنوایی ) و عقب ماندگی ذهنی ( به خصوص از نوع خفیف ) جدا کرد . همچنین مشکلات یادگیری در اختلالات زبانی مثل آفازی و نقص ویژه زبانی و گروه اختلالات نافذ رشد یا برخی دیگر از اختلالات دوران کودکی ممکن است دیده شود که باید از اختلال یادگیری تمیز داده شود . سبب شناسی :

مطالعات بسیاری در زمینه سبب شناسی اختلالات یادگیری صورت گرفته که منجر به پیدایش نظریه های متفاوتی از قبیل نظریه غلبه برتری طرفی ، نظریه شناخت گرایان نظریه روانکاوی ، نظریه کوتاهی دامنه توجه ، نظریه تاخیر در رشد ، نظریه ضایعات خفیف مغزی ، نظریه چند عاملی شده است . طرفداران این نظریه ها هر کدام از یک زاویه به مشکل توجه کرده و هر یک علت یا عللی را سبب بروز آن می دانند در واقع تا کنون برای اختلال یادگیری علت واحدی شناخته نشده است .

فقدان دقت و توجه کافی – جنب و جوش بیش از حد – فقدان هماهنگی لازم در حرکات – دقت بیش از حد به جزئی از کل – عدم تثبیت ویا تاخیر در تثبیت برتری طرفی – تاخیر در رشد خصوصا در مهارت های گفتاری – وجود ضایعات خفیف مغزی- وارث-مسایل بیو شیمیایی – عدم تعادل هورمونی  از جمله عواملی هستند که می توانند زمینه ساز اختلال یادگیری باشند .

 

درمان :

همواره در این دسته از دانش آموزان به علت عدم رضایت از وضعیت تحصیلی خود و گاها فشارهای اطرافیان و خانواده حالتهای اضطرابی مشاهده می شود ودر کنار آن شکستهای مستمر و نا امیدی  ناشی ار آن زمینه ایجاد حس حقارت و ضعف د ربرابر دیگران را نیز دامن می زند . در هر حال آنان در طول دوران تحصیل و یا زندگی نقاط قوت و ضعف خود را می سنجند و زمانی که تصور ناتوانی بر آنان به یقین تبدیل  شود به سمت افسردگی یا پرخاشگری و ... کشیده می شوند ؛ و این امر ضرورت روان درمانی را درکنار درمانهای مربوطه فراهم می آورد . در هر حال در درمان این گروه شناخت حروف و اعداد و کار با حروف و سیلابها که پایه ناتوانی آنان می باشد اساس درمان محسوب می شوند . بنابراین بهترین درمان برای این کودکان باز پروری مهارت های آسیب دیده و آموزش کودکان بر اساس آنچه که کودک می تواند انجام دهد و آنچه در آن مشکل دارند . با توجه به عوامل سبب ساز این اختلال گاهی ممکن است دارو درمانی نیز در کنار آموزش کمک موثری باشد . روشهای متعددی برای باز پروری و آموزش کودکان با اختلال یادگیری و جود دارد روش هایی مانند روش ادراکی- حرکتی که در آن به بازپروری روند مراحل رشدی از طریق روشهای ُآموزشی – روانی  می پردازد . روش چند حسی که در آن با استفاده از حواس مختلف این کودکان ، توازن و تعادلی برای استفاده از حس بینایی ، شنوایی و لامسه را در نظر می گیرد ( برای یادگیری از مجموعه حواس استفاده می شود ) روش سازماندهی اعصاب مرکزی که در آن با تمرینهای مختلفی شامل تاکید بر خزیدن ، چهار دست وپا رفتن و حرکت تقاطعی دست و پا و ...) نظم رشد سیستم اعصاب مرکزی ( از مرحله قبل از مرحله رشد نیافته ) دوباره بازسازی می کند تا تاخیر مرحله رشد نیافته را جبران کند .

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٩